• تحول ساختارها

    در سال ۱۳۰۰ در زمان ریاست‌الوزرایی مشیرالدوله طرحی برای سیاست مالی مملکت پیشنهاد شد که شامل ترتیب استخدام مستشاران آمریکایی برای وزارت مالیه و فواید عامه و بلدیه تهران، اعطای امتیاز استخراج نفت ایالات شمالی ایران به کمپانی‌های نفتی آمریکایی، جلب سرمایه‌های آمریکایی و اخذ وام از آمریکا بود.
  • رساله‌های مشروطه

    عبدالوهاب فراتی: رساله انصافیه، اثر مرحوم حاج ملاعبدالرسول کاشانى، رساله‌اى است که در دفاع از مشروطیت و به قصد اثبات عدم مباینت آن با شریعت مقدسه اسلامى نوشته شده است. نویسنده در سراسر رساله نشان مى‌دهد که یک روحانى آگاه، زمان‌شناس، ضداستبداد و استعمار است. شناخت او از دسایس استعمارى و حساسیت او نسبت به حمایت از اقتصاد ملى، به‌خوبى گویاى روشن‌اندیشى وى در مقابله با استبداد و استعمار است.
  • البسه وطنی در مذاکرات نمایندگان مجلس شورای ملی

    اشاره: آنچه از نظرتان می‌گذرد بخشی از مذاکرات نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی و معاون وزارت مالیه در بیستم آبان ماه ۱۳۰۳ ه.ش درباره امور بودجه سال ۱۳۰۴ و نیز استفاده از البسه وطنی به‌جای نمونه‌های خارجی است.
  • مشروطیت و سودای لیبرالیسم و مساوات

    عمده‌ترین وجه مشخصه مشروطیت اروپایی، لیبرالیسم و اعتقاد به برابری انسان‌ها در مقابل قانون بود. انقلاب فرانسه با شعار برابری، برادری و آزادی توانست نظریه تفکیک قوا، اعلامیه حقوق بشر را که در آن به آزادی جان، مال و شغل، پارلمانتاریسم و برابری انسان‌ها در برابر قانون اشاره شده بود، به یک معنا به‌وجود آورد. مشروطیت ایران در یک بستر نسبتا مناسب از لحاظ اجتماعی و سیاسی، محصول ورود تفکرات غربی به ایران یا واکنش دیدگاه‌های سنتی و دینی نسبت‌به آنها بود. در واقع مشروطیت را در ایران می‌توان محصول بیداری ایرانیان و وقوف به ضعف و عقب‌ماندگی خود در قبال اروپاییان و اعتراض به حکومت استبدادی دانست. این بیداری با واقعه رژی آغاز می‌شود. اعطای امتیاز توتون و تنباکو به تالبوت در زمان سلطنت ناصری برای اولین‌بار در تاریخ معاصر ایران، موجب ائتلاف سه گروه صاحب نقش یعنی علما، تجار و مردم علیه سیاست‌های دولت ‌شد که به لغو امتیاز رژی وشکسته شدن طلسم مبارزه با استبداد منجر شد و تحولی عظیم در توده مردم ایران به‌وجود آورد. پس از لغو این امتیاز مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی که برخی از آنها نقش مستقیم و برخی دیگر اثرات روانی بر ایران و تحولات ایران داشت، باعث ‌شد تا جنبش مشروطه‌خواهی در ایران پدید‌ آید.
  • سیر سیاست‌های صنعتی در دوره قاجار

    اولین تصمیمات دولت در جهت به‌کارگیری صنایع جدید در ایران، در زمان فتحعلی‌شاه قاجار اتخاذ شد. جنگ‌های ایران و روس و برتری نظامی روسیه، توجه دولت را به برتری روزافزون تمدن نوین اروپا و بازماندگی ایران از کاروان تمدن جهان جلب کرد. به این ترتیب دولت درصدد برخورداری از پیشرفت‌های نظامی اروپا و سیاست‌گذاری در این زمینه برآمد. عباس‌میرزا، نایب‌السلطنه نیز در جهت نیل به این هدف پس از آنکه چهار هزار قبضه تفنگ از انگلیس وارد کرد، دستور داد گروهی از استادکاران اسلحه‌ساز برای آموزش به انگلیس فرستاده شوند. آنها پس از طی دوره‌های ۴ و ۵ ساله به ایران بازگشتند و موفق به ساختن نمونه‌های انگلیسی چخماق، تفنگ و سایر اسباب و آلات جنگ شدند. سپس ۲۰ هزار قبضه تفنگ - مشابه نمونه انگلیسی آن - در تبریز ساخته شد و مخارج آن از سوی نایب‌السلطنه، از محل مالیات‌ها و درآمدهای آذربایجان پرداخت شد.
  • مذاکرات مالی در مجلس اول

    مذاکرات مجلس اول شورای ملی در روز ۱۸ آبان ماه ۱۲۸۶به بررسی مسائل مالی با حضور وزیر مالیه اختصاص یافته و حقوق سلطنتی نیز تعیین شده است. در اینجا مختصری از آن مذاکرات از نظرتان می‌گذرد:
  • تکاپو برای مشروطه

    وضع کلی کشور [ایران] را بدان سان که می‌بینم برایت شرح می‌دهم:در عرض هفته‌های اخیر نهضت مشروطیت ایران گسترش قابل ملاحظه‌ای یافته به حدی که اسباب حیرت حکومت مرکزی و روس‌ها شده. حالا با نقشه قبلی بوده یا به حسب تصادف، همه‌جا شایع شده بود که سفارت انگلیس با سران این نهضت ارتباط دارد و حامی آنهاست. نتیجه این شده که موفقیت مشروطه‌خواهان به اعتلای شأن سیاسی ما در ایران کمک کرده و قدرت و نفوذ ما را در تهران و شهرستان‌ها خیلی بالا برده است.موقعی که برای تحویل گرفتن ماموریت جدیدم وارد تهران شدم انواع و اقسام پیام‌های تبریک از رهبران حزب مشروطه برایم رسید که در همه آنها اظهار امیدواری شده بود که سفارت انگلیس کماکان حامی مشروطه‌خواهان باشد و از کمک به آنها دریغ نورزد.
  • دگرگونی عظیم

    در شرایطی که حاکمیت مکتب اقتصادی کلاسیک با اندیشه نظام اقتصاد بازار و مکانیزم قیمت به کمک دست‌ نامرئی بر جهان سرمایه‌داری هرگونه دخالت دولت در اقتصاد را نفی می‌کرد، در ۲۱ دسامبر ۱۹۲۱ نخستین برنامه دولتی به منظور تامین برق سراسری روسیه به هشتمین کنگره شوراها ارائه شد (مارشفسکی، ۳:۲۵۳۵).به این ترتیب نظام برنامه‌ریزی اقتصادی با الهام‌ از آموزه‌های مارکس و انگلس در جایگزینی اقتصاد ارادی به‌جای اقتصاد آشفته بازار در اتحاد شوروی نشو و نما یافت.
  • راهبردهای توسعه در دوران پهلوی اول

    بر آمدن رضاشاه با حمایت روشنفکران و دولتمردانی چون محمدعلی فروغی، داور و دیگران همراه بود، تلقی اولیه از رضا شاه نزد روشنفکران و عامه مردم یک واسطه و برآورنده آرمان‌های مشروطیت بود. همین روشنفکران و نخبگان بودند که در درون سیستم سیاسی نقش داشتند و با دولت همکاری می‌کردند و پایه‌های نظام جدید را استوار کردند.
  • بررسی قانون خلع سلسله قاجاریه

    محمدعلی بهمنی‌قاجار: نهم آبان ماه ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی با تصویب ماده واحده‌ای سلسله قاجاریه را خلع و‌حکومت موقتی را به رضاخان سردارسپه واگذار کرد، درباره سنجش مشروعیت قانونی این مصوبه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
  • دلایل فروپاشی قاجار

    به‌نظر می‌رسد پاره‌ای از علائمی که کرین برینتون در کالبدشکافی چهار انقلاب به‌عنوان نشانه‌های پیش‌آهنگ انقلاب‌ها از آنها یاد می‌کند، در چگونگی فروپاشی قدرت در آخرین سال‌های حکومت قاجار مصداق یافته بود، با این تفاوت که مجموعه رخدادهای پایان قاجار به انقلاب ختم نشد و نهاد سلطنت همچنان پا بر جا ماند. برخی از نشانه‌های موردنظر برینتون عبارتند از:
  • درک نادرست روشنفکر عصر مشروطه از مدرنیته

    کمتر جامعه‌ای مانند ایران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی تا این اندازه در مسیر و معرض تهاجم فرهنگ و تمدن اقوام و ملل مختلف قرارداشته است. با وجود این، مردم ما برای جلوگیری از نابودی و محو فرهنگ و هویت خود به‌جای اعمال سیاست مقاومت در برابر فرهنگ مهاجم، رویکردی انعطاف‌پذیر از خود نشان داده و عناصر فرهنگ بیگانه را در ظرف فرهنگ خود ریخته و به منظور حفظ فرهنگ وهویت خویش آن را بومی کرده‌اند. به همین اعتبار، کشور ما در طول تاریخ پرفرازو نشیب خود در رویارویی با فرهنگ و تمدن بیگانه از جمله یونانی، رومی، اسلامی و مغولی کمتردچار چالش شده، بلکه فرهنگ «دیگری» را مبتنی برتقدم فرهنگ و هویت «خودی» باز تفسیر کرده است، اما بحث بر سر این است که چرا با شروع جنبش مشروطه، حوزه روشنفکری و حتی محافل سیاسی ما در مواجهه با تمدن مدرن مغرب‌زمین گرفتار نوعی جدال و چالش و بلاتکلیفی شده است؟
  • تناقض‌های ساختاری

    مهم‌ترین مشکلات قابل ذکر درخصوص قشر روشنفکر مشروطه‌خواه، اولا متجانس نبودن حوزه معرفت شناسی آن بود. ثانیا گسل فکری که بر جریان روشنفکری مسلط بود؛ به این معنا که کمتر ارتباطی میان طرز تفکر آخوندزاده، ملکم‌خان و طالبوف وجود داشت و هریک مستقل از گذشتگان و معاصران خود می‌اندیشیدند. ثالثا از منظر شناخت‌شناسی فاقد منظومه بودند. همین فقدان منظومه «غیر» و «خود» فلسفی نسبت به بنیادهای سیاسی، اجتماعی اندیشگی، باعث شد تا از یکسو سرشت روشنفکر ما متاثر از معرفت سطحی و تقلیدی تمدن غرب باشد و مهم‌تر اینکه غالب روشنفکران مشروطه (به‌جز آخوندزاده) اسیر بلاتکلیفی و سردرگمی میان حوزه نفوذ دین و لائیسیته بودند؛ زیرا هیچ‌یک از روشنفکران، خود براساس درک شرایط عمومی جامعه خویش، تولیدکننده فکر نبودند.
  • مشروطه؛ مواجهه سنت و مدرنیته

    «حمید عنایت» می‌نویسد:«انقلاب مشروطه، نمایانگر نخستین مواجهه مستقیم بین فرهنگ سنتی اسلامی و غرب در ایران جدید است. همه کوشش‌های قدیمی‌تر در جهت نوسازی، هرچند متضمن تحولات در نظام‌های حقوقی، حکومتی و اداری بود، به راه‌ها و حوزه‌هایی افتاده بود که تماس دورادوری با ارزش‌های سنتی داشت. هیچ‌کدام به نحوی آشکار و اساسی با این ارزش‌ها معارضه نکرده بودند.»

بیشتر