تالاب، مکانی برای انباشت سرمایه
<p> با انتقال مداوم آب، ارائه سهم صنعت، شرب و کشاورزی، سهم محیط زیست زاینده رود و تالاب گاوخونی به صفر رسیده است. از آنجا که نوع چیدمان و طراحی توسعه در این منطقه متناسب با توانمندیهای بومشناسی یا اکولوژیک آن نبوده؛ اکنون اصفهان با معضلی روبهرو شده که نوعی بدهکاری اکولوژیک است که با برداشت بیرویه از منابع آبی محدود همچنان ادامه دارد. باوجود آنکه تونلها آب بیشتری را به زاینده رود روان میکنند، ولی نیاز موجود تامین نمیشود؛ علت این امر هم عدم توجه به رعایت توانمندیهای اکولوژیک در طراحی توسعه بوده است. </p>
با انتقال مداوم آب، ارائه سهم صنعت، شرب و کشاورزی، سهم محیط زیست زاینده رود و تالاب گاوخونی به صفر رسیده است. از آنجا که نوع چیدمان و طراحی توسعه در این منطقه متناسب با توانمندیهای بومشناسی یا اکولوژیک آن نبوده؛ اکنون اصفهان با معضلی روبهرو شده که نوعی بدهکاری اکولوژیک است که با برداشت بیرویه از منابع آبی محدود همچنان ادامه دارد. باوجود آنکه تونلها آب بیشتری را به زاینده رود روان میکنند، ولی نیاز موجود تامین نمیشود؛ علت این امر هم عدم توجه به رعایت توانمندیهای اکولوژیک در طراحی توسعه بوده است. در این میان تنها کاهش نزولات جوی و استفاده بالادست را نمیتوان مقصر دانست. افزایش درآمد سرانه در جامعه و اشتغالزایی کار ارزشمندی است، اما این رفاه نباید به قیمت از دست رفتن پایداری اکولوژیک باشد. گاوخونی تنها تکیهگاه استواری است که میتواند زایندهرود را در انتهای مسیرش پالایش کرده و از بروز و تشدید طوفانهای گرد و غبار در منطقه جلوگیری کند. توان باروری تالابها از متراکمترین و بارورترین زمینهای کشاورزی که کشتزارهای نیشکر است، دست کم دو برابر بیشتر است و به همین دلیل تولید ناخالص تالابها ۱۴ درصد است، در حالی که کل تولید ناخالص خشکیهای کره زمین در محدوده یکونیم درصد است. پس اگر تالابها از بین بروند تقریبا حدود ۱۰ برابر آنها زمین بارور را از زمین به دور انداختهایم. در کشور ما حدود یک ونیم میلیون هکتار تالاب ارزشمند وجود دارد که ارزش اقتصادی زیادی برای ما دارند. به عنوان مثال متوسط ارزش هر هکتار از تالاب گاوخونی ۲۲هزار دلار است، اما متاسفانه ما نتوانستهایم از این تالابها حفاظت کافی را به عمل آوریم. به عنوان مثال در دشت حاصلخیز خوزستان عدم شناخت و توجه به قوانین طبیعت و رعایت نکردن ملاحظات راهبردی محیطزیستی و آموزههای اصلی اکولوژیک، طرحهای انتقال آب و احداث سدهای متعدد سرنوشت غمانگیزی را برای تالابهای این منطقه رقم زده است. بررسیها همچنین نشان میدهد علت عمده ریزگردهایی که از سمت عراق میآیند بخش خشک شده تالاب هورالعظیم است که در گذشته به علت بهرهبرداری بیرویه از بین رفته است. همچنین برخاستن نمک و آلودگیهای بهجا مانده در مناطق خشک شده دریاچه آرال نیز بیماریهای متعددی را در آسیای مرکزی به وجود آورد. به این ترتیب تغییر رویکرد از گسترش صنایع آببر به سمت گردشگری تاریخی، اکوتوریسم، توریسم پزشکی، صنایع الکترونیک، استحصال انرژیهای نو و کشاورزی مدرن و گلخانهای میتواند در احیای اکوسیستم زایندهرود و گاوخونی تاثیر بهسزایی بگذارد. برگرفته از سخنرانی مهندس درویش در همایش «زایندهرود زاینده بود» دانشگاه آزاد خمینی شهر * عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور