روش علمی و منش اخلاقی زندهیاد مهندس علی مدنی
<p> غلامرضا کشاورز حداد دانشیاراقتصاد دانشگاه صنعتی شریف مهندس علی مدنی متولد ۱۲۹۸ شهر باکو و دانشآموخته دانشکده شیمی نظری دانشگاه مسکو، در سال ۱۳۱۸ پس از تحولات اجتماعی و سیاسی از اتحاد جماهیر شوروی به همراه خانواده خود به ایران مهاجرت کرد. در سالهای ۱۳۲۶و ۱۳۲۷ به مدت دو سال دانشجوی مهندسی ساختمانی در مدرسه عالی فنی فرانسه پاریس بود که به دلیل گرفتاری کاری از ادامه تحصیل منصرف و به ایران بازگشت. در سال ۱۳۳۶ به دنبال اعطای بورس تحصیلی توسط موسسه آمار ایران جهت گذراندن دوره عالی آمار به موسسه آمار هندوستان عزیمت نمود. </p>
غلامرضا کشاورز حداد دانشیاراقتصاد دانشگاه صنعتی شریف مهندس علی مدنی متولد ۱۲۹۸ شهر باکو و دانشآموخته دانشکده شیمی نظری دانشگاه مسکو، در سال ۱۳۱۸ پس از تحولات اجتماعی و سیاسی از اتحاد جماهیر شوروی به همراه خانواده خود به ایران مهاجرت کرد. در سالهای ۱۳۲۶و ۱۳۲۷ به مدت دو سال دانشجوی مهندسی ساختمانی در مدرسه عالی فنی فرانسه پاریس بود که به دلیل گرفتاری کاری از ادامه تحصیل منصرف و به ایران بازگشت. در سال ۱۳۳۶ به دنبال اعطای بورس تحصیلی توسط موسسه آمار ایران جهت گذراندن دوره عالی آمار به موسسه آمار هندوستان عزیمت نمود. در این موسسه نظریه نمونهگیری را زیر نظر پروفسور لاهیری و پروفسور مورتی گذراند. در کنار فعالیتهای پژوهشی، مهندس مدنی به طور پیوسته دغدغه آموزش نظریه احتمال و استنتاج آماری را داشتند. فعالیتهای آموزشی ایشان بسیار گسترده بود و از تدریس آمار برای کارشناسان اداره مبارزه با مالاریا تا در اختیار داشتن کرسی نظریه احتمال در برترین دانشگاههای کشور را دربر میگیرد. تدریس نظریه احتمال و اشاعه نوع نگاه ویژهای که به آموزش این شاخه آکادمیک داشتند، مهمترین سرفصل زندگی مهندس مدنی را تشکیل میدهد. در این نوشته میخواهم اندکی به این موضوع بپردازم. به باور من مهمترین بخش از فعالیت آموزشی مهندس مدنی به دورههای پر فراز و نشیب تدریس نظریه احتمال در دانشکده علوم اقتصادی دانشگاه تهران و دانشگاه ملی مربوط میشود. تدریس وی در دانشگاه ملی که از سال ۱۳۴۱ آغاز شد و به دنبال اختلاف سلیقهای که با بدنه علمی این دانشکده بروز یافته بود در سال ۱۳۵۶ به پایان رسید. اختلاف سلیقه مهندس مدنی با برخی از اعضای هیات علمی آن دانشگاه به نوع نگرش ایشان به تدریس نظریه احتمال مربوط میشد. فضای فکری حاکم بر آن نهاد علمی، تاکید بیشتر بر کاربردی بودن نظریه احتمال بود، در حالی که مهندس مدنی اعتقاد راسخ به نگاه نظریه اندازهای بودن احتمال داشته و در برنامه درسی خود بر این ویژگی تئوری احتمالی بسیار تاکید میکردند. مهندس مدنی در دوره فعالیتهای حرفهای در دستگاههای اجرایی بهخوبی درک کرده بود که ضعف کارشناسان اجرایی و پژوهشی اساسا ناشی از نداشتن درک نظری از موضوع تحقیق و مسالهای است که باید درباره آن تصمیمگیری شود. این اختلاف دیدگاه مسیر علمی پرفراز و نشیبی در مقابل استاد حقالتدریس آمار دانشگاه ملی قرار داد. سرانجام در سال ۱۳۵۶ مهندس مدنی دست از تدریس در این دانشگاه شستند، ولی همچنان بر باور علمی خود استوار بودند.
بازگشایی دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگی، فصل نوینی را در زندگی علمی و نشر آثار تالیفی ایشان بازگشود. در این دوره ریاست دانشکده اقتصاد تهران و نیز معاونت آموزشی آن در اختیار آقایان دکتر منصور خلیلی عراقی و دکتر جعفر عبادی قرار داشت. آنها به خوبی از ارزش گرایشهای علمی مهندس مدنی مطلع بودند و به همین سبب تمام کرسیهای تدریس درسهای نظریه احتمال، استنتاج آماری و نیز آمار ریاضی را سخاوتمندانه در اختیار مهندس مدنی و تیم آموزشی ایشان قرار دادند. امکانات موجود در دانشگاه تهران برای تربیت نیروی انسانی متخصص در دانش اقتصاد، محدود به فراهم بودن فضای مطلوب تدریس نبود، بلکه دانشجویان مهندس مدنی در جهاد دانشگاهی نیز با تمام امکانات موجود این نهاد در نشر آثار علمی او مساعدت کردند. حاصل این دوره از آموزش، انتشار پنج جلد کتاب استنتاج آماری، ۲ جلد آنالیز آماری و نظریه احتمال و ۲ جلد آمار ریاضی بود. اگرچه مهندس مدنی پیش از این نیز تالیفات گستردهای در این خصوص داشتند و بیشتر آنها توسط موسسه عالی بیمه انتشار یافته بود.
فضای فکری موجود در دانشگاه تهران سبب شد، تا مهندس مدنی پس از انقلاب فرهنگی تمام فعالیتهای آموزشی خود را به دانشگاه تهران انتقال دهد. اعضای هیات علمی و مدیران آموزشی دانشکده اقتصاد نیک میدانستند که مهندس مدنی و تیم او تا چه اندازه میتوانند در پیشبرد اهداف آموزشی دانشکده موثر باشند. از این رو میدان رشد علمی را برای ایشان و دانشجویان تشنه دانش و مشتاق زمزمه محبت او با تمام توان مهیا ساختند. اشتیاق موجود در میان دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و عطش سیریناپذیر مهندس مدنی برای تدریس را نه به حرف، بلکه در عمل میتوانستیم با تمام وجود حس کنیم. تقریبا در تمام پنجشنبههای هر نیم سال تحصیلی، صدای مهندس مدنی در کریدور طبقه چهارم دانشکده اقتصاد طنین انداز بود.
کلاسهایی پر از دانشجو و همه آرام، گوش فرا داده به درس توام با زمزمه محبت مهندس مدنی. در یکی از روزهای سرد زمستانی سال ۱۳۶۷ ناگهان چشم مهندس مدنی به ساعت شماتهداری افتاد که روی تریبون کلاس قرار داده بود، ساعت ۱۲:۲۰ را نشان میداد. مهندس با کلامی شیرین گفت « سر من کلاه گذاشتید، از من نیم ساعت بیشتر کار کشیدید». استاد آنچنان گرم تدریس بود که یادش رفته بود امروز پنجشنبه است و تمام مدت کلاس حاصل لطف ایشان به دانشجویان اوست. مهندس این همه را بخشی از وظیفه معلمی خود میدانست، نه راهی برای کسب معیشت.
ابعاد شخصیتی مهندس مدنی محدود به اسطوره بودن این مرد در آموزش نظریه احتمال نمیشد. هر ازگاهی که در میانه کلاس شرایطی فراهم میشد، با دانشجویان درباره ادبیات، تاریخ و فلسفه علم به گفتوگو مینشستند. در لابهلای دفتر فکری ایشان ادبیات جهان، جایگاه برجستهتری داشت. اعتقاد مهندس مدنی بر این بود که با مطالعه رمان و حتی آثار طنز دیگر ملل میتوانیم به نوع تفکر در روابط اجتماعی آنها پیببریم. در دوران کهنسالی مهندس، همسر ایشان دچار بیماری سختی شد، این مرد با تمام وجود مراتب وفاداری خود را بهجا آورد و در تمام مدت بیماری تا نیمه مهم زندگی خود، از ایشان پرستاری کرد تا نشان دهد که
تا چه اندازه قدردان محبتها و زحمات کسی است که بخش عمدهای از عمر خود را صرف رشد علمی مهندس کرده است. توصیف نقش ارزشمند لیلی مدنی در اوج گیری رشد علمی همسرش را در مقدمه کتابهای مهندس مدنی میتوان مشاهده کرد. قدردانی از زحمات یک دوست چندین ده ساله تنها به پرستاری از او محدود نبود. مهندس مدنی در سوگ از دست دادن همسرشان به پهنای صورت میگریست و زیر لب زمزمه میکرد «لیلی جان قربانت برم بیمن چرا رفتی؟
امروز که بعد از چهار ساعت تدریس طولانی از دانشگاه
تربیت مدرس باز میگشتم، به مقابل دانشکده اقتصاد که رسیدم، ناگاه صدای پر از مهر و پرطنین مهندس مدنی در گوشم پیچید که در ابتدای ورود به کلاس با صدای بلند میگفت «سلام میلّت».