تاریخ اندیشه اقتصادی را میتوان از زاویه منازعه میان ایدهها نیز روایت کرد. اگر مارکس مهمترین منتقد سرمایهداری بود و کینز نظریهپرداز مداخله دولت برای مهار بحرانها، لودویگ فون میزس را باید چهرهای دانست که بیش از هر اقتصاددان دیگری از منطق بازار دفاع کرد. اما جایگاه واقعی او پیچیدهتر از تصویری است که معمولا در روایتهای لیبرتارین ارائه میشود و باید اهمیت او را در فراتر از دفاع از اقتصاد آزاد جستوجو کرد. میزس با طرح پرسشهایی بنیادین درباره امکان برنامهریزی اقتصادی، ماهیت کنش انسانی و روششناسی علم اقتصاد، مسیر بخش مهمی از مباحث اقتصاد قرن بیستم را تغییر داد. حتی بسیاری از منتقدانش نیز اذعان کردند که بدون او، تاریخ اندیشه اقتصادی شکل دیگری پیدا میکرد.