انتقال آب، راه حل بلندمدت و پایدار نیست

شماره روزنامه: ۳۶۰۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۹۴۴۰۷۱ گفت-و-گو

<p> <b>آناهیتا جمشید نژاد</b>: دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه بزرگ آب شور دنیا با تمام ویژگی‌های منحصر به فردش در حال خشک شدن است. اوضاع دریاچه به حدی نگران‌کننده است که یک کمیته احیا تشکیل شده و شخص رئیس‌جمهوری دستور آغاز عملیات اجرایی احیای دریاچه ارومیه را ابلاغ کرده است. </p> <p> در این میان پیشنهادهای بسیاری برای نجات دریاچه مطرح شده است. از جمله انتقال آب از رود ارس یا از دریای مازندران اما چندی پیش طرح انتقال آب از دریاچه وان به ارومیه از سوی سازمان خیریه بین‌المللی ICO (international charity organization) مطرح شد. </p>

انتقال آب، راه حل بلندمدت و پایدار نیست

آناهیتا جمشید نژاد: دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه بزرگ آب شور دنیا با تمام ویژگی‌های منحصر به فردش در حال خشک شدن است. اوضاع دریاچه به حدی نگران‌کننده است که یک کمیته احیا تشکیل شده و شخص رئیس‌جمهوری دستور آغاز عملیات اجرایی احیای دریاچه ارومیه را ابلاغ کرده است.

در این میان پیشنهادهای بسیاری برای نجات دریاچه مطرح شده است. از جمله انتقال آب از رود ارس یا از دریای مازندران اما چندی پیش طرح انتقال آب از دریاچه وان به ارومیه از سوی سازمان خیریه بین‌المللی ICO (international charity organization) مطرح شد. عیسی کلانتری رئیس کمیته احیای دریاچه ارومیه می‌گوید اگر نتایج مطالعات بیولوژیکی، زیست‌محیطی و شیمیایی مثبت باشد، انتقال آب از دریاچه وان به دریاچه ارومیه امکان‌پذیر خواهد بود. به گفته او این مطالعات سه تا چهار ماه طول می‌کشد و به محض تکمیل این مطالعات، مذاکرات فنی و سیاسی بین دو کشور انجام خواهد شد. اما این انتقال آب مستلزم بررسی چندین مساله است. آیا چنین طرحی از نظر عملیاتی و اقتصادی امکان‌پذیر است؟ آیا دریاچه وان آب مازاد دارد؟ آیا این نقل و انتقال اشکالات زیست‌محیطی در منطقه ایجاد نمی‌کند؟ چندی پیش هیاتی از استادان دانشگاه زوریخ کیپفر رالف (Kipfer Rolf از EAWAG (انستیتو مهندسی آبی فدرال زوریخ)، آندره کسلتی Andrea Castelleti، شولین رینر Schulin Rainer ، توماس پیتر Thomas Peter و علی نجات ابراهیمی از دانشگاه ETH)، به همراه دکتر کاوه مدنی استاد مدیریت منابع آب و محیط زیست دانشگاه سلطنتی لندن به ایران آمدند تا پس از بازدید دریاچه ارومیه این طرح را بررسی کنند. گفت‌و‌گویی با چند تن از اعضای این تیم پیرامون ابعاد و زوایای مختلف این طرح ترتیب داده‌ایم که در ذیل می‌خوانید.

در چند سال گذشته تلاش‌های بسیاری برای نجات دریاچه ارومیه انجام شده است؛ آخرین راه‌حلی که مطرح شده بحث انتقال آب از دریاچه وان به دریاچه ارومیه است. به عنوان پرسش اول آیا انتقال آب به دریاچه ارومیه عملی است؟ آیا می‌توان به این طریق دریاچه را نجات داد؟

کیپلر رالف: علت دعوت من به اینجا این است که سابقه ۱۵ سال تحقیق در مورد دریاچه وان را داشتم. وظیفه من در تحقیقاتم این بود که دریاچه و وضعیت رسوب آن در یک بازه ۶۰۰۰ ساله را بررسی کنم. سوالی مطرح شده پیرامون اینکه آیا می‌توان با انتقال آب از دریاچه وان به دریاچه ارومیه مساله را حل کرد. البته این یک راهکار از تعداد زیادی راهکارهای مطرح شده است که همزمان باید اجرا شوند. بنابراین من به ایران دعوت شدم تا در این خصوص مشورت دهم. چیزی که برای من روشن شد این است که این گزینه انتقال تنها قسمت کوچکی از یک مجموعه از راه‌حل‌هاست که ممکن است بعد از بررسی عمیق کمک کند. البته مسلما این راه‌حل مساله را کاملا حل نمی‌کند اما می‌تواند در حکم خرید زمان برای مردم آن منطقه باشد تا بتوانند راه‌حل پایدار را نهایتا عملی کنند. چرا که واضح است علت اصلی از بین رفتن دریاچه مصرف آب در آن حوضه آبریز است. چیزی که در این سفر آموختم این است که بسیاری از افراد متفکر و صاحب‌نظر دارند روی این مساله کار می‌کنند. و در تلاش برای تغییر مصرف آب در این حوزه هستند. مسلما این مسیر زمان‌بر است و در زمان کوتاه عملی نخواهد شد. بنابراین راه‌حل بلندمدت و پایدار برای نجات دریاچه ارومیه نمی‌تواند چیزی مانند انتقال آب باشد.

آقای دکتر مدنی شما نیز با آقای رالف در موقتی بودن انتقال آب از دریاچه وان به ارومیه موافق هستید؟

دکتر مدنی: باید بگوییم که این یک راه‌حل نیست، بلکه یک چسب زخم است که برای مدت کوتاهی عمل خواهد کرد. این یک بانداژ برای کاهش درد است تا بتوانید کار اصلی را انجام دهید.

کیپلر رالف: من حتی اکراه دارم که به آن راه‌حل موفق بگویم. چون راه‌حل نیست تنها یک استراتژی است برای خریدن زمان برای اینکه راه‌حل پایدار بلندمدت را عملی کنیم.

آیا مساله انتقال آب با دولت ترکیه مطرح شده است؟

دکتر مدنی: به نظر می‌رسد که هنوز مطرح نشده است. مسوولان صحبت از لابی‌هایی در این زمینه می‌کنند اما اطلاعاتی به ما داده نشده است. گویا این مساله بیشتر از سمت ایران در حال بررسی است.

کیپلر رالف: به نظر من در طول این ملاقات‌ها و جلسات مشخص شد که تبادل دانش بین ایران و همسایه آن ترکیه شاید خیلی مهم‌تر از تبادل دانش با مایی که در سوئیس زندگی می‌کنیم باشد.

اگر فقط از لحاظ تئوری بررسی کنیم دریاچه وان یک گزینه است که می‌توانیم از آن آب بیاوریم، اما این گزینه در کنار سایر گزینه‌های مطرح شده در انتقال آب مانند دریای خزر یا رود ارس یا زاب مزیت‌هایی دارد. دریاچه وان را اگر مقایسه کنیم با رودخانه‌ها و منابع دیگر پیشنهاد شده یک دریاچه شور است که میزان نمک آن بالا است و اگر از لحاظ هیدرولیکی بخواهیم بسنجیم به دلیل سطح بالاتر شاید انتقال آب آن به دریاچه ارومیه راحت‌تر باشد. در هر صورت این آب برای آبیاری نمی‌تواند استفاده شود. در مقایسه با انتقال آب از رودهای دیگر برای دریاچه ارومیه، آب آن رودها شیرین است که می‌تواند برای کشاورزی استفاده شود. اگر بخواهیم به مزایای این راه‌حل برای ترکیه نگاه کنیم می‌دانیم که دریاچه‌ها یکسری نوسانات سطح طبیعی دارند که در طول زمان رخ می‌دهند اگر نوسانات کوتاه‌مدت را در نظر بگیریم می‌دانیم که سطح دریاچه وان در حال بالا آمدن است. اگر بخواهم جسورانه بگویم ترکیه هم با بالا آمدن آب دریاچه‌اش مشکل دارد. به‌خاطر اینکه آب دریاچه وان شور است و ph بالایی دارد زمین‌های کشاورزی اطراف را تخریب می‌کند. بنابراین اگر در تئوری فرض می‌کردیم که یک مرز سیاسی بین دو کشور نبود این گزینه یک گزینه جالب به نظر می‌رسید. اما مسلما مرزی در آنجا وجود دارد و برای همین بسیار مهم است که دو همسایه با هم صحبت کنند، اما مستقل از اینکه چکار می‌خواهیم بکنیم این گزینه یک گزینه مقبول برای بررسی است. این گزینه تنها یک تعمیر کوتاه‌مدت است برای اینکه بتوانیم زمان بخریم. یادآوری می‌کنم این تنها یک تعمیر است نه یک راه‌حل. حتی اگر خواستید از این گزینه تعمیر استفاده کنید باید تصمیم بگیرید که تا چه مدت می‌خواهید از این گزینه استفاده کنید و بعد مدتی آن را متوقف کنید و در آن مدتی که از این گزینه استفاده می‌کنید و آب را منتقل می‌کنید باید راهکارهای دیگری در حوزه عملی کنید تا مصارف آب را کنترل کنید.

آیا نجات دریاچه در بلندمدت عملی خواهد بود؟

کیپلر رالف: باید در مورد این قضیه شفاف صحبت کنیم، چرا که اجماع نظری نه تنها بین تیم ما بلکه بین تیمی که ملاقات کردیم وجود داشت. تیم بزرگی که هم دانشمندان ایرانی در آن بودند و هم متخصصان خارجی. به خاطر اینکه آب زیادی در حوزه برای کشاورزی استفاده شده است و اگر این آب در نهایت به دریاچه داده نشود دریاچه ارومیه هیچ‌وقت نمی‌تواند دریاچه‌ای باشد که بود، بنابراین وقتی صحبت از نجات می‌کنیم منظورمان چیست؟ چه مقدار از دریاچه ارومیه را می‌خواهیم؟ نهایتا شما باید مسائل را در کفه ترازو بگذارید و تصمیم بگیرید می‌خواهید چقدر از کشاورزی‌تان بزنید برای اینکه دریاچه‌تان را احیا کنید؟

فرض کنید همین الان مشکل کشاورزی را حل کنیم و هر چه دریاچه ارومیه آب نیاز دارد به آن بدهیم، آیا دریاچه ارومیه می‌تواند همان دریاچه سابق شود؟

کیپلر رالف: این سوال بسیار سختی است، اما اگر من بخواهم راجع به آن صحبت کنم پاسخ این خواهد بود که خیر. چیزی که ما از بسیاری مسائل محیط‌زیستی یاد گرفتیم این است که بیشتر مسائل زیست‌محیطی و صدماتی که به آنها وارد می‌شود غیرقابل برگشت است. بنابراین حتی اگر همه سدها را از بین ببریم و همه آب مورد نیاز را به دریاچه بدهیم دریاچه کاملا احیا نخواهد شد. علت آن این است که دریاچه تغییر کرده است. بیشتر نمک محلول در دریاچه تبدیل به رسوب شده است و این رسوب نمکی به راحتی در آب حل نخواهد شد و خیلی از جنبه‌های دیگر هستند که غیرقابل برگشت هستند. این را هم نمی‌شود فراموش کرد که مردمی در آن منطقه زندگی می‌کنند که به این آب وابسته‌اند و باید وضعیت معیشتی خود را حفظ کنند. پس اگر تصمیم بگیریم که همه آب را به دریاچه ارومیه بدهیم، با مردم چه‌کار کنیم. نهایتا باید توازنی را بین زندگی و وضعیت بلندمدت مردمی که آنجا زندگی می‌کنند برقرار کنید و دریاچه‌ای که بتوان آن را دریاچه جدید ارومیه نامید. چیزی که ما یاد گرفتیم این است که در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد آبی که در حوزه مصرف می‌شود در بخش کشاورزی است و در بلندمدت به نظر می‌رسد که بشود به نصف این مقدار رساند. این آب می‌تواند آبی باشد که احیا می‌شود و از آن استفاده خواهد شد. شما باید نگاهتان را به دریاچه عوض کنید چون این یک دریاچه ارومیه جدید خواهد بود. شاید مرزهای آن تغییر یابد. این یک تصمیم پیچیده است و برای اینکه بتوانیم تصمیم در جهت توازن بگیریم نیاز داریم تا همه چیز را کنار هم بگذاریم و نهایتا یک تصمیم کلی و جامع از مساله ارائه دهیم. شاید یک گزینه این باشد که در بلندمدت وضعیت شغلی در منطقه عوض شود. به‌جای کشاورزی کارهای دیگری بکنند؛ بنابراین اگر فعالیت‌های کشاورزی کم شود و جامعه کمتر به کشاورزی وابسته باشد آنگاه می‌توانید آب بیشتری داشته باشید. مساله این است که آیا مردم آن منطقه می‌خواهند سیستم خود را عوض کنند.

آقای کسلتی شما فکر می‌کنید خواست مردم برای تغییر کافی باشد؟

آندره کسلتی: فقط اینکه مردم می‌خواهند عوض شوند، کافی نیست آیا برایشان فرصت‌های شغلی است. آیا بعد از تحریم‌ها فرصت‌های جدیدی برای مردم منطقه فراهم خواهد شد؟ چرا که می‌دانیم ما در نهایت به غذا هم نیاز داریم و این منطقه‌ای نزدیک ترکیه است که دروازه اروپا محسوب می‌شود و اروپا هم به غذا نیاز دارد بنابراین اگر ایران بخواهد مواد غذایی را صادر کند شاید بتواند از این منطقه به نحو احسن استفاده کند. مساله دیگر این است که در گذشته انگور کاشته می‌شد و الان دارند سیب می‌کارند. باز هم می‌توان انگور کاشت و انگور صادر کرد.

یعنی باید الگوی کشت تغییر کند؟

کیپلر رالف: مسلما حتی اگر متخصص آب هم نباشید وقتی به شکل و شمایل سیب و انگور نگاه کنید متوجه می‌شوید که یک کیلوگرم سیب خیلی بیشتر از یک کیلوگرم انگور آب می‌برد. خیلی از محصولاتی که در آن منطقه کاشته می‌شوند محصولات مناسبی نیستند. مانند چغندرقند و سیب. واقعا باید الگوی کشت خود را عوض کنید و به سمت محصولات کم‌آب بروید. نکته جالب این است که این علم آنجا وجود دارد ایرانی‌ها خود این را می‌دانند. مساله دیگر این است که تغییر نیاز به زمان دارد تغییر محصولات در بازه زمانی کوتاه‌مدت آسان نخواهد بود؛ بنابراین برای تغییر الگوی کشت منطقه انتقال آب می‌تواند یک راهکار باشد که آن زمان را به‌دست آوریم. مهم نیست آب را از کجا منتقل می‌کنیم فقط یادتان باشد که آن گزینه برای مدت بسیار محدودی قابل استفاده است و مردم باید از این موضوع مطلع باشند. باید به آن چند میلیون مردمی که در آن منطقه زندگی می‌کنند این فرصت داده شود تا راه‌حلی را برای حل مساله طراحی کنند که به انتقال آب وابسته نیست.

اگر این مساله بخواهد در بلندمدت حل شود، پس ابتدا باید مشکل کشاورزی آن منطقه حل شود؟

کیپلر رالف: خیلی واضح است. اگر کشاورزی ۹۰ درصد آب را نیاز دارد و استفاده از این آب باعث می‌شود آب به دریاچه نرسد واضح است که پاسخ سوالتان مثبت است. این تصمیمی است که مردم ایران باید بگیرند که دریاچه ارومیه جدید باید چه شکلی باشد. شما نمی‌توانید هر دو را داشته باشید. تصمیمی که مردم باید بگیرند به نظر من باید توسط مردم آن منطقه گرفته شود. گویی مردم آنجا منتظر دستور از پایتخت هستند.

آیا مردم آن منطقه به مشکل اصلی واقف هستند؟ آیا به نظر نمی‌رسد که همه چیز را گردن خشکسالی انداخته‌اند؟

کیپلر رالف: اگر بخواهیم راجع به تصور مردم حرف بزنیم این است که آنها می‌بینند که چه اتفاقی می‌افتد و نظر من این است که تا یک حدی آنها می‌دانند که خودشان در این مساله دخیلند و ما حتی کشاورزانی دیدیم که روش کشاورزی خود را عوض کردند. تفکر من این است که آنها هم در این قضیه نقش دارند و این ضروری است. از طرفی در تهران کسانی را در کمیته احیا دیدم که واقعا می‌خواهند راه‌حلی پیدا کنند.

فعالیت کمیته احیا را چگونه می‌بینید؟

کیپلر رالف: من اعتقاد دارم که آنها می‌دانند چه اتفاقی افتاده است. آنها مساله را می‌فهمند و خیلی هم خوب می‌دانند که این مساله محصول اقلیم و خشکسالی نیست بلکه محصول کشاورزی در منطقه است و من بسیار از این دانش بومی تحت تاثیر قرار گرفتم ولی خب این دانش در کمیته است نه بین مردم. بنابراین سوال این است که چگونه این دانش را از متخصصان به مردم منتقل کنیم. این کار بسیار دشواری است. بنابراین در بلندمدت برای حل مساله باید مردم را درگیر کنید و آنها را به عنوان قسمتی از راه‌حل بدانید. در حال حاضر برای این قضیه هم فعالیت‌هایی در حال انجام است. مثلا مصرف آب زیرزمینی در منطقه خیلی زیاد است و باید چاه‌های غیرمجاز از بین برود. و برای رسیدن به این مرحله باید برای مردم توضیح داد.

آیا بستن چاه‌ها در کشاورزی منطقه خللی ایجاد نمی‌کند؟

کیپلر رالف: سوال خوبی است. اگر این چاه‌ها بسته شوند در کشاورزی به روش کنونی اخلال ایجاد می‌شود. فراموش نکنید اگر بخواهید کشاورزی را همان‌طوری که در حال انجام است ادامه دهیم اخلال ایجاد می‌شود اما اگر از تکنولوژی و بهبود کشاورزی استفاده کنیم حتی می‌شود با مصرف آب کمتر محصول بیشتری گرفت.

شولین رینر: ما نیاز داریم به کشاورزان زمان دهیم تا این تغییرات را پیاده کنند. شاید بتوان گفت انتقال موقت آب می‌تواند یک گزینه باشد که این فرصت را به جوامع محلی و کشاورزی بدهیم.

کیپلر رالف: بنابراین ما در یک فاز تغییرات بزرگ هستیم. شما می‌خواهید دریاچه ارومیه را به‌دست آورید. برای انجام این کار نیاز به تامین آب است. در کوتاه‌مدت شاید انتقال آب بتواند کمکتان کند. اما در بلندمدت باید اصلاحات اساسی در کشاورزی صورت پذیرد. اگر انتقال آب را انجام ندهید که من اعتقاد دارم یک گزینه است در بلندمدت ممکن است هیچ‌گاه نتوانید دریاچه ارومیه را به‌دست آورید.

آندره کسلتی: فراموش نکنید که انتقال آب خالی از خطرات نیست. الان که آب نیست کشاورزان و مردم منطقه با فشار کمبود آب مواجهند. اگر از جای دیگر آب بیاورید ممکن است این احساس مسوولیت از بین برود، چون مردم تصور می‌کنند مشکل حل شده است. موارد زیادی وجود دارد که انتقال آب انجام شده است اما مثل زاینده‌رود و خیلی مثال‌های دیگر در اروپا و آمریکا، انتقال آب، خودش مشکلات جدیدی ایجاد کرد.

کیپلر رالف: ساده‌تر می‌گویم فرض کنید من یک کشاورز هستم و یک آن می‌بینم دریاچه ارومیه آب دارد برای چه نباید آب مصرف کنم؟ بنابراین باز هم تاکید می‌کنم که مهم نیست آب از کجا می‌آید چون انتقال آب یک چسب زخم است که برای کوتاه‌مدت قابل استفاده است و اگر شما فعالیت‌ها را تغییر ندهید، در طول مدتی که آب را منتقل می‌کنید دریاچه ارومیه‌ای برای شما نخواهد ماند.

مدنی: این فقط کشاورزان نخواهند بود که اگر آبی از جایی منتقل شود دچار تسلسل می‌شوند خود منطقه و کسانی که سدها را کنترل می‌کنند هم این مشکل را خواهند داشت. در حال حاضر بحثی که وجود دارد این است که می‌گویند می‌خواهیم آب را نگه داریم و نمی‌توانند مقداری که برای دریاچه تعهد داشتند را رها کنند. چون می‌گویند اگر رها کنیم شهرهای آن منطقه سال دیگر آب نخواهند داشت. وقتی که آب از جای دیگر منتقل شود این تصمیمات ساده می‌شود و می‌گویند خب رها نمی‌کنیم. در شرایط بحرانی کنونی تصمیماتی مانند رهاسازی دشوار است. وقتی آب از جای دیگر بیاید این خطر وجود دارد که این تصمیمات آسان ‌شود و بگویند آب را رها نمی‌کنیم.

کیپلر رالف: ما خیلی راجع به کشاورزی صحبت کردیم یادمان باشد کنترل آبی که در سدهاست را کسان دیگری بر عهده دارند؛ آنها باید تصمیم بگیرند که می‌خواهند آب را رها کنند یا نه.

دکتر مدنی: تغییرات ساختاری باید به مرور انجام شود. برای اینکه به آنجا برسیم گزینه انتقال آب یک گزینه قابل بررسی است. برای اینکه به شما زمان می‌دهد تا آن تغییرات را انجام دهید.

با خشک شدن دریاچه ارومیه، افزایش حجم نمک یکی از مشکلات بزرگ دریاچه محسوب می‌شود که منجر به بروز توفان‌های نمکی در منطقه شده است. این توفان‌ها چه آسیبی به آن منطقه زده است؟ آیا راه حلی برای این مساله وجود دارد؟

شولین رینر: حتی اگر دقیقا ندانیم که چه اتفاقی افتاده است می‌دانیم نمکی که به ریزگردها چسبیده و با آنها منتقل می‌شود وقتی روی زمین کشاورزی می‌نشیند نهایتا به شوری آن منتج می‌شود و خاک را بایر و غیرقابل کشت می‌کند. در مورد آسیب آنها مطمئن نیستم چون داده‌های علمی آن به ما داده نشده است ولی وقتی ما آنجا بودیم مردم ادعا می‌کردند که نمک در حال پیشروی است و روی کشاورزی آنها اثر می‌گذارد. شما سوال کردید که راه حل چیست؟ اولین و مهم‌ترین راه‌حل این است که از تولید این ریزگردها و توفان‌های نمکی در کانون تولیدشان جلوگیری شود. مساله این است که در تئوری رفع مشکل شوری خاک شاید خیلی سخت نباشد برای اینکه می‌توانید با شستن آن نمک آن را از بین ببرید اما سوال این است که با وضعیت فعلی آب از کجا بیاورید؟ بنابراین شاید بتوان گفت این مورد هم به این راحتی قابل‌حل نیست، هرچند در تئوری قابل حل است. مساله فقط مساله زمین‌های کشاورزی نیست، مساله مهم دیگر بهداشت و سلامت عمومی است ولی مساله این است که این هم جزو مسائل مبهم است که دقیقا نمی‌دانیم که اثرات این و شدت آن روی سلامت مردم چقدر است. برای اینکه از طرفی ادعا می‌شود که مشکلات سلامتی در نواحی دور و بر دریاچه زیاد شده است، مثلا گفته شده سقط جنین در منطقه زیاد شده است. فشار خون و حتی سرطان زیاد شده است ولی مساله این است که ما هیچ آمار دقیقی از اینکه میزان افزایش چقدر بوده نداریم و فقط گفته شده و مساله این است که حتی اگر مشخص شود بازهم دقیقا معلوم نیست که اینها همه محصول افزایش گردوغبار و نمک در منطقه باشد. مشکل فقط نمک نیست، این دریاچه قبلا انواع و اقسام سم و کود را در اثر فعالیت‌های کشاورزی گرفته و ما اثرات سلامتی آنها را دقیقا نمی‌دانیم. بنابراین این مساله بسیار جدی است و این پتانسیل وجود دارد که برای مردم خطرات زیادی ایجاد کند.

نتیجه این مذاکرات چه شده است و مرحله بعدی چه خواهد بود؟

توماس پیتر: به نظر می‌رسد این مساله باید بررسی شود. شخصا فکر می‌کنم که این پیشنهاد انتقال آب شاید یک زنگ خطر و بیدارباش باشد برای اینکه در یکسری بحث‌های علمی گیر نکنیم و بیشتر به این سمت برویم که واقعا کاری انجام دهیم ولی از آن طرف کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی که در حال حاضر هم با استفاده از آبیاری قطره‌ای در حال انجام شدن است، بالاخره در سال‌های آینده (در سه یا پنج سال) نتیجه خواهد داد، بنابراین تمام کارهایی که برای نجات دریاچه در حال رخ دادن است باید در کنار هم دیده شود. من دو نکته از این مساله دریافت کرده‌ام؛ یکی اینکه ما به نگاه جامعی از مساله نیاز داریم که اولا جنبه‌های علمی قضیه را ببینیم مثلا اکوسیستم و زیست‌بوم منطقه و دیگری جنبه‌های کشاورزی و مسائل اجتماعی مربوط به دریاچه. باید به طور موازی حرکت کنیم و به فعالیت‌های متفاوت فکر کنیم. می‌دانم که دشوار است اما در نهایت یک تفکر جامع و سیستمی از مساله پیدا می‌کنیم.

به‌عنوان سوال آخر در مورد فعالیت دانشگاه ETH زوریخ در آینده توضیح دهید.

توماس پیتر: امیدوارم یک تفاهم‌نامه مشترک با کمیته احیا داشته باشیم و امیدوارم این تفاهم‌نامه با دانشگاه ETH و دانشگاه‌هایی مانند امپریال کالج لندن و پلی‌تکنیک میلان و در ایران با دانشگاه شریف و دانشگاه‌های دیگر باشد. کمیته احیا باعث می‌شود یک سازوکار رسمی برای همکاری به‌وجود بیاید. از جنبه عملی تبادل در اطلاعات می‌تواند به همکاری بیشتر متخصصان کمک کند که واقعا نیاز به تقویت دارد. این تفاهم‌نامه نهایی می‌تواند قدم اولیه‌ای برای کنار هم قرار دادن متخصصان و دانشمندان باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن