رشد ۸ درصدی صنعت هتل و رستوران
دنیایاقتصاد - محمد عدمی : اوضاع به جایی رسیده است که دیگر میتوان گفت، از بورس هم نباید انتظار زیادی داشت. ماهیت بازارهای مالی به گونهای است که توقع کسب درآمد سریع از آنها وجود دارد. این قاعده کلی، بر هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار است؛ اما شدت و اندازه این اثرگذاری، از شخصی به شخص دیگر متفاوت خواهد بود. از آنجا که این نوع امیدواری در بازار سرمایه وجود دارد، میزان مهارت و شانس هر سهامدار یکی از عوامل تعیینکننده خواهد بود. کارنامه چندساله بورس در ایران، آنچنان جذاب نبوده است. با این حال، ماهیت این شکل از بازارها خود به خود توقع ثروتمند شدن را به وجود میآورد.
بنابراین فارغ از ماهیت بازارهای مالی، ساختار این بازار در ایران موجب شده است تا روند رشد باثبات برای بورس شکل نگرفته باشد. انواع متغیرهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر بازدهی بورس ایران، اثرات زیادی گذاشتهاند. در همین راستا با وجود ارتباط تنگاتنگ میان متغیرهای اقتصادی و سیاسی، تشنجهای بیامان بیرون از بازار سرمایه عملکرد آن را محاصره کردهاند. همواره در دهههای اخیر، متغیرهای سیاسی همچون روابط بینالملل بر متغیرهای اقتصادی مانند تورم تاثیرگذار بوده و از این طریق نیز روند شاخصهای مهم بورسی تحتتاثیر قرار گرفتهاند. این روزها و در هفته معاملاتی که گذشت، اتفاقات متنوع و متعددی در عرصههای مختلف کشور رخ داد و این دست رویدادها موجب شد تا روند بازدهی بورس و صنایع حاضر در آن دچار تغییرات زیادی شود. به این جهت شاخص کل در هفتهای که گذشت، با کاهش مواجه شد.

آمار و ارقام مربوط به صنایع بورسی
در هفتهای که گذشت، شاخص بورس بهمیزان ۲.۴درصد کاهش یافت. در بازه زمانی یادشده و در هفتهای که گذشت، شاخص هموزن بورس ۳.۵۶درصد و شاخص هموزن فرابورس ۳.۹۴درصد افت ارزش داشت. همچنین، غالب صنایع با بازدهی منفی مواجه بودند؛ به طوری که تنها بازدهی ۶صنعت حاضر در بورس مثبت شد. علاوه بر آن از همین ۶ صنعت نیز بازدهی ۲صنعت، رقم بسیار پایینی بوده است. در این میان، صنعت هتل و رستوران با ۷.۹۶درصد بازدهی، بالاترین سوددهی را در هفته معاملاتی مذکور داشته است. بعد از آن، صنعت بنادر و کشتیرانی در رتبه دوم قرار داشت و با ۴.۵۲درصد بازدهی بعد از صنعت هتل و رستوران بهترین عملکرد را از این جهت دارا بود. قابل ذکر است که دو صنعت یادشده، صنایع خدماتی به شمار میروند. صنعت خردهفروشی بهاستثنای وسایل نقلیه موتوری، بهعنوان دیگر صنعت خدماتی، در جایگاه سومین صنعت پربازده هفتگی قرار گرفت و بازدهی ۳.۷۱درصدی را ثبت کرد. همانطور که گفته شد، در هفته معاملاتی گذشته روی هم رفته تنها ۶صنعت بازدهی مثبت داشتهاند. از این جهت بهجز سه صنعت پربازده مذکور، صنایع چوب، حملونقل بار زمینی و محصولات پاککننده جزو صنایع با بازدهی بالا بودهاند. بنابراین برای صنایع چوب، حملونقل بار زمینی و محصولات پاککننده به ترتیب ۳.۶۶درصد، ۰.۸۴درصد و ۰.۰۳درصد بازدهی مثبت گزارش شد. با این اوصاف، در وهله نخست حرکت رو به افول صنایع در بازار ملموس بوده است. از سوی دیگر کمترین بازدهی هفته مربوط به صنعت سایر مواد معدنی بوده است؛ بهطوری که بازدهی این صنعت از ۱۴مهر تا ۲۱مهر ۱۴۰۲ منفی ۹درصد ثبت شد. در ادامه نیز صنعت محصولات فلزی با بازدهی منفی ۸.۸۱درصدی اختلاف زیادی با صنعت سایر مواد معدنی نداشته است. در این راستا برای صنعت فعالیتهای مرتبط با اوراق بهادار هم بازدهی منفی ۷.۹۵درصد گزارش شد.
خروج پول از بازار سرمایه
در هفتهای که گذشت، ۲هزار و ۳۳۶میلیارد تومان خروج پول از بازار سرمایه رخ داد که این میزان خروج پول در بازه زمانی مذکور، رقم بالایی به شمار میرود. پیچیدگیهای موجود در مسائل مختلف کشور، تاثیر بسزایی بر این روند داشته است. یک روز پس از شروع درگیری نظامی در خاورمیانه، شاخص بورس ایران منفی شد. اما نکته حائز اهمیت برای بازار سرمایه مثبت شدن شاخص در روز دوم جنگ بود. هرچند رشد بسیار اندکی در بازار سهام به ثبت رسید؛ اما این رقم هم میزانی از مقاومت و ظرفیت بازار در آینده را نشان میدهد. بنابراین، با وجود افت بازار و منفی بودن روند شاخص و بازدهی غالب صنایع، همچنان احتمال تغییر روند بازار منتفی نخواهد بود. با همه این تفاسیر جهتگیری فضای بورس این روزها بهشدت تحتتاثیر مولفههای خارج از بازار قرار خواهد گرفت.
بهرغم مقاومت بازار و بهاصطلاح شکستن بخشی از هیجانات بازار، نمیتوان نتیجه گرفت که اتفاقات سیاسی تاثیر کمتری خواهند گذاشت؛ چرا که همانطور که بیان شد متغیرهای سیاسی از جنبههای متفاوت بر بازار سرمایه اثرگذار بودهاند؛ بهویژه آنکه اخباری مبنی بر این به گوش میرسد که هنوز بخشی از پولهای آزادشده خرج نشدهاند و امکان تغییر روابط بینالمللی ایران وجود دارد. این مساله حجم تجارت، نوع تجارت و نوع کشورهایی را که با ایران مبادله اقتصادی دارند تحتتاثیر قرار خواهد داد. علاوه بر این موضوع، خبرهای متنوعی نیز در مدت زمان مذکور منتشر شده است. در تاریخ ۱۶مهر از سوی معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، خبری مبنی بر افتتاح بازار ویژه دانشبنیانها در بورس منتشر شد.
این مقام مسوول در این باره بیان کرد: «شاخص دانشبنیان در بازار سرمایه ارزشگذاری میشود و اولین بدهی دانشبنیانها نیز بهزودی منتشر خواهد شد.» روحالله دهقانی فیروزآبادی افزود: «تا آخر پاییز بازار ویژه دانشبنیانها در بورس افتتاح میشود. شاخص دانشبنیان در بازار سرمایه ارزشگذاری میشود و اولین اوراق بدهی دانشبنیانها نیز بهزودی منتشر خواهد شد.» بهرغم مطالب بیانشده در خصوص افتتاح شرکتهای دانشبنیان در بورس، درباره زمان دقیق و سازوکار اجرایی آن اطلاعاتی وجود ندارد. همواره تحلیلهای اقتصاددانان و متخصصان درباره عملکرد شرکتهای دانشبنیان با ابهاماتی همراه بوده است. به همین منظور، بررسی اثرات و پیامدهای حاصل از این تصمیم به واکاوی چندجانبه نیاز خواهد داشت. در واقع، میتوان گفت که بعد از گذر زمان و در صورت اجرایی شدن این دست اخبار، میتوان آنها را بهدقت مورد ارزیابی قرار داد.
پیشبینی بانک جهانی
در چارچوب اقتصادی نیز تخمین جدیدی از رشد اقتصادی ایران توسط بانک جهانی ارائه شده است. در حالی که بانک جهانی در خرداد سالجاری رشد اقتصادی ایران را ۲.۲درصد اعلام کرده بود، این نهاد پولی و جهانی، در حال حاضر، برآورد خود را تغییر داده و اعلام کرده است که ایران در سال ۲۰۲۳ به رشد اقتصادی بالای ۴درصدی خواهد رسید. فارغ از آنکه پیشبینی مذکور چقدر محتمل خواهد بود، آمار ذکرشده سیگنالی برای جهان صادر کرده است. بر این اساس، رشد اقتصادیای که برای آینده ایران ارائه شد، بیش از دوبرابر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا بود. این در حالی است که با توجه به شرایط رکود تورمی در اقتصاد کشور، گشایش در سمت اشتغال ضرورت داشته و بر اوضاع کلان ایران تاثیر قابلتوجهی خواهد گذاشت. به این منظور، با تقویت بنیه تولید کشور، شاخصهای بورس نیز بدون شک از همین قضیه متاثر خواهند شد. بهخصوص آنکه ثبات اقتصادی موضوع بسیار مهمی بوده و زمانی که ثبات نسبی در عموم بازارهای مهم به وجود آمده باشد، سایر بازارها مانند بازارهای مالی نیز از این امر بینصیب نخواهند بود.
بازار مالی؛ جزئی از یک کل
با آرزو اندیشی در مورد تنظیم مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی چیزی حل نخواهد شد. در اقتصاد ایران این ضرورت وجود دارد که متخصصان هر رشته، زیر نظر مدیران کارکشته و خیرخواه، راهکارها و برنامههای خود را ارائه دهند.به طور ویژه لازم است مشاوران درجه اول، امور مختلف را با توجه به دانش بومی کشور سازگار کنند و به عبارت دیگر، هر مشورتی با شرایط تاریخی، محیطی و اجتماعی جامعه ایرانی سر سازگاری داشته باشد. حال آنکه کمبود مدیران کلنگر و زبده، از تربیت نیروی کار کارآمد هم حیاتیتر است؛ زیرا در صورت فقدان و نبود مدیران کلنگر و زبده، بستر و قوانین لازم برای تربیت متخصصان کارآمد ایجاد نخواهد شد. از اینرو، تا زمانی که تقاضای جامعه برای تربیت مدیر و متخصص به وجود نیامده باشد، از هیچ بخشی از کشور نمیتوان انتظار شکوفایی داشت. به این ترتیب، بازارهای مالی بهعنوان بخشی از نهادهای اقتصادی کشور نمیتوانند از این قاعده مستثنی باشند. به همین جهت نیز سالهاست که بازاری باثبات برای بورس ایران وجود نداشته و اعتماد بلندمدت و استوار در پیکره آن شکل نگرفته است.