گفتوگوی فارن افرز با فرانسیسکو رودریگز؛
ونزوئلا پس از مادورو
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- ترجمه: منصور بیطرف؛ بامداد ۳ ژانویه، نیروهای ایالات متحده در عملیاتی با نام «عزم مطلق» ( Operation Absolute Resolve) به کاراکاس حمله کردند، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و همسرش را بازداشت و آنها را از کشور خارج کردند. این عملیات انتقال، نقطهٔ اوج ماهها فشار نظامی آمریکا علیه رژیم مادورو بود.
مادورو قرار بود در شهر نیویورک بازداشت شود که شد. جایی که با اتهامات فدرال مربوط به قاچاق مواد مخدر و سلاح روبهروست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در یک کنفرانس خبری در روز شنبه گفت که حاضر است بار دیگر به ونزوئلا حمله کند و ادعا کرد که واشنگتن «بهطور نامحدود کشور را اداره خواهد کرد.»
برای درک پیامدهای این رویداد برای ونزوئلا، ایالات متحده و منطقه، نشریهٔ فارن افرز گفتوگویی با فرانسیسکو رودریگز، کسی که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ ریاست دفتر مشاورهٔ اقتصادی و مالی مجلس ملی ونزوئلا را بر عهده داشت، انجام داده است..
رودریگز همچنین از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ رئیس تیم پژوهشی دفتر گزارش توسعهٔ انسانی سازمان ملل متحد بود و از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ نیز بهعنوان اقتصاددان ارشد منطقهٔ آند در «بانک آو آمریکا» فعالیت میکرد.
او نویسندهٔ سه کتاب دربارهٔ ونزوئلاست و اکنون پژوهشگر ارشد مرکز پژوهشهای اقتصادی و سیاستگذاری و استاد دانشگاه دنور است. این گفتوگو بعدازظهر شنبه با دانیل بلاک، سردبیر ارشد فارن افرز، انجام شده است.
وضعیت سیاسی کنونی در ونزوئلا چگونه است؟
ساختار دولت ونزوئلا که مادورو بنا نهاده بود، همچنان بر سرِ کار است. رژیم او هنوز کنترل ارتش و نیروهای امنیتی را در دست دارد. معاون رئیسجمهور، دلسی رودریگز ، جانشین او در مقام ریاستجمهوری شده است. به بیان دیگر، آنچه رخ داده بسیار شبیه وضعیتی است که پس از ترور یک رهبر سیاسی اتفاق میافتد؛ سر را برمیدارند، اما ساختار همچنان کنترل امور را حفظ میکند.
اینکه این ساختار تا چه اندازه دوام بیاورد، نامعلوم است. ترامپ در کنفرانس خبری روز شنبه عملاً این پیام را داد که اگر رودریگز با ایالات متحده همکاری نکند، عملیات نظامی دیگری را اجرا خواهد کرد.
ترامپ میخواهد واشنگتن ادارهٔ کشور را در دست بگیرد؛ بنابراین حدس من این است که چیزی شبیه به تیم برای اعمال نفوذ بر ونزوئلا تشکیل میدهد و از دولت ونزوئلا میخواهد مجموعهای از خواستههای آمریکا را برآورده کند.
آیا دولت ونزوئلا واقعاً میتواند چنین ترتیبی را بپذیرد؟
قطعاً بخشی از دولت خواهند گفت : «مقاومت میکنیم». اما ایالات متحده نشان داده که تهدیدهای نظامیاش معتبر است. افزون بر این، خواستههای ترامپ شاید برای رودریگز قابلتحملتر از آن باشد که در نگاه نخست به نظر میرسد. وقتی ترامپ میگوید «واشنگتن قرار است کشور را اداره کند»، به احتمال زیاد بیش از هر چیز منظورش بازگشت شرکتهای آمریکایی و در دست گرفتن کنترل نفت ونزوئلا توسط ایالات متحده است.
رودریگز میتواند این را عملی کند. در واقع، مادورو در سال ۲۰۲۵ کوشید چنین توافقی را انجام دهد. او پیشنهادی به ترامپ داد که عملاً میگفت: «در مورد صنعت نفت ما هرچه میخواهید میتوانید داشته باشید.»
البته ترامپ این پیشنهاد را از مادورو نپذیرفت. چرا ممکن است حاضر باشد با رودریگز بر سر ترتیبی مشابه همکاری کند؟
مادورو بهشدت سمی شده بود؛ نماد تمامعیار یک دیکتاتور شرور. به نظر میرسد ترامپ اکنون میگوید حاضر است این کار را با دولتی پس از مادورو انجام دهد، حتی اگر آن دولت را افراد نزدیک به خود مادورو رهبری کنند. برای من جالب بود که ایالات متحده توانست مادورو و همسرش را در حالی که خواب بودند، بهسادگی دستگیر کند. این موضوع قویاً نشان میدهد که نوعی همکاری داخلی از سوی نیروهای ونزوئلاییِ محافظ او وجود داشته است.
این لزوماً به معنای خیانت کل رژیم به مادورو نیست، اما نشان میدهد این ماجرا میتوانسته نوعی کودتای دروندرباری باشد. مارکو روبیو، وزیر خارجه، از هماکنون در حال گفتوگو با رودریگز است و ترامپ گفته فکر میکند رودریگز آماده است هر کاری لازم باشد انجام دهد تا به تعبیر ترامپ «ونزوئلا دوباره عظیم شود.» بهطرز شگفتآوری، ترامپ همچنین گفته است ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون که پشت شکست انتخاباتی مادورو در سال گذشته بود، احترام لازم برای رهبری کشور را ندارد. بنابراین ترامپ ظاهراً فکر میکند میتواند با دولت کنونی ونزوئلا برای برآوردن مطالبات آمریکا در زمینهٔ امنیت نفت و امنیت ملی همکاری کند.
با این حال، ممکن است کلیت رژیم حاضر به برآوردن خواستههای ترامپ نباشد. مقامهای دولتی دیگری هستند که میتوانند در برابر هرگونه سازش مقاومت کنند. در آن صورت، ترامپ شاید به این نتیجه برسد که چارهای جز افزایش فشار از طریق حملات نظامی بیشتر و در نهایت تهاجم زمینی ندارد. ترامپ سرمایهگذاری سیاسی زیادی روی این عملیات کرده و اکنون آن را یک موفقیت بزرگ میخواند. اگر به کنترل صنعت نفت دست نیابد، عقبنشینی او دشوار به نظر میرسد. فکر میکنم در هر حال به سناریویی میرسیم که در آن شرکتهای آمریکایی صنعت نفت ونزوئلا را چنان اداره میکنند که گویی این کشور تحتالحمایهٔ ایالات متحده است.
فرض کنیم همین اتفاق بیفتد: کاراکاس به مقاومت ادامه دهد و تهاجم رخ دهد. به نظر شما چه خواهد شد؟
به گمان من، آنچه این آخر هفته دیدیم نشان میدهد که از نظر نظامی، تهاجم زمینی آمریکا به ونزوئلا ممکن است چندان دشوار نباشد. نیروهای مسلح ونزوئلا نتوانستند مقاومت مؤثری نشان دهند یا خطر جدیای برای نیروهای آمریکا ایجاد کنند. اما این به معنای آسان بودن اشغال کشور نیست. ونزوئلا سرزمینی پهناور، جمعیتی زیاد و گروههای شبهنظامی و جنایتکار فعال فراوانی دارد. جایی است که بهراحتی میتواند به هرجومرج فروبغلتد. میتوان وضعیتی را تصور کرد که واشنگتن دولت را سرنگون کند، اما عناصری از ارتش ونزوئلا همراه با برخی گروههای چریکی کلمبیاییِ فعال در کشور، یک جنبش چریکی تشکیل دهند. بهراحتی ممکن است به وضعیتی شبیه جنگ داخلی ختم شود.
به نظر شما ونزوئلاییها دربارهٔ عملیات واشنگتن چه احساسی دارند؟
نخست اینکه من فکر نمیکنم ورود ایالات متحده به کشور دیگری و ربودن رهبر آن، هرچند آن رهبر تا چه حد هم شرور باشد، نتیجهٔ خوبی باشد. این سیاست خوبی نیست. چنین اقدامی برخی قواعد بنیادینی را که روابط میان کشورها را تنظیم میکند تضعیف میکند و بنابراین جهان را خطرناکتر میسازد.
با این حال، ونزوئلاییها مادورو را دوست نداشتند و احتمالاً بسیاری از آنها از رفتن او خوشحالاند. نشانههایی از شادی خودجوش مردم از برکناری او دیدهایم. اکنون وضعیت بسیار متشنج است، زیرا بله، مادورو رفته، اما رژیمش همچنان بر سرِ کار است و باید به یاد داشت که مادورو هواداران وفاداری دارد. با این همه، ونزوئلاییها یک بحران وحشتناک را پشت سر گذاشتهاند. کشور نزدیک به سهچهارم تولید ناخالص داخلی خود را از دست داده است. هشت میلیون ونزوئلایی کشور را ترک کردهاند. بنابراین فکر میکنم اکثریت مردم خستهاند و راهی برای خروج میخواهند و اکثریتی قاطع از بسته شدن این فصل استقبال خواهند کرد.
آیا ممکن است ونزوئلا به دموکراسی گذار کند؟
این بستگی دارد به اینکه منظورمان از دموکراسی چیست. تردیدی ندارم که هر دولتی که نظارت بر یک بهبود اقتصادی را بر عهده بگیرد، میتواند در انتخابات ونزوئلا پیروز شود. و شرایطی وجود دارد که در آن ونزوئلا اکنون به چنین بهبودی دست یابد. اگر دولت بتواند تولید نفت را دوباره افزایش دهد ــ که با حمایت آمریکا و رفع تحریمها ممکن است ــ ونزوئلا میتواند برای چندین سال رشد دو رقمی بالایی را تجربه کند. برآوردهای من که با برآوردهای اقتصاددانان دیگر، از جمله کسانی که برای ماچادو کار میکنند، همخوان است، این است که تولید ناخالص داخلی سرانهٔ ونزوئلا به دلار آمریکا میتواند طی دههٔ آینده سه برابر شود. بنابراین اگر دولت ونزوئلا با ایالات متحده به توافقی برسد که تحریمها را رفع کند و میلیاردها دلار برای احیای صنعت نفت وارد کشور شود، هر دولتی که بر سرِ کار باشد میتواند بهراحتی در انتخابات آزاد پیروز شود.
اما این به معنای دموکراسی واقعی نیست. وقتی دولتها میدانند بهدلیل عملکرد خوب اقتصاد برنده خواهند شد، برگزاری انتخابات برایشان آسان است. دموکراسی واقعی مستلزم وضعیتی است که انتخابات صرفاً زمانی برگزار نشود که به نفع صاحبان قدرت است؛ و این معیار بالاتری است؛ یعنی نظامی که در آن قدرت میتواند و واقعاً هم میان احزاب رقیب، مطابق ارادهٔ شهروندان، جابهجا شود. و من خوشبین نیستم که به چنین وضعی برسیم. در عوض، احتمالاً به شرایطی میرسیم که در آن دولت ــ چه به رهبری رودریگز، چه ماچادو یا فردی دیگر ــ عملاً تابع ایالات متحده باشد. این ایالات متحده خواهد بود که از طریق قدرت نظامی تعیین میکند چه کسی در رأس قدرت باشد.
بیایید دربارهٔ اپوزیسیون ونزوئلا صحبت کنیم. رهبران مختلف اپوزیسیون از ایالات متحده خواستند مداخله کند و حالا این اتفاق افتاده است. اما همانطور که گفتید، ترامپ گفته فکر نمیکند ماچادو احترام لازم برای رهبری را داشته باشد. گزینههای او و جنبش او چیست؟
ماچادو بهشدت به ایالات متحده وابسته است. او از حمایت نیروی شورشی یا جنگجویانی که آمادهٔ بهدست گرفتن قدرت باشند برخوردار نیست. ممکن است از حمایت اکثریت ونزوئلاییها برخوردار باشد، اما این حمایت بیش از هر چیز ناشی از مخالفت با مادورو است. آنچه او داشت، واشنگتن بود و ترامپ فرش را از زیر پایش کشیده است.
اکنون ماچادو و اپوزیسیون میتوانند بکوشند برای زمانی که ونزوئلا دوباره انتخابات برگزار میکند آماده شوند. اما این میتواند زمان زیادی ببرد، زیرا ترامپ دربارهٔ انتخابات صحبت نمیکند؛ او از ادارهٔ کشور توسط ایالات متحده تا زمان «ثبات» سخن میگوید، بنابراین، بهجز ادامهٔ مطالبهٔ احترام به قانون اساسی ونزوئلا و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات، یا درخواست انتخابات جدید و رقابت در آن، گزینههای زیادی پیش روی ماچادو و اپوزیسیون نیست.
به نظر شما سایر کشورها چگونه به اقدامات واشنگتن واکنش نشان خواهند داد؟
برخی واکنشها را دیدهایم و مطابق خطوط ایدئولوژیک قابل پیشبینی بوده است. حمایتهایی از سوی رهبران میانه راست و راستگرا دیدهایم. محکومیت شدید دولتهای چپگرا، مانند کوبا، هم آشکار بوده است. اما همچنین دولتهای میانهچپ، مانند دولت لولا دا سیلوا در برزیل و رئیسجمهور در حال کنارهگیری شیلی، گابریل بوریک ــ با وجود اینکه بوریک منتقد مادورو بوده ــ اقدامات آمریکا را محکوم کردهاند. این حمله چنان بهشدت با ایدهٔ بنیادین حق تعیین سرنوشت در تضاد است که به نظر من موج قابلتوجهی از مخالفت را برخواهد انگیخت.
با این حال، رهبران منطقه و جهان میدانند باید مراقب باشند ترامپ را دشمن خود نکنند. آنها در پی حل مسائل خود، از جمله مشکلات دوجانبهشان با ایالات متحدهاند. میدانند اگر به خشم ترامپ دچار شوند، واشنگتن ممکن است تعرفههایی وضع کند، یا توافق تجاریای را که روی آن کار میکردند، منتفی سازد. بنابراین واکنشهایی از جنس مواضع اتحادیهٔ اروپا و برخی دولتهای اروپایی را هم خواهیم دید که محتاطانه و در لفافهٔ زبان دیپلماتیک بیان میشود.
به نظر شما ایالات متحده از این پس برای کمک به ونزوئلا چه باید بکند، حالا که مادورو رفته است؟ آیا دلیلی برای خوشبینی وجود دارد؟
در اینکه ترامپ گفته اپوزیسیون در حال حاضر قادر به ادارهٔ کشور نیست، نوعی احتیاط وجود دارد. ماچادو و متحدانش خواستار زندانی کردن تقریباً همهٔ رهبران نظامی و سیاسی ونزوئلا شدهاند. بنابراین اگر ترامپ صرفاً ماچادو را منصوب میکرد، خطر ناپایداری و هرجومرج وجود داشت. این میتوانست مسیری به سوی جنگ داخلی هم باشد، زیرا افسران نظامی برکنارشده بهجای پذیرش خطر زندان، ممکن بود با دولت بجنگند.
در عوض، و همانطور که در مقالهام در فارن افرز استدلال کردهام، ایالات متحده باید نوعی توافق میان رهبر جدید (رودریگز) و اپوزیسیون را تسهیل کند که به تقسیم قدرت بینجامد و نهادهایی برای همزیستی بسازد. ترامپ در کنفرانس خبریاش گفت پیش از گذار واقعی، به دورهای زمانی نیاز است. و به نظر من هستهای از واقعیت در این سخن وجود دارد: برگزاری زودهنگام انتخابات جدید ممکن است بیش از آنکه مسألهای را حل کند، مشکل ایجاد کند. اگر رودریگز و دولت آمریکا از ماههای پیشِ رو برای ایجاد نهادهایی استفاده کنند که رقابت را تنظیم و از بازندگان انتخابات حفاظت کند، این میتواند پایهای بسیار محکمتر برای گذار دموکراتیک پایدار در ونزوئلا باشد.
اما چنین پیامد مثبتی بهندرت نتیجهٔ اقدام نظامی است. دولتسازی از بیرون معمولاً به بیثباتی میانجامد. و به نظر میرسد ترامپ این حمله را نه در چارچوب دموکراسی، بلکه حول نفت صورتبندی میکند. این اشتباهی جدی است. مطالبهٔ تحویل منابع نفتی ونزوئلا به ایالات متحده، سطح عظیمی از خصومت در جامعهٔ ونزوئلا ایجاد خواهد کرد. حتی ممکن است اپوزیسیون ونزوئلا را بهشدت سرخورده کند ــ بهویژه اگر واشنگتن با رودریگز شریک شود و برای اصلاحات سیاسی در داخل کشور فشاری وارد نکند. اپوزیسیون امیدوار بود مستبدان ونزوئلا را از قدرت براند و آزادی و خودمختاری را برای مردم به دست آورد. اکنون ممکن است به سیستمی برسند که در آن رژیم مادورو همچنان کنترل را در دست دارد و فقط یک توافق نفتی با ایالات متحده بسته است. این درست نقطهٔ مقابلِ چیزی است که آنها میخواستند.//
ترجمه: منصور بیطرف//