در عصر تکقطبی، قدرتهای کوچک معمولا به دنبالهروی از ابرقدرت مستقر روی میآورند؛ چون هزینه موازنهسازی با یک هژمون بیرقیب بسیار بالاست و منافع امنیتی کوتاهمدت، چسبیدن به چتر حمایتی همان قطب غالب را عقلانی میکند. اما بهمحض اینکه نظم تکقطبی دچار فرسایش میشود و رفتار ابرقدرت مستقر نامطمئن یا گزینشی به نظر میرسد، قدرتهای کوچک از دنبالهروی محض فاصله میگیرند و به موازنهسازی نرم، اتحادهای محدود و خودیاری منطقهای روی میآورند؛ یعنی نه موازنه سخت کلاسیک علیه هژمون، بلکه موازنه پراکنده از طریق شراکتهای امنیتی میانی با همسایگان و قدرتهای همرده.