اوراق قرضه، ترمز جنگ؟

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد -محمدامین مکرمی: در ابتدای روز دوشنبه، بازارها با موجی از «گریز از ریسک» مواجه شدند. بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا، به‌ویژه در سررسیدهای بلندمدت، به‌سرعت افزایش یافت و بازده اوراق ۲۰ ساله از سطح ۵ درصد عبور کرد.

همزمان، بازارهای سهام در اقتصادهای بزرگ جهان با افت کار خود را آغاز کردند. این تحولات بازتابی از نگرانی سرمایه‌گذاران نسبت به افزایش تورم، رشد قیمت انرژی و در نهایت احتمال تشدید سیاست‌های پولی انقباضی بود.

افزایش بازده اوراق به معنای بالا رفتن هزینه تامین مالی در اقتصاد است؛ موضوعی که مستقیما بر نرخ وام مسکن، سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و سودآوری بنگاه‌ها اثر می‌گذارد. در چنین شرایطی، فشار بر بازارهای سهام افزایش می‌یابد و سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های کم‌ریسک‌تر حرکت می‌کنند. بر اساس گزارشی از رویترز، افزایش بازدهی اوراق در هفته‌های اخیر یکی از عوامل اصلی نوسان در بازارهای جهانی بوده است.

نقطه عطف بازار

با این حال، نقطه عطف بازار زمانی رقم خورد که ترامپ از انجام مذاکرات «سازنده و عمیق» میان آمریکا و ایران خبر داد و اعلام کرد حملات نظامی به زیرساخت‌های انرژی ایران به‌طور موقت به تعویق افتاده است. این پیام، به‌سرعت فضای روانی بازارها را تغییر داد و مسیر حرکت دارایی‌ها را معکوس کرد.

در واکنش به این تحول، فشار فروش در بازارهای سهام کاهش یافت و بخشی از افت‌ها جبران شد. در مقابل، بازده اوراق که در حال صعود بود، از اوج خود عقب نشست. این چرخش سریع نشان می‌دهد که بازارها بیش از هر زمان دیگری به سیگنال‌های سیاسی حساس شده‌اند و حتی یک تغییر لحن می‌تواند جهت حرکت سرمایه‌ها را تغییر دهد.

تحلیل بلومبرگ نیز بر این نکته تاکید دارد که در شرایط فعلی، بازار اوراق قرضه به مهم‌ترین شاخص سنجش توان سیاست‌گذار تبدیل شده است. به بیان دیگر، این بازار است که تعیین می‌کند دولت آمریکا تا چه حد می‌تواند مسیر تنش را ادامه دهد. افزایش سریع بازدهی اوراق، به معنای افزایش هزینه‌های استقراض دولت و فشار بر اقتصاد داخلی است؛ عاملی که می‌تواند سیاست‌گذار را به تعدیل رویکرد وادار کند.

از زمان آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه، بازده اوراق ۱۰ ساله خزانه‌داری آمریکا حدود ۴۵ واحد پایه افزایش یافته است. این روند یادآور تجربه سال گذشته است؛ زمانی که عبور بازدهی از سطوح حساس، دولت آمریکا را به عقب‌نشینی در برخی سیاست‌ها واداشت. در آن مقطع نیز افزایش هزینه‌های مالی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر جهت سیاست‌گذاری ایفا کرد.

اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که محدوده ۴.۵ تا ۴.۶ درصد برای بازده اوراق ۱۰ ساله، به یک مرز حساس تبدیل شده است. نزدیک شدن به این سطح می‌تواند فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر دولت وارد کند؛ چراکه افزایش بازدهی، هزینه تامین مالی را بالا برده و بر رشد اقتصادی اثر منفی می‌گذارد.

گزارش فایننشال تایمز نیز نشان می‌دهد که نگرانی اصلی بازارها، افزایش تورم ناشی از جنگ و رشد قیمت انرژی است. چنین شرایطی می‌تواند بانک‌های مرکزی را ناچار به ادامه سیاست‌های انقباضی کند؛ موضوعی که به زیان بازارهای سهام و دارایی‌های پرریسک خواهد بود.

خط قرمز سیاست‌گذاری

در این میان، یک نکته کلیدی بیش از پیش برجسته شده است: بازار اوراق قرضه به نوعی «خط قرمز» سیاست‌گذاری تبدیل شده است. اگر بازدهی‌ها به‌سرعت افزایش یابد، هزینه‌های مالی دولت بالا می‌رود و فشار بر اقتصاد داخلی تشدید می‌شود. در چنین شرایطی، حتی تصمیمات ژئوپلیتیک نیز ممکن است تحت تاثیر این محدودیت‌ها تعدیل شوند.

پیام روز دوشنبه ترامپ را نیز می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. اعلام پیشرفت در مذاکرات و تعویق حملات، نه‌تنها یک سیگنال سیاسی، بلکه پاسخی به فشارهای بازار تلقی می‌شود. به بیان دیگر، بازارها دیگر صرفا واکنش‌دهنده نیستند، بلکه به عاملی تاثیرگذار در جهت‌دهی به سیاست تبدیل شده‌اند.

تحولات اخیر نشان می‌دهد که رابطه میان بازارها و سیاست وارد مرحله‌ای تازه شده است. در این مرحله، بازار اوراق قرضه به قطب‌نمای تصمیم‌گیری تبدیل شده و می‌تواند تعیین کند که تنش‌ها تا چه حد ادامه یابند. اگر این روند تداوم پیدا کند، سیاست‌گذاران ناچار خواهند بود بیش از گذشته به پیام‌های بازار توجه کنند؛ پیام‌هایی که گاهی حتی مسیر جنگ و صلح را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند.