کار زنانه؛ با ارزشگذاری مردانه
<p> فاطمه باباخانی* «جشنواره زنانه» اصطلاحی بود که خانم خبرنگار در توصیف جشنواره «گردشگری پایدار در جنگل ابر» به کار برد؛ یعنی جدیدترین جشنواره محیط زیستی که مدیریت اجرایی آن بر عهده نگارنده بود. وقتی گروه خبرنگاران به روستا رسیدند، مدیر تدارکات جشنواره برای راهنماییشان به جنگل به عنوان راه بلد همراه شد، در جنگل دبیر جشنواره و هنرمندان محیطی حاضر بودند که همگی جزو جماعت نسوان به حساب میآمدند. خانم خبرنگار گفت: یکی از نکات جالب برای من در این جشنواره ساختار زنانه آن است، غافل از اینکه خودش هم که قرار بود اخبار جشنواره را پوشش دهد، از همین جماعت بود تا در کنار دبیر اجرایی، هنرمندان، مدیرتدارکات، مدیر گردشگری، مدیر ستاد خبری، مدیر آموزش جوامع بومی و کودکان در مقابل دو مرد در بخش هنر در روستا و هماهنگی، با اکثریت آرا رای دهند که سنگینی بار برگزاری این جشنواره بر دوش زنان است؛ زحمتی که گاه بیش از یک جشنواره هزینه برمیدارد. </p>
فاطمه باباخانی* «جشنواره زنانه» اصطلاحی بود که خانم خبرنگار در توصیف جشنواره «گردشگری پایدار در جنگل ابر» به کار برد؛ یعنی جدیدترین جشنواره محیط زیستی که مدیریت اجرایی آن بر عهده نگارنده بود. وقتی گروه خبرنگاران به روستا رسیدند، مدیر تدارکات جشنواره برای راهنماییشان به جنگل به عنوان راه بلد همراه شد، در جنگل دبیر جشنواره و هنرمندان محیطی حاضر بودند که همگی جزو جماعت نسوان به حساب میآمدند. خانم خبرنگار گفت: یکی از نکات جالب برای من در این جشنواره ساختار زنانه آن است، غافل از اینکه خودش هم که قرار بود اخبار جشنواره را پوشش دهد، از همین جماعت بود تا در کنار دبیر اجرایی، هنرمندان، مدیرتدارکات، مدیر گردشگری، مدیر ستاد خبری، مدیر آموزش جوامع بومی و کودکان در مقابل دو مرد در بخش هنر در روستا و هماهنگی، با اکثریت آرا رای دهند که سنگینی بار برگزاری این جشنواره بر دوش زنان است؛ زحمتی که گاه بیش از یک جشنواره هزینه برمیدارد. در این یادداشت کوتاه به بررسی دلایل ورود زنان به فعالیتهای داوطلبانه و بخشی از مشکلات پیش روی آنها میپردازم. چرا سهم زنان در فعالیتهای داوطلبانه حداکثری است و در امور مالی و اقتصادی این سهم حداقلی میشود؟ نظریهپردازان در توضیح این پدیده رویکردهای مختلفی در پیش میگیرند. برخی با رویکردی ذاتگرایانه، ورود زنان به عرصههای خیریه، محیطزیست و فعالیتهای انساندوستانه را با ذات آنان همسان میپندارند و معتقدند زنان به واسطه روحیاتی که دارند، وارد این نمونه از فعالیتها شدهاند. از نظر این گروه، زنان میتوانند جهانی را که به واسطه نگاه مردانه دستخوش آسیبهای بسیار شده است، با نگاه زنانه خود بهبود بخشند. برخی در مقابل نگاه بدبینانهتری دارند و حذف زنان از عرصههای مدیریتی و اقتصادی را دلیل ورود زنان به این بخش میدانند. به این ترتیب زنان تنها وارد فضاهایی میشوند که برای آنها تدارک دیده شده است و مجاز به ورود به آن هستند. اما اگر هر کدام از این دو رویکرد را بپذیریم؛ یعنی آنکه زنان به میل خود وارد این حوزه شدهاند یا به سمت آن هل داده میشوند، باز مشکلات کار در نهادهای مردمی آن هم به شکل داوطلبانه برای زنان آسیبهایی به همراه دارد. دو نمونه از فشارهای وارد شده به زنان در این عرصه شامل موارد زیر میشوند: الف) جدی گرفته نشدن زنان: در فضای مردانه زنان عموما جدی گرفته نمیشوند، همانطور که زنان از ورود به عرصههای بالای مدیریتی باز میمانند، به همین نحو هم با قرار گرفتن در کارهای داوطلبانه از سوی نهادها و مسوولان دولتی یا حتی مخاطبان خود جدی گرفته نمیشوند، آنها برای اعتمادسازی راه سختتری نسبت به مردانی که در همان مسیر گام برمیدارند، در پیش دارند. ب) عدم تعریف کار داوطلبانه به عنوان یک فعالیت مطلوب: زمانی که ساختارها در جامعه شکل گرفته و بر اساس آن کار باارزش و بیارزش با منفعت اقتصادی تعریف شد، ورود زنان به عرصههای داوطلبانه به نوعی فعالیت بیارزش قلمداد میشود. در این شرایط هرچند که فعالیت دارای نتایج مطلوب باشد، در نهایت در قضاوت اجتماعی فرد درگیر در این فعالیتها از قضاوتهای ایجادشده دچار سرخوردگی میشود. * مدیر محیط زیست موسسه طنین طبیعت تیرگان r-babakhany@yahoo.com