در پس همه گلایههایم برای نامهربانیها و نبود قدرشناسی
طی سالهای اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی و متعاقبا جنگ تحمیلی، هر یک از این رویدادها کافی بود که مسائل عمرانی کمتر مورد توجه قرار گیرد و پس از آن هم البته اگر در این حیطه گامی برداشته شد از طریق دولتهای مختلف در دوران سازندگی بوده است که به اعتراف خود این عزیزان هم به هیچ وجه و شکلی کافی نبوده و نیست. در بخشخصوصی هم مساله کاملا روشن است بسیاری از سرمایههای مردم به شکل بیسابقهای به سمت خرید و فروش و اصطلاحا دلالی و احتکار و ساخت و ساز و مسائل از این دست رفت و گاه هم در صنایع مولد شاهد اتفاقات مثبت بودهایم.
طی سالهای اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی و متعاقبا جنگ تحمیلی، هر یک از این رویدادها کافی بود که مسائل عمرانی کمتر مورد توجه قرار گیرد و پس از آن هم البته اگر در این حیطه گامی برداشته شد از طریق دولتهای مختلف در دوران سازندگی بوده است که به اعتراف خود این عزیزان هم به هیچ وجه و شکلی کافی نبوده و نیست. در بخشخصوصی هم مساله کاملا روشن است بسیاری از سرمایههای مردم به شکل بیسابقهای به سمت خرید و فروش و اصطلاحا دلالی و احتکار و ساخت و ساز و مسائل از این دست رفت و گاه هم در صنایع مولد شاهد اتفاقات مثبت بودهایم. موضوع از جایی جالب میشود که بدانیم درست در اواخر دهه هفتاد زمانی که برخی صاحبان سرمایه بدون در نظر گرفتن تبعات اینگونه تصمیمات شروع به خارج کردن سرمایه از کشور و انباشتن آن به خصوص در امارات کردند، کسی پیدا میشود که با تمام توان و با تمام سرمایهاش بخشی را هدف میگیرد که تا به حال هرگز در بخشخصوصی سابقه نداشته و دست به ساخت مجتمع فرهنگی، تفریحی و ورزشی میزند.
ساخت مجتمع فرهنگی، تفریحی و ورزشی در خوشبینانهترین حالت هم به ذهن کسی که خیل عظیم سرمایه را در آن به کار گیرد با انگیزههای مالی سازگار نیست اینکه عزیزی در این شرایط بهرغم کمبود به تفرجگاههای مدرن شهری میاندیشد و از عادت عجیب سرهمبندی امور فاصله میگیرد و مجموعهای را احداث میکند که به لحاظ نوع ساخت، طراحی و چشم نوازی ظاهری با بهترین متریال ممکن در فراخوانی از اقصینقاط جهان، نه تنها در ایران بلکه در دنیا بینظیر است جای تعجب دارد منصفانه قضاوت کنیم چه پاسخی در خور این همه شوق، ذوق و علاقه ملی نفر به نفر ما باید به این عزیز بدهیم تا دیگران هم ترغیب به این امر شوند و یا لااقل خستگی از تن او درآید؟
پاسخ هر چه باشد کملطفی و نامهربانی نیست. به گمان، مردان دولتمرد ما باید، تکرار میکنم، باید از عزیزانی از این دست به شکل شایستهای تقدیر کنند وگرنه چه تفاوتی بین او و کسانی است که تمامی اندوخته خود را که مرهون همین مردم است در ساختار اقتصادی رقبای خارجی میریزند؟ متعاقب تماسهای بیوقفه خوانندگان گرامی روزنامه بر آن شدیم که ضمن بازدید از این مجموعه با استراتژیست آن به گفتوگو بنشینیم، در مورد اینکه ضمن دیدارمان از مجموعه او چه دیدیم از زیبایی و طراحی کمنقص و بینظیرش به عنوان یک ایرانی را نمینویسیم چرا که فقط و فقط باید دید و... روبروی ما پس از بهت از آن همه سلیقه و عشق کمی به عنوان اندیشمند و صاحب سرمایه نشست که دور از هر چیزی، سرشار از حس میهنپرستی و عشق به مردم و خصوصا جوانان بود اما خستگی از شیارگونهاش به وضوح پیدا بود به یقین خستگی کار نمیتوانست باشد چرا که او خستگی را نمیشناخت اگر اهل خستگی و فرار از آن بود در این راه گام نمیگذاشت. دلآزرده بود از کملطفی و نامهربانی نیست. همه ما به عنوان رسانهها، مردم به عنوان هدف او و دولتمردان و شبکههای مختلف بانکی. گفتوگویش را بخوانید و منصفانه بگوییم در قبال این همه عشق او و وفاداریش به مردم و نظام و کشور چه وظیفهای داریم. ضمن دعوت از شما پای صحبت کسی هستیم که مصداق عرق ملی و میهنپرستی است عرض میکنم هر آنچه که در این بازدید دیدهایم به همراه تصاویر آن در شمارههای بعدی کار میکنیم که شما هم از احساس غرور ما بینصیب نمانید.
*لطفا بیوگرافی خود را بفرمایید:
موسی هاشمیمقدم هستم ساکن و اهل تهران، لیسانس مدیریت دارم و یک دوره طولانی هم نویسندگی میکردم و کتابهای انسان و معنویت را به اتفاق جناب دکتر گرجی، پزشک حضرت امام نوشتهایم و پیر زمان را در مورد آیتا... طالقانی و سرزمین سوخته را که در مورد معضلات اجتماعی است و همینطور قربانیان اعتیاد که در مورد نارساییهای جامعه و اعتیاد و غیره است.
*با توجه به دو کتاب آخری به نظر میرسد که نسبت به معضلات اجتماعی از قبل نیز دارای دغدغه بودهاید.
تفکر معضل جامعه را از پیش داشتهام به عنوان نمونه در زمان سابق در مناطقی از قبیل محله گمرک سابق با توجه به علاقهام به عکاسی به دنبال شکار سوژه بودم و خوب طبیعتا چون پلیس آن دوره علاقهای به بروز مشکلات جامعه نداشت بارها در درگیری با آنان دچار شکستگی دست و پا شدم و درنهایت هم بیش از ۶ماه زندان آن رژیم را تجربه کردم. بعد از انقلاب هم به جهاتی سفرهای بسیاری به اقصی نقاط جهان خصوصا اروپا و آمریکا داشتم و در این سفرها بود که با توجه به مجتمع های این چنینی به فکر ساخت چنین مجتمعی در تهران و ایران افتادم، البته به زعم من این کمبود تفریحات سالیان طولانی است که ما را رها نکرده در رژیم گذشته هم همینطور بود صرف تفریحات گذشته به زعم من تفریح سالم نبوده است اگر اینچنین بود الان مردم بسیاری از کشورها آسوده بودند. به عقیده من آن موضوع تهاجم فرهنگی غرب بود به همین خاطر تصمیم به ساخت مجتمع فرهنگی ورزشی و هنری گرفتم.
راستی این را هم اضافه کنم علاقه به هنر هم همواره طی این سالیان با بنده بوده در رژیم سابق هم بارها سناریو جهت ساخت فیلم نوشتم که چون کاستیها را هدف میگرفت از در سانسور عبور نکرد.
به هر روی با هدف هدایت جوانان کشورم به تفریحهای سالم ورزشی ساخت مجموعه را شروع کردم. گمان میکنم دیگر همه به این باور رسیدهاند با منع جوانان و کنترل آنها راه به جایی نمیبریم باید تفریحات سالم همسو با اهداف متعالی نظام برایشان در چارچوب شخصی در نظر بگیریم.
تفاوت اساسی که مجتمع ما با نمونههای خارجی خود دارد در این است که آنها در چنین مجموعههایی بیشتر به فکر واحدهای تجاری و فروش آنچنانی هستند و سود بیشتر و راههایی هم برای ترغیب مردم به آنجا دارند اما بر عکس ما بیشتر به تفریح سالم و ورزش روی آوردیم و کمترین فضای تجاری را داریم.
خود من به شخص در هیچ کجای دنیا مجموعهای که سالن سینما، کنسرت بولینگ و استخرهای مختلف داشته باشد ندیدهام.
* جناب مقدم آیا در احداث این مجتمع از خارجیها هم کمک مالی گرفته شده؟
خیر یکی از افتخارات بنده این است که این مجموعه به کمک مهندسین جوان و خلاق ایرانی از ابتدا تا به انتها هدایت شده هدف همه ما از راس تا ذیل این بود که به جای این که بنشینیم تا خارجیها ما را فاقد تمدن و ذوب و خلاقیت بنامند گامی برداریم که منشوری باشد از تمدن هنر ذوق ایران و ایرانی و بحمدا... با کمک همین ایرانیها مجموعهای را ساختیم که نظیر ندارد و به این امر هم میبالیم.
طی این مدت ما میهمانان خارجی بسیاری داشتیم از دانمارک هلند، سوئد، سوئیس آلمان و ژاپن جالب آن که ژاپنیهایی که در ساخت و ساز حرف اول را میزنند پس از دیدن محل رستوران مجموعه به شدت به دنبال عکسبرداری و اخذ الگو بودند چرا که ما در این محل ۱۲۵۰ متر را بدون ستون کار کردیم از شما میپرسیم نام این کار جز خلاقیت محض چیست؟
ژاپنیها و دیگران زمانی که به پرسش آنها در مورد کمک خارجیها در پروژه پاسخ منفی میدادیم متعجب میشدند و شاید باور هم نمیکردند اما این واقعیت محض است و ما به آن میبالیم.
* در دنیا چند نمونه مهم در این راستا هستند؟
اولا توضیح بدهم که به این شکل نیست یعنی بخش تجاری در آنجا غالب است اما اینجا فضای ما را ۹۰درصد فرهنگی و ورزشی تشکیل میدهد و ۱۰درصد آن را واحد تجاری اما از منظر کلی طبق اعلام بسیاری از صاحبنظران پس از ساختمان اوکلند کالیفرنیا و همین طور تورنتوی کانادا ما سوم هستیم و مالزی چهارم و این مایه فخر و مباهات ما است.
* چند سال از شروع پروژه میگذرد؟
دقیقا ۸ سال و ۴۹ روز و ۱۴ ساعت است که درگیر پروژهام و در این مدت حتی یک سفر برون شهری هم نداشتهام تمام وقتم را مجموعه گرفته و اگر علاقهام نبود نمیدانم چه میشد؟
* این موضوع باعث ناراحتی خانواده نمیشد؟
عرض میکنم که با ارزشترین چیز در زندگی یک مرد بودن در کنار خانواده و لبخند عزیزان آدم است من به واسطه درگیری با مجموعه نه تنها اعتراض آنها را به جان خریدم بلکه چون ۹۹درصد خانوادهام بیرون از ایران زندگی میکنند اعم از درجه یکیها و غیره از همه دور هم هستم و این بیشترین ضربه را به هر دو طرف زده است اما عاشقانه طی کردن مسیری که آمدهام به من نیرو میدهد و کمک میکند آنها را نمیدانم به یقین آنها بیش از من آزرده شدهاند من در این ۸سال با کارم در این مجتمع زندگی کردهام خشت به خشت آن و سفال به سفالش برایم خاطره است جذاب و غیرقابل فراموشی.
* هیچوقت خسته شدید که فکر عدم ادامه مسیر به سراغتان بیاید؟
به آن معنی که نخواهم ادامه دهیم خیر، ولی هرگاه که زحمات ما را کسی نمیدید در شرایطی که تمامی کارهای ما در راستای اهداف متعالی نظام و رهبری بود کسی نه قدر میدانست و نه میدید بلکه گاها سنگاندازی و غرضورزی هم میشد خسته شدن برایم مشق میشد ولی خب همان عشق همان عرق و همان انگیزه تا به امروز نگهم داشت عشق به وطن خیلی از خستگیها را رفع میکند زمانی که جنگ بود مدت زیادی در جنگ به عشق مردم و هموطنم بودم بدون ترس از تبعاتش و اکنون هم زمانی مدید دور از عزیزانم در این جبهه که برایم به تقدس جنگ تحمیلی است مبارزه میکنم باز هم بدون ترس از تبعاتش همانطور که رفتنم به جبهه از روی اجبار نبود و داوطلبانه رفتم. در این مسیر هم نه به اجبار که داوطلبانه اما حسب وظیفه گام نهادم و این مایه غرور و مباهات من است. دردم هم بیشتر زمانی است که میبینیم بچه مسلمانها و حزباللهیهای همرزم من هم گاها نمیبینیم کاش آنها لااقل میدیدند و با درک شرایط در این جبهه به یاری من میآمدند، چرا که سخت چشم در راهشان بودم. عشق به مردم تنها انگیزه من بود و همینطور اعتلای نام ایران و ایرانی. خواستم حرکتی کرده باشم که الحمدا... به خاستگاهم نزدیک شدهام من عاشق نام این مجموعه هستم به معنای جایگاه ایرانی.
* در این پروژه تنهایی آزارتان نمیداد؟
خیر آنچنان هم تنها نبودم. مهندسان ایرانی بسیاری یاریم کردند دلم میخواهد در این جا از کسی یاد کنم که یاریاش را به هیچوجه فراموش نخواهم کرد، سرکار خانم مهندس فروهی که یکی از نوابغ ایران است ایشان معماریش را در ایتالیا خوانده به شهادت داخلیها و حتی مهندسان به نام خارجی کارش در حد نوابغ است. ایشان در این مجموعه حق بزرگی دارند. به رغم آنکه در راستای ساخت مجموعه از هیچ کوششی فروگذار نکردند، تمام توان و سلیقه و زمان بسیاری گذاشتند حتی به قیمت ایجاد چالش جدی در شغل و حتی زندگی شخصی خود اما باز هم مهربانانه تا پایان راه ماندند و جالبتر آنکه ریاستی هم نپذیرفتند، تمام تلاش من برای آنکه بخش اندکی از زحماتش را با اعطای دستمزد، حقوق یا هر چیز دیگر جبران کنم تا به امروز بینتیجه ماند بزرگوارانه با تمام توان کمک کردند از نظر طراحی و غیره تمام مشکلات را به جان خریدند اما ایستادند کاش قدر فرزندان پرارزش کشورمان مثل مهندس فروهی را بدانیم اگرچه با این همه خلاقیت و توان علمی که نه سازمان مهندسی او را دید و نه شهرداری که ایشان در آنجا مشغولند به زعم من مایه فخر و مباهات شهرداری است که چنین اسطورهای در خود دارد کاش قدرش را نیز میدانستند به گمان من هر کجای دنیا کسی پیدا شود که به خاطر مردم و عشقش به کشورش از مادیات عبور کند قابل احترام است و قدیس. ایشان گرچه باور و پذیرشش سخت و حتی غیرممکن است اما حتی یک ریال تحت هیچ عنوان از من نپذیرفتند فقط خواستند در اعطای این به مردمش سهیم باشند.
* کی آقای مقدم رسما افتتاح دارید؟
در یکی از خوش یمنترین روزهای خردادماه افتتاح رسمی خواهیم داشت البته اعلام کرده بودیم ۱۷ ربیعالاول و فروردین ولی محقق نشد البته بخشهایی از قبیل سینما، سالن کنسرتها و استخر آقایان و مجزا برای خانمها و همین طور بولینگ آغاز به کار کرده است.
* لطفا فضاهای مختلف مجموعه را به طور ضمنی اعلام بفرمایید.
مجموعه اریکه ایرانیان دارای ۴سالن نمایش فیلم، سینما و تئاتر و کنفرانس است، یکی از این سالنها که کنسرتال است ظرفیتی بالغبر ۸۰۰صندلی دارد که جهت سینما، کنسرت پاپ و موسیقی سنتی و همایشهای مختلف و سخنرانیها ساخته شده است همین طور استخری منحصرا برای بانوان داریم و استخری هم منحصرا جهت استفاده آقایان، بزرگترین سالن بولینگ را که دارای ۱۲ لاین استاندارد است داریم که آمادگی برگزاری مسابقات جهانی را دارد و در دهه فجر هم مسابقات بولینگ در همین جا برگزار شد و همین طور سالن شهر بازیمان است که در طبقه فوقانی و ۸ مجموعه واقع شده است همراه با مدرنترین تجهیزات استاندارد اروپایی جهت سرگرمی خانوادهها و در پایان سفرهخانه سنتی در متراژ ۱۲۵۰ مترمربع در طبقه آخر داریم که سقف آن طرحی قدیمی و کاری است از قلمزنان بنام اصفهانی.
* و به عنوان آخرین سوال انگیزه غایی خود را شرح دهید.
مهمترین انگیزهای که وادار کرده است به کاری پرزحمت و تقریبا غیرممکن دست بزنم اعتلای نام ایران و ایرانی بود، به لحاظ همین سعی کردم مجموعهای بسازم که از جهات مختلف آبروی ایران و ایرانی باشد و در کل نیاز با فرد خاص و عام باشد و انگیزههای دیگرم مبارزه با تهاجم فرهنگی، مبارزه با اعتیاد، ایجاد اشتغال و کمک به معضل ترافیک که همه آنها نیز همسو با اهداف نظام مقدستان است اما افسوس من آنجاست که بهرغم تلاش همهجانبه خودم و همراهانم که نزدیک به ۴۳۰نفر یا خانواده در واقع شاغل این پروژه هستند نه از سوی دولتی و نه بانکهای خصوصی گامی جدی جهت تسهیل امر برداشته نشد اما دلم میخواهد پس از همه آرزوهایم از این کملطفی و نامهربانی عرض کنم که در طول این پروژه با فراز و فرودهای بسیاری روبهرو شدم اما همواره در سختترین شرایط کسی که یاور همیشگی من است حمایت جدیاش را از من دریغ نکرد هنوز هم نگاهم به اوست خداوندی که بالاتر از همه دولتها و ابزارها فریادرس روزهای خاکستریام بود.