شیرزاد عبداللهی * بدون دستیابی به آمار صحیح «کودکان بازمانده از تحصیل» در هر منطقه کشور و به تفکیک جنسیت و نوع سکونت شهری/ روستایی و تغییرات این آمار در سالهای مختلف، نمیتوان ارزیابی درستی از وضعیت آموزش و پرورش کشور داشت. اولین و اصلیترین وظیفه آموزش و پرورش پوشش تحصیلی همه کودکانی است که در ایران زندگی میکنند. آموزش و پرورش نه تنها باید هرکودک ایرانی و غیر ایرانی را که به مدرسه دولتی مراجعه میکند، ثبتنام کند بلکه باید کودکانی که به دلیل فقر خانوادهها یا زندگی در روستاهای کمجمعیت و دورافتاده یا تعصبات والدین و به هر دلیل دیگری از تحصیل بازماندهاند را شناسایی کرده و روی نیمکت مدرسه بنشاند.
شیرزاد عبداللهی * بدون دستیابی به آمار صحیح «کودکان بازمانده از تحصیل» در هر منطقه کشور و به تفکیک جنسیت و نوع سکونت شهری/ روستایی و تغییرات این آمار در سالهای مختلف، نمیتوان ارزیابی درستی از وضعیت آموزش و پرورش کشور داشت. اولین و اصلیترین وظیفه آموزش و پرورش پوشش تحصیلی همه کودکانی است که در ایران زندگی میکنند.
آموزش و پرورش نه تنها باید هرکودک ایرانی و غیر ایرانی را که به مدرسه دولتی مراجعه میکند، ثبتنام کند بلکه باید کودکانی که به دلیل فقر خانوادهها یا زندگی در روستاهای کمجمعیت و دورافتاده یا تعصبات والدین و به هر دلیل دیگری از تحصیل بازماندهاند را شناسایی کرده و روی نیمکت مدرسه بنشاند.
متاسفانه گاهی هر گونه پرسش در خصوص این وظیفه آموزش و پرورش، جزو خطوط قرمز مسوولان وزارتخانه محسوب میشد و اگر در یک گفتوگوی خبری وزیر و مسوولان ارشد آموزش و پرورش با سوال در این خصوص روبهرو میشدند با سخنان درشت پدیده «کودکان بازمانده از تحصیل» را به کلی انکار میکردند. اما تحلیل هر مسالهای
(از جمله کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیل) بدون دسترسی به آمار قابل اعتماد مانند راه رفتن در تاریکی است. بدتر از آن تحلیل بر اساس آمارهای مخدوش و تبلیغاتی گمراهکننده است که به نتایج تحلیلی اشتباه منجر میشود.
حرف اول وزیر
چهار سال پیش وزیر آموزش و پرورش گفت: «حرف نخست در آموزش و پرورش را برنامهریزی و آمار خواهد زد؛ باید سامانه آماری در آموزش و پرورش ایجاد شود تا تمام آمار و ریز مطالب در آموزش و پرورش جمعآوری شود.» مدتی بعد «سامانه هوشمند مدیریت آمار نیروی انسانی آموزش و پرورش» راهاندازی شد، اما وزارت آموزش و پرورش از آمارهای خود مانند اسناد طبقهبندیشده و محرمانه محافظت میکند و تنها تعدادی از مدیران و کارشناسان حوزه ستادی به این آمارها دسترسی دارند. البته بخشی از این آمار و اطلاعات از طریق مسوولان در سخنرانیها اعلام میشود که دقت چندانی ندارد. به عنوان نمونه علی اصغر فانی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در دولت جدید، قبل از شروع سال تحصیلی تعداد معلمان و کارکنان این وزارتخانه را یک میلیون و ۳۰ هزار نفر اعلام کرد. اما رییس مرکز آمار آموزش و پرورش همین رقم را یک میلیون و ۱۳هزار نفر اعلام کرده است.
متاسفانه مدیران آموزش و پرورش_ اگر موارد استثنایی را کنار بگذاریم_ دو نگاه به آمار و اطلاعات دارند که هر دو نادرست است: الف) نگاه نخست آمار و اطلاعات را کاملا «محرمانه» دانسته و آن را در اختیار افراد «غیر محرم» نمیگذارد. ب) در نگاه دوم، «آمار» ابزاری تبلیغاتی_سیاسی است و برای نشان دادن عملکرد مثبت مدیران یا دستگاه میتوان بر حسب ضرورت آن را دستکاری و پایین و بالا کرد.
نگاه ابزاری به آمار
مرکز پژوهشهای مجلس (آذر ۹۰) رقم بازماندگان از تحصیل در گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال را به استناد آمار سرشماری سال ۸۵، بیش از سه میلیون نفر برآورد کرده است. این آمار تا حدی قابل اعتنا اما قدیمی است. برخی منابع غیردولتی با یک حساب سرانگشتی و ساده تعداد بازماندگان از تحصیل را بین ۶ تا ۷ میلیون برآورد میکنند. اینگونه منابع هم نگاهی ابزاری به آمار دارند و از آن در جهت سیاسی استفاده میکنند. در این روش تعداد دانش آموزان مشغول به تحصیل در سال جاری (۳/۱۲میلیون) را از آمار دانشآموزان در سال ۷۸ که نقطه اوج جمعیت دانش آموزی بود (حدود ۱۹ میلیون) کسر و رقم حاصل را به عنوان تعداد تقریبی بازماندگان از تحصیل اعلام میکنند. اشکال این روش این است که کاهش نرخ رشد جمعیت در دهه ۱۳۷۰ و ۸۰ در محاسبات لحاظ نمیشود.
در مورد آمارهای بازماندگان از تحصیل، باید توجه کنیم که کودکان (و نوجوانان) بازمانده از تحصیل دو گروهند: الف) کودکانی که اصلا رنگ مدرسه ندیدهاند. ب) کودکانی که در مدرسه ثبتنام کردهاند، اما در طول ۱۲ سال تحصیلی به دلایلی مدرسه را ترک کردهاند. اتفاق مهمی که در این یک سال اخیر افتاده این است که اولا آموزش و پرورش وجود موضوعی به نام کودکان بازمانده از تحصیل را پذیرفته و ثانیا مرکز آمار وزارت آموزش و پرورش رقم دقیق بازماندگان از تحصیل در ۶ سال ابتدایی را اعلام کرده است. با اینکه این مرکز از روش درستی برای استخراج آمار استفاده کرده، متاسفانه آمار ترک تحصیل دانشآموزان دوره راهنمایی و دبیرستان اعلام نشده است.
اسامی و آدرس بازماندگان از تحصیل را داریم
با تطبیق آمار دانشآموزان مشغول به تحصیل در یک مقطع تحصیلی و آمار موالید در همان مقطع سنی و کسر متوفیان، میتوان تعداد کودکان بازمانده از تحصیل را با تفکیک پایه تحصیلی و حتی نام و نشانی آنها(با توجه به ثبت کد ملی در هنگام ثبتنام) به دست آورد و سراغ تکتک آنها رفت. یوسف نوری رییس مرکز آمار وزارت آموزش و پرورش امسال گفت که کودکان بازمانده از تحصیل ششساله دوره ابتدایی را با هماهنگی سازمان ثبت احوال شناسایی و اسامی و مشخصات آنها را تهیه کرده و همراه با نشانی کودکان به معاونت آموزش ابتدایی ارائه داده است. او تعداد کل کودکان بازمانده از تحصیل در کشور را ۱۴۵هزار نفر اعلام کرد.
هر محققی میتواند مستقیما آمار رسمی موالید سازمان سازمان ثبت احوال را با آمار دانشآموزان ابتدایی مقایسه کند. متولدین سالهای ۱۳۷۹ تا ۸۵ (۶ سال) که در سال تحصیلی (۹۲-۹۱) در دوره ۶ ساله ابتدایی مشغول تحصیل بودند، براساس گزارش معاونت آمار و انفورماتیک سازمان ثبت احوال، مجموعا حدود ۶ میلیون و ۸۹۰ هزار نفر بودهاند. از این رقم، هماکنون ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار کودک، در شش پایه ابتدایی مشغول تحصیل هستند. تفاضل این دوعدد، حدود ۱۹۰ هزار کودک ۶ تا ۱۱ ساله است که طبعا در مدرسه حضور ندارند. البته این عدد تقریبی است، چرا که کودکان متوفی در این مقطع سنی از این رقم کسر نشده و از طرفی محاسبه سن مدرسه بر مبنای سال تحصیلی با مبدا مهرماه و احتساب کودکان نیمه دوم سال قبل، اعداد را کمی تغییر میدهد. تکرار پایه هم اندکی نتیجه را تغییر می دهد. تعدادی از کودکان با مادر ایرانی و پدر خارجی هم فاقد شناسنامه هستند که در این آمار به حساب نیامدهاند. اما در مجموع میتوان گفت که تعداد کودکان بازمانده از تحصیل در مقطع ابتدایی، حدود ۲۰۰ هزار تن است که آموزش و پرورش و دیگر دستگاهها باید تلاش خود را برای بازگرداندن این تعداد کودک
به دبستان آغاز کنند.
فقط نیمی از واقعیت
تاکید میکنم که این آمار فقط مربوط به ۶ سال دوره ابتدایی یعنی کودکان زیر ۱۱ سال است. روند ترک تحصیل در دوره راهنمایی (دوره اول متوسطه) شتاب بیشتری میگیرد و احتمالا چند برابر میشود. در دوره متوسطه ترک تحصیل به اوج میرسد. اما آیا میتوان آمار درستی از دانشآموزانی که در دوره راهنمایی و دبیرستان مدرسه را رها میکنند، تهیه کرد؟ بله، چنین کاری امکانپذیر است اما احتمالا رییس مرکز آمار وزارت آموزش و پرورش یا وزیر آموزش و پرورش اعلام آن را به مصلحت ندانستهاند. البته در کنار همه اینها هرچند طبق قانون اساسی تحصیلات تا پایان دوره متوسطه رایگان اعلام شده، اما در اصل ۳۰ قانون اساسی بحثی در مورد اجباری بودن تحصیلات نشده، بلکه مطابق قوانین عادی تحصیل تا پایان دوره راهنمایی یعنی تحصیل هشتساله و تا سن ۱۴ سالگی اجباری است. به این ترتیب از نظر قانونی آموزش و پرورش تعهدی در قبال تحصیل نوجوانان بالای ۱۴ سال ندارد. اینکه چرا مرکز آمار آموزش و پرورش آمار بازماندگان از تحصیل در مقطع راهنمایی (دوره اول متوسطه) و دوره دوم متوسطه را اعلام نکرده، مشخص نیست. اما به احتمال زیاد دلایل سیاسی/تبلیغاتی داشته است. بنده هم
تحقیق مستقلی در این زمینه نداشتهام. اما بر اساس برخی گمانهزنیهای غیررسمی، تعداد دانشآموزان ترک تحصیلی در مقطع راهنمایی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر است.
به این ترتیب حدود ۷۰۰ هزار کودک واجبالتعلیم در مقاطع ابتدایی و راهنمایی مدرسه را به دلایل مختلف رها کردهاند. در گفتوگویی که با یک کارشناس برجسته پژوهشگاه تعلیم و تربیت داشتم ضمن تایید روش فوق برای محاسبه کودکان محروم از تحصیل، رقم صحیح تا پایان دوره متوسطه را عددی بین یک تا یک و نیم میلیون برآورد کرد. اما در هر حال تا زمانی که نگاه مدیران آموزش و پرورش به آمار تغییر نکند، هیچ عددی به طور قطعی نمیتواند پذیرفته شود.
* کارشناس آموزش و پرورش