در تحلیلهای اقتصادی انتظار میرود افراد در مورد هزینهها و فواید اقدامات مختلف فکر کنند و قبل از انتخاب تصمیمی بگیرند که حداکثر سود را برای آنها به ارمغان میآورد. بر اساس این اصل سرمایه باید به سمت فعالیتهای سودآور هدایت شود، کارخانههای غیر سودآور باید از بازار خارج شوند و عوامل اقتصادی باید بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارند به صورت عقلانی عمل کنند؛ اما واقعیت اقتصاد بهویژه در حوزه کارآفرینی بسیار پیچیدهتر است. کارآفرینان معمولا تصمیمهای خود را در محیطی میگیرند که اطلاعات کاملی از آن ندارند، چشمانداز بازار نامشخص است، منابع مالی محدود و زمان کمی برای در نظر گرفتن تمام گزینهها وجود دارد. در چنین شرایطی تصمیمهای اقتصادی صرفا بر اساس محاسبات سودآوری، هزینه سرمایه و پیشبینی تقاضا نیست، بلکه خوشبینی، ترس، اعتماد به نفس شخصی، تجربه شخصی، شبکههای اجتماعی و نحوه ارائه اطلاعات میتواند بر تصمیمات کارآفرینان تاثیر بگذارد.