با پیوند ریشههایمان قویتر شویم
<p> بحث تشکلهای آببران در مدیریت شبکههای آبیاری و زهکشی در ایران چند سالی است که قوت گرفته است و بهرغم شکستها، موفقیتهایی را هم به همراه داشته است. مشارکت به معنی سهیم کردن مردم با فروش اوراق مشارکت طرحها نیست، بلکه جلب مشارکت در واقع جلب اعتماد آببران در طرحهاست به نوعی که از مرحله مطالعات تا اجرا و بهرهبرداری، ضمن آگاهی دادن به آب بران آنها را در تصمیمگیری برای رفع موانع و سود و زیان طرح شریک کرد. به این ترتیب رفتار مصرفکننده با شبکه آگاهانهتر خواهد بود. هدف مشترک این طرح که سود مجموعه است نتایجی را به دنبال دارد از جمله اینکه انسجام بیشتر ایجاد میکند، از بیتفاوتی میکاهد و صبوری در مواقع بروز مشکلات را افزایش میدهد و در نهایت نه تنها منجر به افزایش بهرهوری سیستم خواهد شد، بلکه فشار سنگین نگهداری و بهرهبرداری را برای سازمانها و شرکتها کاهش میدهد؛ اما این مهم بدون شفافسازی آثار مثبت و منفی طرح میسر نمیشود. </p>
بحث تشکلهای آببران در مدیریت شبکههای آبیاری و زهکشی در ایران چند سالی است که قوت گرفته است و بهرغم شکستها، موفقیتهایی را هم به همراه داشته است. مشارکت به معنی سهیم کردن مردم با فروش اوراق مشارکت طرحها نیست، بلکه جلب مشارکت در واقع جلب اعتماد آببران در طرحهاست به نوعی که از مرحله مطالعات تا اجرا و بهرهبرداری، ضمن آگاهی دادن به آب بران آنها را در تصمیمگیری برای رفع موانع و سود و زیان طرح شریک کرد. به این ترتیب رفتار مصرفکننده با شبکه آگاهانهتر خواهد بود. هدف مشترک این طرح که سود مجموعه است نتایجی را به دنبال دارد از جمله اینکه انسجام بیشتر ایجاد میکند، از بیتفاوتی میکاهد و صبوری در مواقع بروز مشکلات را افزایش میدهد و در نهایت نه تنها منجر به افزایش بهرهوری سیستم خواهد شد، بلکه فشار سنگین نگهداری و بهرهبرداری را برای سازمانها و شرکتها کاهش میدهد؛ اما این مهم بدون شفافسازی آثار مثبت و منفی طرح میسر نمیشود. همدلی از همزبانی بهتر است درست است که نقصهایی در مدیریت آب بوده و هست؛ اما مدیریت هم کار دشواری است و راضی نگه داشتن همه بدون مشارکت و همیاری کل مجموعه غیر ممکن است. به جای اینکه بر سر آب بجنگیم تا هر که قدرتش بیشتر بود و آشوبگری بیشتری کرد سهم بیشتری ببرد، کمی تحمل و تامل کنیم. اگر هر کسی بهرهوری آب را در خانه، اداره، کارگاه و مزرعه خود افزایش دهد، منافع جمعی را بر منافع شخصی ارجح بداند، اگر هر کشاورز و باغداری با دیدن تخلف دیگری به جای همراهی و تکرار در مقابل بیقانونی بایستد، آبخیزداری توسعه پیدا کند و تخریب و تصرف مراتع و عرصههای منابع طبیعی پایان یابد و آلایندههای شهری و صنعتی کمتری روانه رودخانهها شود دیگر نیازی به انتقال آب از دریای خزر و خلیج فارس نیست. این نگرش که همه مسوولیت بر دوش مدیران و دولتها است، راه به جایی نمیبرد. به علاوه الگوی کارآمد گذشته راهگشای وضع فعلی نیست. کارآفرینی، تغییر در مشاغل و نحوه کسب درآمد از راههایی که آسیب کمتری به منابع و سرمایههای ملی وارد کند از ضروریات توسعه پایدار است. از سوی دیگر منفعت جمعی بدون همیاری، همدردی و دوری از گروهگرایی میسر نمیشود، اگر مثل کاج داستان کتاب دبستان طاقت به دوش کشیدن درد همسایهمان را نداشته باشیم، ریشه ما هم روزی از خاک بیرون خواهد زد.