گزارش میدانی خبرنگار «دنیایاقتصاد» از حالوهوای زندگی زیر موج انفجار؛ «عادی نیست، اما جریان دارد»
یک روز جنگی در «تهران»
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیایاقتصاد: شکل زندگی در تهران، پس از شروع جنگ تغییر کرد. تهران، شهری که همه امکانات و خدماتش در مرکز شهر یا مراکز تجاری و اداری در محلههای خاص محدود و متمرکز است که این امر منجر به ازدحام شدید جمعیت و بار ترافیکی سنگین در طول روز میشود. اما با شروع جنگ، «محلهمحوری» جایگزین، مرکزمحوری شد.
این برای دومین بار طی سال جاری است که کشورمان وارد جنگی تحمیلی از سوی آمریکا-اسرائیل میشود و تهران به عنوان پایتخت کشور، با بیشترین حجم از حملات هوایی نسبت به دیگر استانهای کشور مواجه شده است، اما شهروندان تهران در جنگ کنونی نسبت به جنگ ۱۲ روزه در ابتدای تابستان رفتار متفاوتی از خود نشان دادهاند.
اگر چه خیابانهای اصلی شهر شامل بزرگراهها و خیابانهای پرتردد شهر در حال حاضر نسبت به روزهای قبل از جنگ، بسیار خلوت است و به راحتی در کمترین زمان ممکن میتوان از شرق به غرب و از شمال و به جنوب تهران رسید، اما برخلاف جنگ ۱۲ روزه که تقریبا تهران تخلیه شده و جمعیت آن به کمترین میزان ممکن رسیده و تقریبا خیابانهای شهر خالی از جمعیت بود، اینبار باوجود انفجارهایی که در ساعات مختلف شبانه روز از هر گوشه شهر شنیده میشود، بخش قابل توجهی از تهرانیها در شهر ماندند. البته این ماندن بیش از آنکه از روی انتخاب باشد، نشات گرفته از «اجبار» است؛ اجبار به دلیل عدم توان اقتصادی برای تحمل هزینههای مخصوص «خروج از شهر» یا همان مسافرت چند روزه به نقطهای از کشور.
بررسیها نشان میدهد در صورت نداشتن خانه یا ویلایی در شهری دیگر، اقامت حتی یک شب برای خانوارها، هزینه بسیار بالایی به همراه دارد، که با توجه به تورم چشمگیر و در نتیجه افزایش هزینههای روزمره زندگی، هیچ پساندازی برای ایام اضطراری همچون جنگ وجود ندارد. اگرچه خیابانها بسیار خلوت است و به راحتی در کمترین زمان ممکن می توان خود را از شرق به غرب و از شمال به جنوب شهر رساند، اما برخلاف جنگ ۱۲ روزه که تهران به ناگاه خالی شد، اینبار بخش زیادی از مردم با وجود انفجارهای پی در پی، در شهر ماندند، زیرا هزینه یک شب اقامت در شهر و استانی دیگر برای یک خانواده سه نفره، حداقل ۳ تا ۵ میلیون تومان خواهد بود و اگر هزینه تردد، خورد و خوراک و دیگر هزینهها را لحاظ کنیم، هر خانوار روزانه ۵ تا ۷ میلیون تومان هزینه خواهد داشت، که با توجه به نامعلوم بودن زمان جنگ، این وضعیت نمیتواند محدود به چند روز باشد. در نتیجه، ماندن در تهران، به صرفهتر از رفتن به شهر و استانی دیگر است که نمیتوان پیش بینی کرد که تا چه زمان ممکن است ادامه داشته باشد.
البته علاوه بر این موضوع، هزینههای بسیار بالای زندگی باعث شده، برخلاف جنگ قبلی که درهای خانههای شهرهای امنتر همچون استانهای شمالی بر روی مردم شهرهای جنگ زده باز بود و امکان میزبانی چند روزه وجود داشت، اکنون دیگر امکان مهماننوازی حتی برای یک روز هم باقی نمانده است. برخی از شهروندان تهرانی در گفت و گو با خبرنگار دنیای اقتصاد، علت ماندن خود در شهر را نبود، گرانی و بی پولی عنوان کردند و می گویند، «هزینه های زندگی در شرایط فعلی حتی کفاف جبران هزینههای عادی روزانه زندگی را نمیدهد و جایی هم برای رفتن وجود ندارد».
اتوبانها و خیابانهای اصلی شهر که در روز با بار ترافیک شدیدی همراه بود که جای سوزن انداختن نبود و موتور سیکلت ها در یک صف طولانی از کنار خودروها و به شکل زیک زاکی عبور میکردند، حالا خبری از ترافیک خودروها و موتورها نیست. اما این خلوتی با جنگ ۱۲ روزه بسیار متفاوت است و برخلاف جنگ ۱۲ روزه که تقریبا هیچ خودرویی در خیابان مشاهده نمیشد یا تعداد آن بسیار کم بود، اما در این جنگ، تردد خودروها در سطح شهر قابل توجه است که برای نیازهای ضروری و کارهای ضروری در حال تردد هستند، زیرا جمعیت زیادی اینبار در شهر ماندند.
البته با وجود فعال بودن حمل و نقل عمومی در شهر که متروها و اتوبوسهای درون شهری به فعالیت خود ادامه میدهند و حتی شهرداری تهران زمان فعالیت مترو را تا ساعت ۲ نیمه شب تمدید کرد، اما عمدتا شاهد اتوبوس هایی با صندلی های خالی و بدون مسافر هستیم که این موضوع در رابطه با متروها هم قابل مشاده است. ایستگاههای مترو به ویژه در مناطق اداری و تجاری تقریبا خالی از جمعیت یا با کمترین میزان جمعیت است، و در مناطق غیر اداری و عمدتا مسکونی، ایستگاهها در مقایسه با روزهای عادی در کمترین میزان از مسافران رسیدهاند. در دو روز اول شروع جنگ، متروهایی که منتهی به ترمینالهای غرب، شرق و جنوب هستند عمدتا بیشترین سهم از مسافران را داشتند که تعداد زیادی با چمدانهای خود در حال خروج از متروها به سمت ترمینالهای برون شهری به امید یافتن بلیط و جایی بودند که بتوانند از شهر خارج شوند که عمده آنها دانشجویان یا کسانی هستند که خانوادهشان در شهری دیگر منتظر بازگشت آنها به خانه هستند.
البته نکته مهم این است که در جنگ ۱۲ روزه بهدلیل شوک ناگهانی و عدم آمادگیهای لازم برای زمان جنگ، به یکباره شهروندان خروج از شهر را بهترین گزینه ممکن ارزیابی کردند و این عاملی بر تخلیه ناگهانی تهران شد، اما در جنگ فعلی، مردم تا حدودی برای شرایط جنگی آمادهتر عمل کردند و با حفظ خونسردی و آرامش، اقدام به خروج اضطراری از شهر نکرده و با محدود کردن ترددهای خود به مرکز شهر؛ نیازهای روزمره خود را درون محلهای تامین میکنند. از این رو، برخلاف مناطق اداری و تجاری شهر، که تقریبا عمده کسب و کارها تعطیل و غیرفعال هستند و در نتیجه، جمعیت در این مناطق به حداقل رسیده است، در مناطق مسکونی نشین، تقریبا روال عادی زندگی جریان دارد و کسب و کارهای محلی نه تنها محدود به تره بار و نیازهای ضروری، بلکه سایر کسب و کارها نیز کم و بیش فعال هستند. این امر منجر به محلهمحوری در مناطق شده و دیگر خبری از ازدحام جمعیت و بار ترافیکی در مناطق پرتردد شهر نیست
در واقع، با وجود تعطیلی بسیاری از کسب و کارها در خیابانهای اصلی شهر اما در محلهها و خیابانهای فرعی -نه همانند روزهای عادی- اما زندگی جریان دارد و عمده فروشگاهها و مغازهها برای برطرف کردن نیاز مردم محل به فعالیت خود ادامه میدهند. همچنین، تعطیلی در مراکز اداری و تجاری شهر، بیش از همه متوجه دستفروشان و کسب و کارهایی شده که در مناطق پرتردد فعال بودند، اما در این شرایط به دلیل شرایط امنیتی فعلی که با بیشترین میزان ریسک در این مناطق که هر آن امکان حملات هوایی وجود دارد، برخی برای کسب درآمد و گذران زندگی به محلهها و در کنار تره بارها و دیگر کسب و کارها، در گوشهای از پیاده روها، اقدم به فروش محصولات خود کردهاند، زیرا اگرچه همه مراکز ادری و تجاری تعطیل است، اما چکها سر موعد باید پاس میشوند و موجران به دنبال اجاره مغازهها و خانههایشان هستند، در نتیجه، یکی از دلایل ماندن در شهر، ادامه دادن در هر وضعیتی برای پرداخت قسطها، اجارهها و فقط زندگی کردن است. پس چارهای جز ادامه جریان زندگی آن هم وقتی که در ساعات مختلف شبانه روز صدای انفجارها از گوشه و کنار شهر میآید، وجود ندارد.
تحقیقات میدانی از وضعیت محلهها نشان میدهد، در محلات تقریبا دو گروه از کسب و کارها غیرفعال بوده و تعطیل هستند؛ طلافروشها و بنگاههای املاک. با توجه به تعطیلی رسمی در حال حاضر طلافروشان، نیز تعطیل هستند، اما واسطههای ملکی، به دلیل شرایط جنگی که مستقیم بر بازار معاملات مسکن اثرگذاشته، و در حال حاضر امکان هیچگونه ثبت معاملات و حتی خرید و فروش وجود ندارد، اولین گروهی که بیش از همه از وضعیت جنگی متاثر شدند، فعالان بخش مسکن و ساختمانی هستند.


