انگلیس با تشکیل این نیرو ضمن تامین امنیت منابع نفتی، می‌توانست امنیت راه‌ها را نیز تامین کند. اما تامین این امنیت علاوه بر ظلم و تعدی به مردم منطقه، با غارت ثروت و منابع ملی ایرانیان نیز همراه بود. بنا بر یک نقل قول گفته می‌شود، سرپرسی سایکس، هنگام خروج از ایران سه کالسکه عتیقه را با خود به خارج برده بود. این موضوع در درازمدت نارضایتی مردم را به‌دنبال داشت؛ اما بسیاری از جنبش‌های محلی به بدترین شکل و توسط پلیس جنوب سرکوب می‌شد. نبرد و مقاومت دلیران تنگستانی از جمله نقاط عطف مبارزه با استعمار انگلیس در آن دوره بود.

پلیس جنوب ابزار مناسبی نیز جهت مقابله با قیام‌های محلی بود؛ چراکه پیش از آن در قیام رئیسعلی دلواری، او و همراهانش در ابتدا با هدف قرار دادن کنسولگری انگلستان خساراتی به آن وارد کرده و منافع این کشور را به خطر انداخته بودند. در یکی از این حملات، رئیسعلی توانسته بود چند تن از نیروهای بلندپایه انگلیسی را بکشد و نیروهای متجاوز را مجبور به عقب‌نشینی کند. این قیام در کنار سایر قیام‌های مشابه می‌توانست به راحتی تداوم حضور این کشور در جنوب را با خطر مواجه کند. با این حال پلیس جنوب طی دوران فعالیت خود توانست به بسیاری از اهداف خود نائل شود؛ اما در نهایت به درخواست ایران و نیز با پایان جنگ جهانی اول و از بین رفتن خطر آلمان، کشورهای روسیه، آلمان و آمریکا به ادامه حضور و فعالیت این نیرو واکنش نشان داده و در نهایت همین عوامل باعث انحلال پلیس جنوب طی سال‌های ۱۲۹۹-۱۳۰۰ه.ش شد.

منبع: منیره راضی؛ پلیس جنوب ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی