هشدار بلومبرگ: بزرگترین خطر این است ترامپ برنامه نهایی روشنی درباره ایران ندارد/ اتکا به اسرائیل برای درک پیچیدگی واکنش سپاه پاسداران به حملات کافی نیست
مقالهای در بلومبرگ به ترامپ درباره «غرور» در قبال ایران و کشیدهشدن پشت سر اسرائیل هشدار داده است.
نویسنده بلومبرگ میگوید واشنگتن باید تکلیف خود را مشخص کند: آیا هدف آمریکا دستیابی به یک توافق هستهای جدید با ایران است یا تغییر رژیم؟
این مقاله نسبت به «جهل خطرناک» رهبری آمریکا درباره ایران هشدار میدهد؛ کشوری که واشنگتن تهدید کرده است برای دومین بار در سال جاری آن را بمباران خواهد کرد.
به گزارش «انتخاب»، مارک چمپیون، نویسنده ستون در وبسایت بلومبرگ، تأکید میکند که پرسش اساسی امروز این نیست که واشنگتن چه اقدامی علیه ایران انجام خواهد داد، بلکه این است: آمریکا اساساً چقدر ایران را میشناسد؟ و آیا از پیامدهای بیثباتسازی کشوری با جمعیت ۹۰ میلیون نفر برای منطقه، ترکیه و کشورهای خلیج فارس آگاه است؟ یا صرفاً در حال پیروی از خواستههای اسرائیل است؟
بهنظر نویسنده، این سردرگمی تنها در صورتی یک موفقیت راهبردی محسوب میشود که ترامپ در چارچوب طرحی با یک پایان روشن عمل کند؛ اما واقعیت آن است که چنین طرحی وجود ندارد و ایران برای واشنگتن یک شکاف اطلاعاتی خطرناک بهشمار میآید.
نویسنده نسبت به «غرور» هشدار میدهد؛ غروری که رهبران را دچار این توهم میکند که قدرت نظامی بهتنهایی برای تغییر واقعیت سیاسی کشورها کافی است.
او هشدار میدهد که اتکا به کانالهای اطلاعاتی ثانویه، مانند اسرائیل یا یک «کشور ناظر» دیگر، برای درک پیچیدگی واکنش سپاه پاسداران یا مردم ایران به حملات هوایی کافی نیست و آمادگی لازم برای پیامدهای آن را فراهم نمیکند.
چمپیون به رهبری آمریکا توصیه میکند به آنچه درباره ایران نمیداند اعتراف کند و نسبت به «غرور»ی هشدار میدهد که این تصور را ایجاد میکند که نیروی نظامی بهتنهایی میتواند واقعیت سیاسی کشورها را تغییر دهد؛ او در این زمینه به شکستهای تاریخی واشنگتن در افغانستان و عراق یادآوری میکند.
نویسنده معتقد است که اکنون واشنگتن باید تعیین اهداف خود در قبال ایران را در اولویت قرار دهد: آیا هدف، دستیابی به یک توافق هستهای جدید است یا تغییر رژیم؟ و چگونه قرار است با هرجومرجی که پس از آن بهوجود میآید، برخورد شود؟
تفاوت اولویتهای آمریکا و اسرائیل
در این چارچوب، نویسنده به رهبری آمریکا یادآوری میکند که هدف اسرائیل برای سرنگونی دولت ایران لزوماً با منافع ایالات متحده همراستا نیست.
او توضیح میدهد که اسرائیل نظام ایران را تهدیدی «وجودی» میداند و به همین دلیل حاضر است هر بهایی را بپردازد؛ حتی اگر این امر به شلیک موشک به تلآویو، وقوع جنگی منطقهای یا هرجومرج داخلی در ایران منجر شود.
اما واشنگتن در موقعیت تلآویو قرار ندارد و باید ثبات منطقه را در نظر بگیرد، همچنین نگرانیهای متحدان خود را که پیامدهای فروپاشی ایران را متحمل خواهند شد؛ چرا که ترکیه از موجهای پناهجویی هراس دارد و کشورهای خلیج فارس نگران حملات به تأسیسات نفتی خود هستند.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که بزرگترین خطر این است که با وجود همه این مخاطرات، احتمالاً ترامپ «برنامه نهایی» روشنی ندارد و شاید قدرت آمریکا را همچون «چکشی» در دست گرفته که بهدنبال میخ میگردد.
بهنظر چمپیون، واقعیت کنونی یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا غرور ترامپ با یک توافق هستهای ارضا خواهد شد؟ یا اینکه واشنگتن سطح تنش را بالا خواهد برد و سپس بدون محاسبه پیامدهای پس از حمله، ماشه را خواهد چکاند؟
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.