بازاندیشی مفهوم مناسب‌سازی در قرن ۲۱

شهر برای همه شهروندان

شماره روزنامه: ۲۹۶۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۴۰۴۴۲ پرونده

<p> سارا ردایی معلولیت دائمی یا موقت هیچ مرزی ندارد و می‌تواند در اثر حادثه یا بیماری در زندگی هرفرد پیش بیاید. حتی اگر هیچ حادثه‌ای برای انسان رخ ندهد پیری در انتظار همه است. از این رو برخلاف تصور عام، نگاه به مساله مناسب‌سازی توجه به قشر خاص نیست، بلکه توجه به همه جامعه است. مناسب‌سازی فضای شهری از اقدامات مثبت قرن ۲۰ است. « مناسب‌سازی به فرآیندی اطلاق می‌شود که از طریق آن نظام کلی جامعه، نظیر محیط فیزیکی و فرهنگی، مسکن، حمل‌و‌نقل‌، خدمات اجتماعی و بهداشتی، فرصت‌های شغلی و آموزشی، زندگی اجتماعی و فرهنگی، از جمله تسهیلات ورزشی و تفریحی در دسترس افراد جامعه خصوصا افراد کم‌توان قرار گیرد. </p>

شهر برای همه شهروندان

سارا ردایی معلولیت دائمی یا موقت هیچ مرزی ندارد و می‌تواند در اثر حادثه یا بیماری در زندگی هرفرد پیش بیاید. حتی اگر هیچ حادثه‌ای برای انسان رخ ندهد پیری در انتظار همه است. از این رو برخلاف تصور عام، نگاه به مساله مناسب‌سازی توجه به قشر خاص نیست، بلکه توجه به همه جامعه است. مناسب‌سازی فضای شهری از اقدامات مثبت قرن ۲۰ است. « مناسب‌سازی به فرآیندی اطلاق می‌شود که از طریق آن نظام کلی جامعه، نظیر محیط فیزیکی و فرهنگی، مسکن، حمل‌و‌نقل‌، خدمات اجتماعی و بهداشتی، فرصت‌های شغلی و آموزشی، زندگی اجتماعی و فرهنگی، از جمله تسهیلات ورزشی و تفریحی در دسترس افراد جامعه خصوصا افراد کم‌توان قرار گیرد.» (قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سوم دسامبر ۱۹۸۲، بند ۱۲). یعنی صددرصد فضا باید در دسترس بوده و محدودیتی مضاف بر معلولیت به فرد معلول و اختلالی در حرکت فرد سالم وارد نسازد. بنابراین مناسب‌سازی در این تعریف به معنای حذف موانع فیزیکی، دسترس‌کردن همه فضاها و ایجاد بستر حضور افراد دارای معلولیت در جامعه، ابتدایی‌ترین نیاز فرد معلول و حتی افراد سالم بود. اما با اجرای قوانین مناسب‌سازی اگرچه فرد معلول امکان ورود به شهر را پیدا کرد، اما همچنان رابطه ضعیف اجتماعی بین او و جامعه برقرار بود. توجه صرف به ادراکات بصری طرح‌های اجرایی، از امکان بهره‌مندی افراد دارای معلولیت بخصوص نابینایان در این فضاها کاسته بود. فضاهای ویژه افراد معلول و سالمندان نیز که ظاهرا برای نیاز آنها ساخته شده بودند، با دامن زدن به این انزوا این قشر را به دور از افراد جوان و سالم، محصور و ارتباط آنها را با جامعه قطع ‌کرده بودند. هنجارهای اجتماعی نادرست هر روز این گروه را مجبور به فاصله از جامعه می‌کرد. رسانه و به‌خصوص تبلیغات، در گسترش این تفکر، نقش فزاینده‌ای داشتند (Kohli, ۲۰۱۱). بی‌توجهی افراد سالم و حس حقارت، بی‌ارزشی و نالایقی افراد دارای معلولیت از خود در نتیجه احاطه‌شدن میان افراد قوی، حس عدم حضور فرد معلول در جامعه را در آنها تقویت می‌کرد. بنابراین در قرن ۲۱ مساله جدیدی مطرح شد. اگر روزگاری دیده‌شدن فرد معلول به عنوان یک انسان واجد حقوق شهروندی در جامعه موضوع مباحث اجتماعی بود، اما امروز نگاه غیر ناتوان به فرد دارای معلولیت و درک توانایی‌های آنها مساله شد. درک نوین، علاوه بر بهسازی کالبدی که حق هر شهروند معلول است، طراحی فضایی را مناسب می‌داند که به بهبود رابطه او با افراد غیر معلول و پیدا کردن هویت گروهی او در ارتباط با دیگران کمک کند. امروز نگاه همه شمول در طراحی، حذف نگاه‌های آزاردهنده و برقراری تعاملات بین افراد معلول و غیرمعلول است. دیگر تاریخ مصرف ویژه‌سازی در فضاهای عمومی به خصوص تفرجی گذشته است و وجود این فضاها در شهرهای امروزی به اندازه قرنطینه شدن افراد دارای معلولیت در شهرک‌های ویژه آلمان نازی آن زمان، دردناکند. بنابراین حضور افراد معلول در شهر بیش از تمرکز بر فرد معلول و بخش ناتوان فرد دارای معلولیت و حذف موانع، نیازمند حذف حصارهای ایزوله‌سازی و اصلاح نگرش افراد غیرمعلول است. مناسب‌سازی اخیر به ایجاد شرایط مساعد ذهنی اشاره دارد و رویکرد تعاملی و تمرکز بر فرد سالم و نه فرد معلول را الزامی در برقراری ارتباط دو گروه مذکور و طراحی‌ها پیشنهاد می‌کند. در فرآیند تعامل با تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متقابل میان کنشگران، ارتباط برقرار می‌شود. محیط زندگی می‌تواند به تعامل میان انسان‌ها کمک کند. انسان و منظر شهری پیوسته یکدیگر را شکل می‌دهند. طراحی منظر شهری به مردم دستور می‌دهد، آنها را ترغیب یا حتی مجبور می‌کند به شیوه خاصی عمل کنند. از این رو طراحی صرفا تزیین زیبای محیط نیست، بلکه بخشی از زندگی انسان‌ها و عامل هویت‌بخشی است که توسط همه حواس آنها درک می‌شود. طراحی منظری مناسب می‌تواند افراد را به هم نزدیک و درگیر کند و حامل مفاهیم تاثیرگذار بر آنها باشد. از آنجا که فضای جمعی به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و فضایی مدنی است، استفاده‌کنندگان را به غیر مرکزیت‌گرا شدن سوق می‌دهد و در آن انسان‌ها مکالمه و تعامل را می‌آموزند (بس، ۱۳۹۱). بنابراین فضای جمعی تنها مکان قابل رویت و طرح‌های صرفا دیداری نیست، بلکه شنیده و استشمام نیز می‌شود. در راستای ایجاد تعامل یکی از راهکارهای دنیای غرب ایجاد چالش در فضاهای جمعی تفریحی همه‌شمول است. این منظر، فضا را برای همه افراد در نظر گرفته و از حواس برای ایجاد یک چالش استفاده می‌کند. حضور در این مکان برای افراد سالم، تمرین عادت به دیدن و احساس لزوم حضور فرد معلول در جامعه است. علاوه بر ایجاد یک منظر حسی، طراحی یک سلسله رویداد در محیط است تا شبیه‌سازی معلولیت برای افراد سالم ایجاد شود. افراد سالم به دنیای معلولیت راه پیدا می‌کنند. یک طراحی غیرمتعارف و اغراق آمیز مخاطب را به فضا جذب و تمثیلی‌ بودن فضای آن، ذهن مخاطب را درگیر مفاهیم مورد نظر می‌کند. این چالش‌های منظری برنامه‌ریزی‌شده، انسان‌ها را به سردرگمی، ابهام و کشف وامی‌دارد. قطع موقت حس بینایی و حرکتی منجر به توجه به منظر حسی طراحی‌شده و کشف مکان به صورت غیر معمول می‌شود. کاربر ابتدا دچار ترس، وهم و احساس ناتوانی می‌شود. سپس با تلاش برای به‌کارگیری و تقویت دیگر ارگان‌های بدن، سعی در جبران کمبود چشم‌ها و پاها می‌کند. بنابراین مناسب‌سازی ذهنی در کنار مناسب‌سازی کالبدی ضرورتی در طراحی فضاهای تعاملی افراد معلول و سالم است. اندیشه امروز تمرکز بر فرد سالم و نه دارای معلولیت است و مناسب‌سازی را ایجاد شرایط مساعد ذهنی برای تعامل دو گروه مذکور می‌داند و فضای شهری را موفق می‌داند که پیونددهنده و نه تفکیک‌کننده انسان‌ها باشد، توازن میان کاربران خود ایجاد کرده و توجه ویژه به هیچ گروه خاصی نداشته باشد. رویکرد تعاملی با مناسب‌سازی ذهنی؛ شرایط مساعد تعامل و رشد اجتماعی را ایجاد می‌کند و طراحی مناسب محیط شهری به عنوان مکان وقوع و ایجاد این تعامل سبب پیوند انسان با پیرامون و شکوفایی اجتماعی او می‌شود. در نتیجه، تجربه کشف مکان بدون دیدن آموزش‌هایی برای افراد سالم خواهد بود تا بیاموزند که تنها به بخش ناتوان فرد معلول توجه نداشته و او را انسان توانمندی ببینند که معلولیت دریچه‌های جدیدی از توانایی را برای او بازکرده است و علاوه بر کسب تجربه، عادت به دیدن افراد دارای معلولیت و درک مشکلات آنها ‌کنند. این چنین فضای همگانی یک گام به سوی جامعه فراگیری است که شخص از ناتوانی‌اش در ذهن افراد، جدا شده و ملاک‌های قضاوت بین آنها تحولی قابل توجه یافته است. * کارشناس ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران sara_radaei@yahoo.com منابع • بس، ژان مارک. (۱۳۹۱). منظر حسی، ترجمه مریم السادات منصوری، مجله منظر، ۴(۲۱): • پایگاه جامع اطلاع‌رسانی فرد معلولان ایران، یک کشف جدید درباره مغز ناشنوایان/ درک حس لامسه از بخش شنوایی،. قابل دسترس بر : https://irantavana.ir/?type=dynamic&lang=۱&id=۴۶۱۳. • Kohli, M. (۲۰۱۱). Wheelchair: A Symbol of Liberation? [Int. Day of Persons with Disabilities Special]. Available from: https://healthmeup.com/news-healthy-living/wheelchair-a-symbol-of-liberation-int-day-of-persons-with-disabilities-special/۹۵۳۱.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن