از ۱۹۳۸ و با ورود به دانشگاه آمریکایی بیروت، او با رویکردهای سیاسی جهان عرب آشنا شد؛ زیرا دانشجویانی از سراسر جهان عرب در آنجا حضور داشتند. در ۱۹۷۰، صباغ با یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین در بیروت ملاقات کرد و از آن زمان رابطه دوستی وی با عرفات و سایر رهبران این سازمان آغاز شد. صباغ، باسل عقل و ولید خالدی به‌عنوان میانجی بین ساف و دولت فلسطین در راستای تفاهم سیاسی و وضعیت پناهندگان فلسطینی نقش ایفا می‌کردند.

 او طی جنگ داخلی لبنان در راستای برقرار صلح میان احزاب لبنان و نیز میان فلسطینی‌ها و دولت لبنان تلاش کرد. در این دوران وی در عین حال پیام‌هایی را میان ساف و دولت آمریکا رد و بدل می‌کرد. در 1982 و در پی حمله اسرائیل به لبنان، صباغ راهی عربستان شد تا از ملک خالد بخواهد با آمریکا وارد مذاکره شود و بمباران بیروت پایان بیابد. او به‌عنوان عضو شورای ملی فلسطین، در فراهم آوردن زمینه تماس‌های بین‌المللی برای عرفات طی دو دهه هفتاد و هشتاد نقش مهمی داشت. 

   شرکت پیمانکاران تلفیقی

در 1943 او شرکت پیمانکاران تلفیقی (CCC) را در حیفا تاسیس کرد؛ اما یک سال بعد فلسطین را به مقصد لبنان ترک کرد. او در آنجا سی‌سی‌سی را در 1950 از نو تاسیس کرد؛ شرکتی که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاری‌ها در سطح جهان، بزرگ‌ترین شرکت چندملیتی در آن منطقه به شمار می‌رفت. صباغ شانزدهمین ثروتمند جهان عرب به شمار می‌رفت.  صباغ از طریق «بنیاد دیانا صباغ»، یکی از بزرگ‌ترین خیریه‌های جهان عرب، از نهادهای آموزش عالی در جهان عرب و غرب حمایت مالی کرد. او از موسسان نهاد رفاه فلسطینیان بود که به دانشجویان این کشور کمک مالی ارائه می‌داد. او در 12 ژانویه 2010 در آمریکا درگذشت. 


 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند