تحولات شتابان در عرصه تجارت بینالملل، بیش از آنکه مجموعهای از رویدادهای مقطعی باشند، نشانهای از یک تغییر ساختاری و بنیادین در اقتصاد سیاسی جهان هستند. دگردیسی در مناسبات تجاری اتحادیه اروپا و چین، تلاش اروپا برای کاهش وابستگی به زنجیرههای تامین چین، بازآرایی ناگزیر مسیرهای ترانزیتی در پی تنشهای خاورمیانه، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی و فناوریهای هوش مصنوعی و در نهایت هشدارهای صندوق بینالمللی پول درباره گسترش جنگهای تجاری، در نگاه اول وقایعی مستقل به نظر میرسند؛ اما اگر این تحولات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری کلانتر آشکار میشود و آن اقتصاد جهانی در حال عبور از منطق بازار و استقرار در منطق شبکه است.