غولهای فناوری دیگر تضمینکننده رشد بورس نیستند؛
هفت شگفتانگیز در سرا شیبی
سرمایهگذاران اکنون نگرانند که هزینههای سرسامآور توسعه هوش مصنوعی، سودآوری این شرکتها را تحت فشار قرار دهد. چهار شرکت بزرگ متا، مایکروسافت، آمازون و آلفابت قرار است طی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بیش از یک تریلیون دلار برای زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی هزینه کنند. این سرمایهگذاری عظیم اگرچه میتواند آینده فناوری را متحول کند، اما در کوتاهمدت فشار سنگینی بر جریان نقدی، بدهی و حاشیه سود این شرکتها وارد میکند.
تغییر نگاه
براساس گزارش فایننشال تایمز، آنچه بیش از افت قیمتها اهمیت دارد، تغییر نگاه سرمایهگذاران است. در سالهای گذشته، بسیاری از فعالان بازار این هفت شرکت را یک مجموعه واحد تلقی میکردند و بدون توجه به تفاوتهای بنیادین آنها، صرفا به دلیل روند صعودی قیمتها سهامشان را میخریدند. اما اکنون این نگاه تا حد زیادی تغییر کرده و تحلیلگران معتقدند هر یک از این شرکتها باید بر اساس وضعیت مالی، سودآوری و چشمانداز اختصاصی خود ارزیابی شوند.
این نخستین بار نیست که بازار برای گروهی از سهام عنوانی جذاب انتخاب میکند. حدود یک دهه قبل اصطلاح «فنگ» برای شرکتهای فیسبوک، آمازون، اپل، نتفلیکس و گوگل رواج داشت و پیش از آن نیز در دهه ۱۹۶۰ از گروه «نیفتی فیفتی» برای توصیف ۵۰ شرکت محبوب بورس آمریکا استفاده میشد. بسیاری از آن شرکتهای پرآوازه بعدها با افت شدید یا حتی ورشکستگی روبهرو شدند و همین تجربه نشان میدهد هیچ ستارهای برای همیشه در اوج باقی نمیماند. چنین نامگذاریهایی تنها یک ابزار تبلیغاتی نیست، بلکه میتواند رفتار سرمایهگذاران را نیز تغییر دهد. وقتی گروهی از سهام بهعنوان برندگان قطعی بازار معرفی میشوند، بسیاری از سرمایهگذاران بدون بررسی ارزش واقعی شرکتها، تنها به دلیل رشد قیمتها وارد بازار میشوند. این همان سرمایهگذاری مبتنی بر «مومنتوم» یا دنبال کردن روند است؛ رویکردی که در دوران رونق بورس به سرعت گسترش مییابد.
در مقابل، سرمایهگذاری ارزشی بر مبنای سودآوری، جریان نقدی و چشمانداز واقعی شرکتها انجام میشود. در سالهای اخیر، سرمایهگذاری مبتنی بر روند بر بازار آمریکا غلبه کرده و همین موضوع به افزایش تمرکز سرمایه در تعداد محدودی از شرکتها انجامیده است.
گسترش صندوقهای سرمایهگذاری شاخصی نیز این روند را تقویت کرده است. این صندوقها به دلیل ساختار خود، هرچه ارزش بازار یک شرکت بیشتر شود، سرمایه بیشتری به آن اختصاص میدهند. در نتیجه، رشد قیمت سهام باعث ورود پول بیشتر میشود و ورود پول نیز دوباره قیمتها را افزایش میدهد؛ چرخهای که میتواند فاصله ارزش بازار با واقعیتهای اقتصادی را بیشتر کند.
در عین حال، نباید رشد هوش مصنوعی را صرفا یک حباب بیارزش دانست. بسیاری از نوآوریهای بزرگ تاریخ، از راهآهن گرفته تا اینترنت، ابتدا با موجی از هیجان، سرمایهگذاری افراطی و حتی ترکیدن حباب همراه بودند، اما در نهایت اقتصاد جهان را متحول کردند. بنابراین ممکن است بخشی از سرمایهگذاریهای امروز در حوزه هوش مصنوعی هرگز بازده مناسبی نداشته باشد، اما همین هزینهها زیرساخت فناوریهای آینده را شکل دهد.
پرسشهای بیپاسخ
با این حال، هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است. عمر اقتصادی تراشههای هوش مصنوعی چقدر خواهد بود؟ آیا سرمایهگذاریهای عظیم در مراکز داده میتوانند هزینههای خود را جبران کنند؟ آیا شرکتها خواهند توانست از این فناوری درآمد پایدار کسب کنند یا رقابت شدید، سودآوری آنها را کاهش خواهد داد؟ پاسخ این پرسشها تعیین خواهد کرد که آیا ارزشگذاری کنونی سهام فناوری منطقی است یا نشانه شکلگیری حبابی تازه. در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران توصیه میکنند سرمایهگذاران بیش از گذشته به تنوعبخشی توجه کنند. تمرکز بیش از حد روی چند شرکت یا حتی یک صنعت، ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد. توزیع دارایی میان صنایع مختلف، کشورهای گوناگون و حتی داراییهای واقعی مانند املاک و زیرساختها میتواند از شدت آسیب در دورههای پرنوسان بکاهد. همچنین با توجه به نرخهای نسبتا مناسب سود نقدی، نگهداری بخشی از سرمایه به صورت وجه نقد نیز برای بسیاری از سرمایهگذاران منطقیتر از گذشته به نظر میرسد. آنچه امروز در بازارهای جهانی دیده میشود، بیش از آنکه پایان هوش مصنوعی باشد، پایان این تصور است که چند شرکت بزرگ میتوانند برای همیشه موتور رشد بازار باقی بمانند. تجربه بازارهای مالی بارها نشان داده است که هیچ گروهی از سهام برای همیشه شکستناپذیر نیست و در نهایت، واقعیتهای اقتصادی جای هیجان بازار را میگیرند.