ژان از همان ابتدا به‌عنوان یک دختر شانزده ساله، خواهان خدمت در ارتش فرانسه بود که به وی چنین اجازه‌ای داده نشد اما یک سال بعد با لباس مردانه پیش ولیعهد رفت. ژاندارک توانست اعتماد سربازهای ناامید فرانسوی را به‌دست آورد و محاصره اورلئان توسط انگلیسی‌ها را در سال ۱۴۲۹ بشکند. بعد از این پیروزی بود که او توانست شارل را به لشکرکشی به سوی رنس متقاعد کند که در آنجا شاهد تاج‌گذاری او در ۱۷ ژوئیه ۱۴۲۹ بود. به پاس خدمات او شارل هفتم لقب اشرافی دوک دولیس را به او اهدا کرد و مردم دهکده‌اش را از پرداخت مالیات معاف کرد و مجسمه ژاندارک را در اورلئان نصب کرد.  سرانجام ژاندارک در سال ۱۴۳۰ توسط خائنان اسیر و به انگلیسی‌هایی تحویل داده شد که از او متنفر بودند.  ژان از سوی مقامات کلیسا به جادوگری متهم شد. اتهامات او این چنین بود: اصرار بر دریافت الهام از جانب قدیسین و پوشش مردانه. از او خواسته شد تا ادعاهایش را انکار کند و او هم برای نجات جانش و برای فرار از شکنجه اعتراف کرد که دروغ گفته است.  اما دو روز بعد اعتراف نامه‌اش را پس گرفت و به استقبال مرگ رفت.  روبر برسون، کارگردان بزرگ فرانسوی از روی داستان زندگی او یکی از شاهکارهایش را خلق کرده است.