برق بهعنوان یک کالای راهبردی با ماهیت «غیرقابل ذخیرهسازی انبوه (non-storable commodity) اقتصاد خود را کاملا تابع «مدیریت لحظهای تراز عرضه و تقاضا» ساخته است. کشور ایران در حال حاضر در شرایط پارادوکس رشدی عمیق در کسری عرضه برق و افزایش تقاضای مصرف برق و به عبارت بهتر رشد ناترازی برق که از سال ۱۳۹۹ با شیب صعودی بالایی جهش یافت، گرفتار آمده: مطابق گزارش مرکز مطالعات زنجیره ارزش ایران از یکسو با ناترازی موثر ۱۸ هزار مگاواتی در سال ۱۴۰۳ (معادل ۲۲.۵ درصد کل تقاضای پیک) مواجه است که نشانه «شکاف ساختاری میان تولید قابل اتکا و مصرف لحظهای» بوده و از سوی دیگر، با وجود برخورداری از مزیت مطلق خورشیدی (بیش از ۳۰۰ روز آفتابی در سال)، بیش از ۹۰ درصد تولید برق خود را به سوخت فسیلی –به ویژه گاز طبیعی با ارزش فرصت صادراتی بالا– گره زده و عملا «سبد تولید برق» خود را از هرگونه انعطافپذیری و تابآوری محروم کرده است.