به استثنای مکتبخانه‌های معدودی که برای تحصیل اطفال ایتام وجود داشت و تحصیل در آنها رایگان بود، هزینه تحصیل هر نوآموزی که به مکتبخانه مراجعه می‌کرد از سوی خانواده او تامین می‌شد. تحصیل در مکتبخانه‌ها گرچه تابع سنتی دیرپا بود ولی در عمل بهره‌وری مناسبی نداشت. به روایت کسانی که خود در مکتبخانه تحصیل کرده بودند، گذراندن دوره آموزشی در مکتبخانه‌ها هم طولانی بود و هم آموخته‌های کودکان بسیار کم و ناچیز بود. خشونت و اعمال تنبیه بدنی در مکتبخانه‌ها نیز عاملی به‌شمار می‌آمد که سبب می‌شد کودکان آرزومند نبود مکتب و معلم مکتبخانه باشند.تقریبا از دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و پس از اصلاحات امیرکبیر در امور فرهنگی و آموزشی و تاسیس مدرسه دارالفنون نغمه‌هایی در میان برخی از معارف خواهان و اندیشمندان ایرانی آغاز شد که هدف آن پدید آوردن نهادی فرهنگی بود که متولی آموزش عمومی برای کودکان و نوآموزان ایرانی باشد. شکل‌گیری چنین نهادی که امکان تحصیل ابتدایی را در اختیار همگان قرار دهد آشکارا نیازمند حمایت دولتی بود.

منبع: مسعود تاره، «شیوه نوین آموزش ابتدایی در دوره قاجار»، تاریخ علم، ۱۳۹۳.