احمدشاه نیز برای جلوگیری از افزایش قدرت سیدضیاء به سردار سپه روی آورد. پس از سرکوب قیام کلنل پسیان و جنبش جنگل، خراسان و گیلان عملا زیرنظر و تحت امر وزارت جنگ قرار گرفت. رضاشاه تا سال ۱۳۰۲ که خود از سوی احمدشاه به مقام رئیس‌الوزرا منصوب شد، همه کاری کرد تا کابینه‌های مختلف سقوط کند. اما به تدریج کارهای خودسرانه و خلاف قانون سردار سپه سرانجام کاسه صبر پاره‌ای از مجلسیان را لبریز کرد و آنان را به واکنش وا‌داشت. مجلس چهارم و در راس آن سید‌حسن مدرس خواستار کناره‌گیری رضاخان از وزارت جنگ شدند. او نیز استعفای خود را به ولیعهد تقدیم کرد. اما استعفا را در میان همایشی بزرگ از نظامیان خواند و با تهدید مجلس شورای ملی بر سر کار بازگشت.

این رفت و برگشت اما به رضاخان نشان داد که باید زمام امور مجلس را دست گیرد. او در انتخابات مجلس پنجم بسیاری از حامیان خود را به مجلس فرستاد و به تدریج قدرت را به کل قبضه ‌کرد. احمد‌شاه نیز که از مدت‌ها پیش ‌انگیزه سلطنت را از دست داده بود و در خود توان رویارویی با رضاخان یا ایستادگی در برابر او را نمی‌دید، آبان ۱۳۰۲ بار دیگر به سفر فرنگ رفت؛ سفری بی‌بازگشت. رضاخان در زمانی به رئیس‌الوزرایی رسید که همه رقیبان از صحنه کنار رفته بودند، قوام‌السلطنه تبعید شده بود، کابینه مشیرالدوله به تازگی بر افتاده بود، مستوفی‌الممالک انزوا گزیده بود، مجلس در فترت بین دوره چهارم و پنجم به سر می‌برد و سفارت‌های روس و انگلیس نیز هر یک به دلایلی، به سردار سپه اعتماد داشتند و با صدارت او موافق بودند. احمد‌شاه در این شرایط با اکراه و اجبار در سوم آبان ۱۳۰۲ دستخط ریاست‌الوزرایی رضاخان را صادر و ماموریت تشکیل کابینه را هم به او واگذار کرد. همزمان دستخط دیگری نیز صادر کرد و سفر قریب‌الوقوع خود را به فرنگ به اطلاع عموم رساند. سفر احمد‌شاه به فرنگ پایان دوره قاجار بود.