نقش و اهمیت اعتماد در اتاق ایران
<p> جعفر خیرخواهان اقتصاددان اتاقهای بازرگانی معمولا کارکرد خود را در ارزش افزودهای میدانند که به شکل میانجی، واسطه یا پل زدن بین بنگاههای اقتصادی و دولت برای جامعه تولید میکنند. این ارزش افزوده ترکیبی از ایدهها و پیشنهادهای مفید، تصمیمات سیاستی و توانایی نفوذ و تاثیرگذاری و حتی هدایتگری دیگران در جهت اهداف مشترک توافق شده است. اما حقیقت واقعا سادهتر از اینست. همه اینها اجزایی از یک دارایی بنیادیتر و نامریی به نام «اعتماد» هستند. به عبارت دیگر، چهار چیز است که برای تشکلهای اقتصادی دارای اهمیت است: اعتماد، اعتماد، اعتماد و آخری هم اعتماد. </p>
جعفر خیرخواهان اقتصاددان اتاقهای بازرگانی معمولا کارکرد خود را در ارزش افزودهای میدانند که به شکل میانجی، واسطه یا پل زدن بین بنگاههای اقتصادی و دولت برای جامعه تولید میکنند. این ارزش افزوده ترکیبی از ایدهها و پیشنهادهای مفید، تصمیمات سیاستی و توانایی نفوذ و تاثیرگذاری و حتی هدایتگری دیگران در جهت اهداف مشترک توافق شده است. اما حقیقت واقعا سادهتر از اینست. همه اینها اجزایی از یک دارایی بنیادیتر و نامریی به نام «اعتماد» هستند. به عبارت دیگر، چهار چیز است که برای تشکلهای اقتصادی دارای اهمیت است: اعتماد، اعتماد، اعتماد و آخری هم اعتماد. اگر این چهار نوع اعتماد وجود داشته باشد، اتاقهای بازرگانی این درک و احساس را بین ذینفعهای خود ایجاد میکنند که یک میانجی موفق و ارزشمند هستند: ۱) اعتماد بین اعضای با منافع بالقوه متضاد و ناهمگون، ۲) اعتماد بین اعضا و هیاترئیسه اتاق، ۳) اعتماد بین اتاقها و تشکلهای مختلف از طریق ایجاد اتحادها و ۴) اعتماد بین اتاقها (و اتحادهایی که بهوجود میآورند) با دولت و مجموعه حاکمیت.
نخستین «اعتماد» از این چهار نوع، وجود اعتماد کافی بین اعضا است. بدون وجود اعتماد بین بازیگران در هر فعالیت معین، آن خدمت، تجارت یا حرفه نمیتواند موفق شود. این اعتماد یعنی چگونه کسانی که در حالت رقابت و منازعه با هم هستند، بتوانند پشت یک میز بنشینند و با هم درباره استانداردها و پروتکلهای مشترک توافق کنند. صاحبان صنوف و فعالیتهای اقتصادی با توافق به رقابت در زمین بازی هموار، به فکر دفاع از بازارهای خود هستند. اینجا شمشیر دو لبه اعتماد را داریم چون گاهی این کنارهم نشستنها به تصمیمگیری و تبانی درباره تعیین قیمتهای انحصاری میانجامد پس این شمشیر دولبه را باید از سمتی استفاده کرد که منافع مصرفکنندگان نیز مدنظر قرار گرفته باشد و چنین اعتمادی بیتردید به نفع مشتری هم خواهد بود.
دومین «اعتماد»، اعتماد بین اعضا با هیاترئیسه اتاق است. تنها زمانی که اعضای یک انجمن به روسای آن اعتماد داشته باشند آن انجمن میتواند اثربخشی لازم را داشته و به اهداف تعیینشده خود دست یابد. با توجه به تغییر در اوضاع و احوال زمانه، هر حرفهای باید بتواند با سرعت به نیازهای مشتریان و به تصمیمات دولت واکنش نشان دهد. در این مورد نیاز به اتاقی پیشنگرانه و پیشدستانه است که سریع تصمیم بگیرد و پیامهای ارتباطی پیچیده در انواع جایگاهها را مدیریت کند. روسای اتاق در عین حال که باید استقلال نسبی از اعضا داشته باشند نباید فاصله زیادی با آنها پیدا کنند بلکه مرتب آنها را از رویدادها باخبر کرده و درگیر مسائل کنند. اعتماد اعضای اتاق زمانی بالا میرود که کادر اداری تحصیلکرده و مشاوران متنوع و باصلاحیت در اتاق فعال باشند. همچنین اعضا باید اطمینان یابند که در ساختار و فرآیندهای اتاق دغدغهها و منافع آنها در نظر گرفته میشود. اتاق باید تصمیماتی بگیرد که حمایت طیف گستردهای از اعضا را پشت سر خود داشته باشد و البته در صورت نیاز این تصمیمات به سرعت هم گرفته شود. خوشبختانه کانالها و ابزارهای جدید الکترونیکی کمک میکند تا تصمیمگیریها سریع و با اجماع اکثریت باشد. سومین نوع «اعتماد»، اعتماد بین اتاقها و تشکلهای گوناگون از طریق ایجاد اتحاد و پیمان مشترک است. هر انجمن تجاری میتواند مستقلا به لابیکردن با دولت بپردازد اما اتحاد بین آنها برای موفقیت قطعی ضروری است چراکه احتمال میرود هر موضوعی بر منافع گروههای دیگر نیز تاثیر بگذارد که مخالفت آنها را باعث شود. طبیعی است دولتها تمایل به نشنیدن و نادیده گرفتن چندصداییها را دارند اما موضوعاتی که کاملا اندیشیده شده و به خوبی معرفی و عرضه شده باشد، گوش شنوای بهتری پیدا میکند. اعتماد عامل کلیدی است که بر چگونگی شکلگیری و فعالیت اتحادها تاثیر میگذارد، پس یک بخش مهم از فعالیت اتاق ایران ایجاد اتحاد و همپیمانی با سایر تشکلها است.چهارمین اعتماد هم اعتماد بین اتاقها و اتحادهایی است که در سطح ملی یا استانی تشکیل میشوند. مسایل و مشکلات توسعه اقتصادی مشترکا با کمک دولت و بخش خصوصی حلشدنی است. وجود اعتماد است که اجازه میدهد آنها با همدیگر کار کنند. هدف نهایی اتاق باید این باشد که به چنان سطح و درجهای از اعتماد با دولت و درون دولت برسد که هنگام تعیین دستورکارها و جهت حرکت توسعه کشور دعوت به مشارکت جدی شود. لازمه چنین وضعیتی داشتن نگاه منسجم و مستدل نسبت به مسائل است. انتشار اطلاعات و گزارشهای ناقص یا گمراهکننده میتواند اعتبار آینده اتاق را به مخاطره اندازد. شکلگیری فضای همدلی و همزبانی دولت و اتاقها اگر در مسیر توسعه کشور باشد خود نیز میتواند حقیقتا اتحاد قدرتمندی بهحساب آید.
اعتماد مثل هر دارایی دیگری نباید نادیده گرفته شده و امکان مستهلک و نابودشدن آن هم هست. اعتماد روی درک و باوری بنا میشود که بهسختی بهدست آمده و به آسانی از دست میرود. هرگونه اقدام نابخردانه یا دغلکاری میتواند اعتماد را از بین ببرد. رفتارهای افراطی نیز نشستن طرفهای مختلف دور یک میز را مشکل یا ناممکن میکند. همانطور که برای هر چیز حد بهینهای وجود دارد، اعتماد خیلی بالا به روسای اتاق هم میتواند باعث شود تا اعضا همه کارها و امور را به هیاترئیسه واگذار کنند. ایراد چنین وضعیتی اینست که خدماتگیرندگان از اتاق احساس نبود شفافیت، نفوذ و کنترل میکنند. ارتباط و نزدیکی خیلی زیاد دولت و اتاقها هم میتواند احتمال نقض قوانین را بیشتر کرده و استقلال اتاق را خدشهدار کند.