افزایش قیمت انرژی و نوسان در داراییهای مالی اقتصاد جهانی را در دوران عدم قطعیت قرارداده است؛
نفت، تورم و آزمون اقتصاد جهانی
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد – حمید ملازاده: در بحبوحه تشدید تنشهای نظامی میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل در منطقه خاورمیانه، همزمان با درگیریهای گسترده در تنگه هرمز و کشورهای ساحلی خلیجفارس، بازارهای جهانی در معرض یکی از بزرگترین آزمایشهای اقتصادی سالهای اخیر قرار گرفتهاند. این تنشها پیامدهای گستردهای بر بخشهای مختلف اقتصاد جهانی داشته و موجی از افزایش قیمتها، نوسانات بازارهای مالی و تغییرات ساختاری در تجارت بینالملل را رقم زدهاند؛ پدیدهای که فراتر از یک شوک نفتی صرف است و میتواند روند رشد اقتصادی، تورم، تجارت جهانی و بازارهای مالی را تا هفته ها و شاید ماهها تحتالشعاع قرار دهد.
تأثیر مستقیم بر بازار انرژی
اتفاقات اخیر در خاورمیانه موجب شده که بسیاری از تحلیلگران، رشد بیسابقه در قیمت نفت، نگرانی از اختلال در عرضه انرژی و افزایش هزینههای لجستیک را در سطح جهانی برجسته کنند. تنگه هرمز هر روز میزبان عبور حدود یکپنجم نفت خام صادراتی جهان و مقدار قابلتوجهی از گاز طبیعی مایع است و هر اختلال در این مسیر استراتژیک بهسرعت در قیمتهای جهانی انرژی بازتاب مییابد. امروز چهارشنبه 4 مارس، قیمت نفت برنت به بالای 82 دلار در هر بشکه رسیده و حتی برخی سناریوها پیشبینی افزایش تا بیش از 90 دلار در صورت تداوم اختلالات را مطرح میکنند.
ترس از بسته شدن بلند مدت تنگه هرمز و توقف جریان نفتکشها موجب افزایش هزینههای حملونقل و نرخهای کرایه برای نفتکشها شده است. شرکتهای بیمه نیز پوشش ریسک جنگ را برای شناورها لغو کردهاند و بسیاری از خطوط کشتیرانی، عبور از این منطقه را تعلیق کردهاند که به نوبه خود به افزایش قیمت نفت و گاز دامن زده است.
در شرایطی که نفت گاهی بهعنوان شاخص اصلی سلامت اقتصاد جهانی تعریف میشود، افزایش قیمت سوخت منجر به رشد هزینههای حملونقل، تولید و مصرف شده و این پیامدها خود را در شاخصهای کلان اقتصادی نشان میدهد؛ از جمله افزایش هزینههای سوخت در آمریکا که قیمت بنزین در برخی بازارها به بیش از ۳ دلار در هر گالن رسیده است.
بازتاب در بازارهای مالی و سرمایه
در بازارهای مالی جهانی، جنگ و تحولات منطقه موجب افزایش نوسانات قیمتها شده است. در روزهای اخیر، شاخصهای اصلی بورس جهانی از جمله بورسهای اروپایی و آسیایی کاهش قابلتوجهی داشتهاند، در حالی که شرکتهای فعال در بخش انرژی و تسلیحات با افزایش ارزش مواجه شدهاند. مثلاً شاخص FTSE 100 در لندن بیشترین افت را در چند ماه اخیر تجربه کرده، در حالی که سهام شرکتهای نفتی و دفاعی با رشد همراه بودهاند.
در همین حال، داراییهای قابلپناه مانند طلا نیز افزایش قیمت داشتهاند، زیرا سرمایهگذاران در شرایط عدمقطعیت و بحران ترجیح میدهند به سراغ ابزارهای امنتر بروند. این روند افزایش قیمت طلا در کنار نفت، بازتابی از بیاعتمادی به بازارهای پرریسک و عدماطمینان نسبت به چشمانداز اقتصاد جهانی است.
در بازارهای رمزارز و خصوصاً بیتکوین نیز واکنشهای قابلتوجهی به تحولات ژئوپلیتیک مشاهده شده است. در برخی روزها، بیتکوین افزایش قیمت را تجربه کرده و سپس نوسانات سریع را نیز پشت سر گذاشته است، که این امر نشاندهنده حساسیت بازار به افزایش ریسکهای کلان اقتصادی و تلاش معاملهگران برای حفظ ارزش دارایی در برابر فشارهای تورمی و عدمقطعیت جهانی است.
پیامدها برای اقتصادهای بزرگ
اقتصاد ایالات متحده آمریکا، با اینکه کمتر از گذشته به نفت خاورمیانه وابسته است، اما همچنان در معرض پیامدهای افزایش قیمت انرژی قرار دارد. رشد قیمت نفت میتواند تورم را تشدید کند و فشار بر مصرفکنندگان آمریکایی را افزایش دهد، که این امر در شرایطی که اقتصاد آمریکا هنوز با فشارهای تورمی و بدهیهای کلان مواجه است، میتواند اثرات منفی بیشتری بر رشد اقتصادی داشته باشد.
همچنین افزایش قیمت نفت به نفع برخی تولیدکنندگان انرژی آمریکایی است، اما فشار افزایش هزینههای سوختی برای خانوارها و صنایع مصرفکننده میتواند منجر به کاهش تقاضا در بخشهای دیگر اقتصاد شود، که خود پتانسیل کاهش رشد اقتصادی را دارد.
در اروپا نیز افزایش قیمت انرژی و وابستگی به گاز وارداتی از بخشهایی که از طریق مسیرهای امنتری تامین میشوند، خطر افزایش تورم و کندی رشد را تشدید کرده است. افزایش قیمتهای انرژی تصمیمگیریهای بانکهای مرکزی در مورد نرخ بهره را نیز پیچیدهتر کرده و امکان اتخاذ سیاستهای انبساطی را کاهش داده است.
تأثیر بر کشورهای اقتصاد نفتمحور
در کشورهای حوزه خلیجفارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و عراق، پیامدهای اقتصادی دووجهی دارد. از یک سو، افزایش قیمت نفت میتواند درآمدهای ارزی آنها را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد و ترازهای مالی کشورها را تقویت کند. اما از سوی دیگر، بستن کامل تنگه هرمز موجب کاهش صادرات و افزایش هزینههای بیمه و حملونقل شده که میتواند اثرات منفی بر درآمدهای نفتی بلندمدت داشته باشد.
همچنین در صورت ادامه اختلالات، شرکتها و سرمایهگذاران خارجی میتوانند نسبت به سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت نگران شوند، که این امر میتواند بر رشد اقتصادی، اشتغال و توسعه زیرساختها تأثیر منفی بگذارد.
تقلا میان انرژی، تورم و عدمقطعیت
تحولات اخیر در خاورمیانه و پیرامون تنگه هرمز فراتر از یک بحران منطقهای است؛ این رویداد در حال ایجاد یک پدیده ژئوپلیتیک–اقتصادی است که بهطور مستقیم بر بازار انرژی، بازارهای مالی، تورم جهانی و رشد اقتصادی تأثیر میگذارد. افزایش قیمت نفت و انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و نوسانات در داراییهای مالی و رمزارزها نشاندهنده این است که اقتصاد جهانی در دوران عدمقطعیت قرار دارد.
اگرچه برخی کشورها ممکن است از افزایش قیمت نفت بهرهمند شوند، اما اثرات کلان بر رشد جهانی، تورم و بازارهای مالی میتواند پیچیده و بلندمدت باشد. واکنش سیاستگذاران در آمریکا، اروپا و بانکهای مرکزی به افزایش تورم، و همچنین توانایی بازیگران منطقهای در مدیریت امنیت انرژی، از عوامل اصلی تعیینکننده چشمانداز اقتصادی در ماهها و سالهای آتی خواهند بود. در نهایت، جنگ بر اقتصاد جهانی نه فقط از طریق قیمت نفت، بلکه از مسیر ایجاد عدماطمینان عمیق در بازارهای مالی و تجاری در حال اثرگذاری گسترده است.