صنعت متولی آموزش نیست
<p> دکتر احمد شعبانیفرد* سیستم اقتصاد نوین و مدرن به سازوکار خودش نیاز دارد که از جمله آنها میتوان به سیستم آموزشی متناسب با این نمونه از اقتصاد اشاره کرد. این سیستم آموزشی باید بتواند در حوزه «مهارتآموزی»، «تغییر رویکرد» یا «تغییر عملکرد» روی آموزشگیرنده اثرگذار باشد. چنانچه یک نظام آموزشی صرفنظر از مدرن یا سنتی بودن آن، این اثرگذاری را نداشته باشد، نظام آموزشی تنها به یک نظام هزینهبر تبدیل خواهد شد که نظام اقتصادی نمیتواند روی آن حساب کند؛ اما در مقابل اگر نظام آموزشی بتواند این تغییرها را روی آموزش گیرنده ایجاد کند، فرد آموزش دیده به سمت و سویی کشیده میشود که میتواند تواناییها و پتانسیلهای بالقوه خود را شکوفا کرده و آن را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد و بر روی اقتصاد تاثیر بگذارد. </p>
دکتر احمد شعبانیفرد* سیستم اقتصاد نوین و مدرن به سازوکار خودش نیاز دارد که از جمله آنها میتوان به سیستم آموزشی متناسب با این نمونه از اقتصاد اشاره کرد. این سیستم آموزشی باید بتواند در حوزه «مهارتآموزی»، «تغییر رویکرد» یا «تغییر عملکرد» روی آموزشگیرنده اثرگذار باشد. چنانچه یک نظام آموزشی صرفنظر از مدرن یا سنتی بودن آن، این اثرگذاری را نداشته باشد، نظام آموزشی تنها به یک نظام هزینهبر تبدیل خواهد شد که نظام اقتصادی نمیتواند روی آن حساب کند؛ اما در مقابل اگر نظام آموزشی بتواند این تغییرها را روی آموزش گیرنده ایجاد کند، فرد آموزش دیده به سمت و سویی کشیده میشود که میتواند تواناییها و پتانسیلهای بالقوه خود را شکوفا کرده و آن را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد و بر روی اقتصاد تاثیر بگذارد. ما باید توجه داشته باشیم که نظام اقتصادی در دنیا دیگر مانند گذشته به شکل صندوقداری نیست و در یک تعامل دو سویه با الزامات جهانی به سر میبرد. بنابراین اگر بخواهیم نظام اقتصادی عملکرد مناسبی داشته باشد باید در این نظام آموزش گیرندگان، به خوبی مهارتهای لازم را فراگرفته تا بهبودی در سبد خانوار ملت به وجود بیاید و همچنین تعامل مناسبی نیز با نظام اقتصاد بینالملل صورت گیرد. این همسویی با اقتصاد جهانی میتواند ارتباطات بینالمللی یک کشور را به ویژه با سازمانها و نهادهای بینالمللی نظیر سازمان تجارت جهانی و دیگر نهادهای مرتبط نیز تسهیل کند. این نهادها و سازمانها میتوانند منابع مالی ارزان را به کشور ارتباط گیرنده پرداخت کنند و رونق و شکوفایی اقتصادی را برای آن کشور به ارمغان آورند. اما نکته دیگر در موضوع اقتصاد و آموزش به حوزه صنعت بازمیگردد و اینکه آیا ما باید آموزش را به صنعت تزریق کنیم یا خیر؟ چنانچه آموزش با نیازهای صنعت انطباق نداشته باشد و صنعت نیازمند ورود بخش آموزش به صنعت باشد، این بخش به حیاط خلوت کارکنانی تبدیل میشود که میخواهند چند صباحی سر کار حاضر نشوند. به نظر من صنعت متولی آموزش نیست و باید به آنچه متولی انجام آن است، بپردازد. اما متاسفانه در شرایط عدم هماهنگی میان این دو، صنعت باید بار باقیمانده آموزش را نیز به دوش بکشد تا بتواند نیروهای توانمند را برای کار خود تربیت کند. این امر سبب میشود مبلغ هزینه شده در آموزش به قیمت کالای ساخته شده، اضافه شود و قیمت محصول نهایی بالاتر از قیمت جهانی شود؛ اتفاقی که شاهدیم در کشورمان افتاده و به اقتصاد ما نیز صدمه زده است. بنابراین بنده با وجود مخالفت با ورود صنعت به حوزه آموزش، در حال حاضر با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم صنعت را ناچار به ورود به مباحث آموزشی میبینم؛ مگر اینکه سیستم آموزشی ما اصلاحات اساسی را در درون خود انجام دهد. *عضو بانک جهانی در حوزه بهبود کسب و کار