انقلابی نوین در بهره‌برداری از  معادن سنگ‌های تزئینی کشور

دیروز مدرن‌ترین واحد استخراج و فرآوری سنگ تزئینی (ساختمانی) در استان فارس از سوی گروه عرش با حضور مقامات رسمی کشور به بهره‌برداری رسید. گروه عرش مجموعه از شرکت‌های پیشگام بخش‌خصوصی کشور است که مدیریت و اجرای پروژه‌های بسیاری را از دیرباز تاکنون در دست داشته و به عنوان یکی از مجموعه‌های برجسته صنعتی و معدنی با تاکید بر افزایش توان تولید و جلوگیری از خروج ارز، گام برمی‌دارد. ابوالقاسم شفیعی، مدیرعامل گروه عرش

این گروه با پرهیز از جاذبه‌های بخش خدمات و بازرگانی و به‌رغم بازدهی سریع سرمایه در این بخش، به امر مهم «تولید» روی آورده است تا نقشی در تولید ناخالص ملی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد. این گروه متشکل از شرکت‌های گوناگونی است که هر یک در رشته‌های مختلفی چون باطله‌برداری و استخراج در معادن سرب و روی، مس، سنگ آهن و ذغال، اجرای پروژه‌های عمرانی و توسعه صنایع دریایی و شناورسازی، کارخانجات سیمان، استخراج و فرآوری سنگ‌های متنوع ساختمانی و صادرات آن به خارج از کشور و همچنین در زمینه انتقال داده‌های مخابراتی فعالیت می‌کند.

ابوالقاسم شفیعی مدیرعامل گروه عرش به عنوان یک فعال اقتصادی طی سال‌های گذشته توانسته است با ارائه یک مدل خاص الگوی جدید را در توسعه اقتصادی خلق و ایجاد نماید. وی در سال‌های ۷۷، ۷۸ صادرکننده نمونه و در سال ۸۵ کارآفرین نمونه در سطح منطقه و کشور شناخته شد همچنین وی در چهار دوره متوالی به عنوان معدنکار نمونه کشوری و منطقه‌ای معرفی شده است. دیروز با بهره‌برداری از مدرن‌ترین مجتمع فراوری سنگ تزئینی کشور از سوی گروه عرش انقلاب نوین در بهره‌برداری در معادن سنگ‌های تزئینی کشور به وجود آمد. مجتمع صنعتی و معدنی شایان که تحت پوشش گروه عرش است مجری احداث این کارخانه بود. دیروز این کا رخانه با حضور مقامات رسمی کشور به بهره‌برداری رسید. در این مراسم ابوالقاسم شفیعی مدیر گروه عرش به روند رشد فعالیت‌های معدنی و چالش‌های پیش روی توسعه سنگ‌های تزئینی در کشور پرداخت که متن کامل سخنرانی وی در پی می‌آید:‌

... و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیب سود (آیه ۲۷- فاطر/ قرآن کریم)

و از کوه‌ها نیز به لطف پروردگار راه‌هایی ساخته شد به رنگ سفید، سرخ و به رنگ‌های مختلف و گاه به رنگ کاملا سیاه

آنچه ما امروزه از آن به عنوان تاریخ تمدن بشری یاد می‌کنیم، همه حاصل ایستایی و استحکام سنگ است. لوح‌های سنگی منقوش به خطوط تصویری، میخی و غیره خود مدیون همین استواری سنگ می‌باشد. در ایران آنچه از تمدن‌های اولیه بشری در لرستان، ایلام، اکباتان، اصفهان، زابل و غیره بر جای مانده حاصل استفاده از سنگ می‌باشد که مرتبط با موقعیت خاص جغرافیایی این سرزمین بوده است.

برآگاهان و متخصصان سنگ‌های تزئینی است که تمامی توان و تلاش خود را جهت هرچه بهتر به ثمر رساندن نعمت‌های الهی به کار گیرند و گزارش ذیل به صورت بسیار مختصر بیانگر فهرست کاستی‌ها و کمبودها و راه‌حل‌ها خواهد بود. امید است که با عنایت خداوند تبارک و تعالی مورد توجه واقع و موثر افتد.

اینجانب نزدیک به دو دهه از معادن سنگ‌های تزئینی حدود ۴۵ کشور یا از نزدیک بازدید کرده و یا از طریق نمایشگاه‌های مختلف بین‌المللی اختصاصی سنگ‌های تزئینی که در آنها شرکت نموده را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده‌ام که کشور عزیز ما ایران از نظر ذخایر و معادن روباز و زیرزمینی به راستی ناشناخته و مجهول است و آنهایی که ادعای شناخت دارند هرچه می‌گذرد با کشف معادن جدید بیشتر متوجه ناشناخته‌ها و مجهولات خود می‌شوند. از آن جمله فقط در مورد سنگ‌های تزئینی تا پایان سال ۱۳۸۵ (به نقل از خانه معدن ایران) برای تعداد ۱۲۶۳ معدن سنگ‌های تزئینی پروانه بهره‌برداری صادر شده است و قطعا ایران از حیث سنگ‌های تزئینی و ساختمانی خصوصا در بخش تراورتن‌ها و مرمریت‌ها و مرمرها بی‌نظیرترین کشور از لحاظ تنوع رنگ، حجم و کیفیت و کمیت در جهان به حساب می‌آید که البته آمارهای رسمی هم موید همین مطلب است. گذشته از این برخی نمونه‌های شناخته شده سنگ‌های تزئینی در دنیا منحصر به ایران است که هیچ مشابهی ندارد نظیر تراوتن‌های قرمز، لیمویی و گردویی، مرمریت‌های کرم خصوصا در استان فارس مرمر‌های پرتقالی اطراف مشهد، مرمر‌های سفید و مرمر‌های سبز راین کرمان.

از طرفی سابقه ایران در صنعت حجاری با توجه به آثار کشف شده بیش از چهار هزار ساله که نمونه‌های بارز و با شکوه آن را می‌توان در تخت‌جمشید، نقش رستم و بیستون و... مشاهده کرد در حالی که امروز با پیشرفت فناوری و ابزار تولید به سختی امکان دارد بتوان نظایر آنها را ایجاد کرد. پس به راستی چرا این کشور در عرصه فرآوری و صادرات سنگ‌های تزیینی در بازارهای جهانی جایگاهی ندارد؟ مگر نه این که در این صنعت سابقه چهارهزار ساله داریم، مگر نه این که بیش از ۱۲۶۳ معدن سنگ تزیینی در ایران در حال بهره‌برداری است؟ مگر نه این که حدود ۴۰۰۰ کارخانه سنگبری فعال و غیرفعال داریم و مگر نه این که فقط در چند سال اخیر از محل صندوق ذخیره ارزی حدود ۱۰۰ کارخانه سنگبری مدرن با ماشین‌آلات اغلب ایتالیایی و با مبلغی معادل ۵/۱۸۷میلیون دلار سرمایه‌گذاری شده است (به نقل از صندوق ذخیره ارزی) پس چرا به‌رغم این همه سرمایه‌گذاری باز هم سهمی بسیار ناچیز از بازار صادرات داریم و حال آن که کشورهایی نظیر ایتالیا، اسپانیا، پرتقال و ترکیه بعضا با حدود ۱۰درصد این امکانات ده‌ها برابر ایران سهم از بازارهای جهانی دارند؟

به عنوان مثال فقط در سال ۲۰۰۷ براساس آمار رسمی دولت امارات در این کشور ۱۲۱میلیون متر مربع ساخت‌وساز در ساختمان‌ را نشان می‌دهد که چنانچه تنها ۱۵درصد زیربنای آن سنگ باشد لااقل ۵۰۰میلیون دلار واردات سنگ خواهند داشت به جز امارات کشورهای دیگر منطقه شامل عربستان، کویت، بحرین، قطر و عمان تماما با سرعتی غیرقابل تصور در راه رشد توسعه ساخت‌وساز هستند که قطعا چندین میلیارد دلار واردات سنگ‌های تزیینی خواهند داشت اما از این بازار بزرگ چه سهمی داریم متاسفانه طبق آمارهای رسمی (به نقل از گمرکات کشور) مجموع کل صادرات سنگ‌های تزیینی سال ۱۳۸۵ اعم از فرآوری شده و خام معادل ۱۳۱۱۹۹۵۰۰ دلار بوده که از این مقدار معادل ۷۴۵۴۹۳۰۰ دلار سنگ‌های فرآوری شده که به نقاط مختلف دنیا از جمله کشورهای عربی منطقه صادر شده است قابل توجه این که سنگ‌های صادراتی خام عمدتا (بالای ۸۰درصد به کشور چین می‌باشد) لذا در مقابل چند میلیارد دلار واردات بازار سنگ همسایگان چنانچه بخواهیم صادقانه و بدون مدح و ثنا و بزرگ‌نمایی با تحقیق و تفحص و کارشناسی دلایل عقب ماندگی‌ها و عدم توفیق تولید و صادرات خود را بررسی نماییم بهتر است بگوییم که سهم ما به‌رغم تمام مزیت‌های نسبی تقریبا با اندکی اغماض در مقایسه با توانمندی‌ها در حد صفر است.

برخی از دلایل این عقب‌ماندگی عبارتنداز:

۱ - سیاست‌های ارزی و صادراتی کشور: متاسفانه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران نگاه کشور به صادرات نگاه درست و علمی نبوده و هرگاه نقطه ضعفی در اثر مضیقه‌های ناشی از کاهش‌های قیمت نفت ایجاد شده، تنها بخشی که در اولین مرحله قربانی شده است بخش صادرات و پس از آن تولید و غیره بوده است.

۲ - سال‌های سال برای اینکه گمان سو به صادرکنندگان داشته‌ایم و نگران بوده‌ایم که مبادا ارز حاصل از صادرات به کشور باز نگردد. با پیمان ارزی و متاسفانه بعضا بالاتر از ارزش قیمت صادراتی روز کالا، مانع اصلی صادرات بوده‌ایم به عنوان مثال و بر طبق یک گزارش مستند در آن دوه مقادیر زیادی از محصول خرمای جنوب فاسد شد و از بین رفت چون مثلا فروشنده می‌توانست کیلویی یک دلار بفروشد و کمیسیون مربوط، پیمان ارزی را دو برابر تعیین کرده بود نظیر این مشکل شامل فرش و خشکه‌بار و غیره هم بود و در مقاطعی از دوران دولت‌های گذشته به خاطر کاهش شدید بهای نفت و حال شدن دیون، دولت توان تامین ارز مورد نیاز صنعت را نداشت و طبیعتا دلارهای صادراتی گران شد، دولت با تعیین نرخ ثابت برای دلارهای صادراتی (۳۰۰ تومان) بار دیگر صادرکنندگان را با چوب تعزیرات حکومتی، تنبیه و واردکنندگان را به حال خود رها کرد. شرح زیان‌های ناشی از اینگونه تصمیمات عجولان و بدون کارشناسی مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود (اینجانب در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها مطبوعاتی همان ایام خطرات این تصمیمات را اعلام کرده و گفتم که در تمام دنیا واردکنندگان را در مضیقه قرار می‌دهند ولی صادرکنندگان را آزاد می‌گذارند ولی متاسفانه در ایران بالعکس است) و در گذشته تحت عنوان یکسان‌سازی نرخ ارز (که البته کار بسیار خوبی بود) نرخ دلار از ۸۳۰ تا ۸۰۰ تومان سال ۱۳۸۰ تعیین شد که پس از ۷ سال امروز ۹۳۰ تومان می‌باشد. با احتساب نرخ مرکب، رشدی معادل دودرصد داشته یا سرنوشت ریال هم شامل نرخ تورم سالانه دودرصد بوده است؟

مثلا حداقل حقوق و دستمزد ۷ سال پیش با امروز، حداقل اجاره منزل یا قیمت ساختمان و امثالهم همان نرخ ۲درصد رشد را داشته است، پس این از اشتباهات دولت‌های گذشته بوده که صادرکنندگان را مورد تضیق و تنگنا قرار داده‌اند (بعضا با پیمان ارزی یا با ممنوعیت صادرات بعضی از کالاها که سال‌ها سابقه صادرات داشته است و یا با تعزیرات حکومتی).

به نحوی که صادرکنندگان باید دلارهای حاصل از صادرات را به نرخ ۳۰۰ تومان به دولت بفروشند و دولت در اختیار واردکنندگان قرار دهد و ای کاش مصرف‌کننده نهایی از این سیاست اقتصادی بهره‌مند می‌شد ولیکن واقعیت‌های موجود نشان داد که تعزیرات حکومتی، پیمان ارزی و سیاست‌های مشابه موجب کاهش صادرات و کاهش تولید ملی و گرانی برای مصرف‌کنندگان و پر کردن جیب واسطه‌ها گردیده و امروزه مشکلاتی که صادرکنندگان دارند به مراتب بدتر از دوران تعزیرات حکومتی و پیمان ارزی است، چرا که هزینه‌ها بعضا نسبت به ۷سال پیش، بیش از سه تا چهار برابر شده است (به عنوان مثال چنانچه متوسط تورم سالانه ۲۰درصد باشد هر ۴سال یکبار براساس نرخ مرکب دو برابر می‌شود) یعنی:

دلار ۸۰۰تومان سال ۱۳۸۰ در حال حاضر براساس نرخ تورم ۲۰درصد سالانه امروز باید حدود ۲۴۰۰تومان باشد.

جالب است نگاهی به آمار فروش برخی اقلام اصلی معدن در سال‌های ۷۱-۱۳۷۰ و ۸۵-۱۳۸۴ که توسط وزارت معادن و فلزات سابق و وزارت صنایع و معادن فعلی به معدنکاران کشور واگذار شده است داشته باشیم.

ناگفته نماند نرخ بازار آزاد بلدوزر و لودر در همان ایام بین ۴۰ تا ۵۰میلیون تومان بود و سیم برش هم نرخ آزاد نداشت.

۳ - امروزه کشورهای دنیا که سمت و سوی صادراتی دارند تمام تلاش خود را صرف می‌کنند که نرخ برابری پولشان در مقایسه با سایر ارزهای خارجی کاهش داشته باشد تا اولا قدرت صادراتی کشورشان افزایش پیدا کند ثانیا قدرت رقابت تولیدات داخلی در مقایسه با کالای خارجی بیشتر شود به نحوی که کالای خارجی بسیار گران‌تر از کالای مشابه داخلی باشد آیا اینک این چنین است نمونه بارز آن نرخ برابری دلار و یورو از هر ۹۰سنت دلار آمریکا یک یورو در سال‌های ۱۹۹۹-۲۰۰۰ امروزه تقریبا معادل هر یک دلار و سی‌وپنج سنت یک یورو می‌باشد و یا کشور چین که سال‌ها در فشار آمریکا و اتحادیه اروپا که خواهان افزایش ارزش یووان هستند بالاخره بعد از شش سال فقط حاضر شد از هر هشت یووان و بیست‌وپنج سنت یک دلار به هفت‌ونیم یووان یک دلار کاهش دهد اینک انصاف دهیم اگر مثال دلار دو هزار تومان شود یعنی کمتر از ۶۰درصد نرخ تورم ریال باز هم کالاهای چینی در ایران ارزان‌تر از کالاهای ایرانی است آیا برنج شالیکاران و چای چایکاران و کفش و پارچه و صدها و صدها مورد از واردات حتی میوه‌های خارجی چرا ارزان‌تر از تولیدات داخلی است آیا فقط به خاطر سوءمدیریت تولیدکنندگان است یا سوء‌مدیریت تصمیم گیران در بخش‌های مربوطه؟ چرا امروز اکثر صنایع کشور در معرض ورشکستگی و تعطیلی کامل هستند و اکثر خواهان افزایش تعرفه‌هی گمرکی واردات کالاهای مشابه چرا امروز به رغم میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در بخش صنعت و معدن نظیر کاشی و سرامیک، شرآلات و سنگ‌های تزئینی مشابه چین آن ارزان‌تر است قطعا اگر تعرفه‌های گمرکی را از کالاهای مذکور برداریم تمامی صنعتگران و تولیدکنندگان ورشکسته خواهند شد حتی در صنایعی که مامزیت‌ای نسبی داریم.

اینجانب به مناسبت‌های مختلف در مصاحبه‌های مطبوعاتی و یا سخنرانی‌ها بیان نموده‌ام سیاست‌های موجود برای واردکنندگان «بهشت» و برای صادرکنندگان «جهنم» است. ناگفته نماند ثابت بودن نرخ دلار برای تثبیت اقتصاد کشور بسیار خوب است اما به شرط‌ها و شروط‌ها و اول شرط آن تثبیت وضع ریال است اما چطور ممکن است افسار ریال، گسیخته و رها شده باشد ولیکن افسار ارز چون در اختیار دولت است آنچنان لجم محکم به دهانش بزنند که شادی و شادمانی در باشگاه واردکنندگان و غم و اندوه در بین تولیدکنندگان و صادرکنندگان و شاهد ورشکستگی یکی پس از دیگری باشیم.

در حال حاضر تنها چاره‌ای که می‌توان به صورت مسکن و موقت برای حفظ وضع موجود و توسعه صادرات ارائه نمود به شرح زیر می‌باشد:

الف) تامین هزینه‌های نمایشگاهی بین‌المللی.

ب) ایجاد انبارها و فضاهای صادراتی در بازارهای هدف به صورت حداقل قیمت همانند اقدامات چین در بازارهایی نظیر امارات عربی متحده، قطر، کویت و عمان.

ج) پرداخت بخش عمده‌ای از هزینه‌های بیمه تامین اجتماعی تحت عنوان سرفصل (کمک به صاردکنندگان) به نحوی که ۲۳درصد سهم کارفرمایان به نصف کاهش یابد.

د) در اختیار گذاشتن وام‌های ارزان ریالی و ارزی و کوتاه کردن مسیر پرداخت وام‌ها.

ر) چنانچه دولت بخواهد کماکان نرخ دلار با همان روند سال‌های قبل افزایش داشته باشد (۲درصد در سال) بایستی طی مصوبه‌‌ای حداقل معادل ۵۰درصد نرخ رسمی تورم را به صورت نقدی به صادرکنندگان پرداخت کنند تا شاید بتوان به این حیات ادامه داد.

اما هدف دعوت از عزیزان میهمان:

این دعوت نه به دلیل افتتاح یک معدن و نه یک کارخانه سنگبری چرا که مدعوین عزیز بارها از کارخانه‌ها و معادن مختلف به دفعات بازدید کرده و لذا ارزش این همه وقت‌گذاری صرفا به عنوان بازدید از یک معدن و یک کارخانه نبوده و خصوصا اینکه معدن شایان مرمریت سابقه‌ای ۱۰ساله دارد بلکه غرض از این دعوت ارائه روشی نو از نحوه بهره‌برداری معدن و ضایعات آن می‌باشد چرا که عمده مشکلات معادن مرمریت ایران به خاطر شکستگی‌های فراوان سنگ (تکتونیز بودن) صرفه اقتصادی نداشته و تعطیل می‌باشد و گواه آن فاصله بین تعداد گواهی‌های کشف و پروانه‌های بهره‌برداری است که بعضا از هر (۱۰۰) گواهی کشف، ۵۰عدد آن منتج به پروانه بهره‌برداری می‌شود و اکثرا مطابق تولید درج شده در پروانه بهره‌برداری کمتر به نتیجه می‌رسد، به نظر اینجانب تعداد محدودی از گواهی‌های کشف به خاطر طرح و رنگ و عدم مقبولیت در بازار به نتیجه نرسیده بلکه عمده آنها از نظر طرح و رنگ و بازار، مقبولیت داشته ولیکن شکستگی بیش از حد موجب تعطیلی آن معادن شده است از آن جمله همین معدن شایان مرمریت که معدنی خرد و با شکستگی‌هایی زیاد به نحوی که تا پله پنجم بیش از ۵/۹۶درصد شکستگی داشته که به ته دره ریخته شده است و در حال حاضر که در شرایط مطلوب است بالای ۹۰درصد شکستگی دارد که آمارها تماما گواه این واقعیت بوده که به پیوست تقدیم می‌شود.

در خصوص این معدن تمامی مشاوران و کارشناسان خواستار تعطیلی و رها کردن آن بوده‌اند ولیکن با صرف هزینه‌ای حدود ۸میلیارد تومان (جاری) و ۴میلیارد تومان (سرمایه‌ای) و ۱۰سال مقاومت و کار شبانه‌روزی و ۳کشته همراه با مستهلک شدن ده‌ها دستگاه ماشین‌آلات سنگین معدنی و یا سقوط از ارتفاعات معدن.

نهایتا چاره را در این دیدیم که برای اقتصادی کردن معدن و بهره‌برداری بهینه از ۹۰درصد که هیچ مشتری سراغ آن نمی‌رود باید چاره‌ای اندیشید که لااقل ۲۰ تا ۳۰درصد آن قابل بازیافت باشد لذا با طرح ایجاد کارخانه پای معدن ضمن اقتصادی کردن معدن و سودآور بودن آن، الگویی باشد برای سودآور نمودن همه معادن مشابه این طرح، امیدواریم که طبق بررسی‌های آزمایشی انجام شده ظرفیت سنگ استخراجی نسبت به سنگ‌های قابل قبول برای مشتریان از ۱۰درصد به ۳۰درصد برسد یعنی این کارخانه به تنهایی بتواند از محل بازیافت ضایعات معادل ۲برابر آنچه را خریداران در دل معدن انتخاب می‌کنند به صورت شمش و استریپ عرضه نماید.