مدرس «روانشناسی اجتماعی» دانشگاه علامه طباطبایی:

کاهش مصرف دخانیات در بن‌بست

شماره روزنامه: ۲۹۳۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۲۴۰۶۲ پرونده

<p> فاطمه باباخانی اشاره: چراغ راهنما که قرمز می‌شود، اغلب راننده‌ها یا مسافرانشان نگاهی به خودروهای کناری می‌اندازند، زن پک عمیقی به سیگار می‌زند، دود حلقه می‌شود و در میان آلودگی هوای تهران پنهان می‌شود. این روزها بسیار مواجه شده‌ایم با زنانی که سیگار می‌کشند، اما دلایل گسترش حضور زنان سیگاری در جامعه ایران چیست؟ سازمان بهداشت جهانی گزارش داده است که در ۲۰ سال اخیر، رشد مصرف دخانیات در سطح جهان ۶۰ درصد بوده و تعداد زنانی که در یک روز بیش از یک پاکت سیگار می‌کشند، سه برابر شده‌اند. در ایران نیز، براساس آمارهای غیررسمی تخمین زده می‌شود که ۵/۴ درصد زنان بزرگسال، سیگار می‌کشند که این رقم نسبت به شش سال قبل حدودا دو برابر شده است. </p>

کاهش مصرف دخانیات در بن‌بست

فاطمه باباخانی اشاره: چراغ راهنما که قرمز می‌شود، اغلب راننده‌ها یا مسافرانشان نگاهی به خودروهای کناری می‌اندازند، زن پک عمیقی به سیگار می‌زند، دود حلقه می‌شود و در میان آلودگی هوای تهران پنهان می‌شود. این روزها بسیار مواجه شده‌ایم با زنانی که سیگار می‌کشند، اما دلایل گسترش حضور زنان سیگاری در جامعه ایران چیست؟ سازمان بهداشت جهانی گزارش داده است که در ۲۰ سال اخیر، رشد مصرف دخانیات در سطح جهان ۶۰ درصد بوده و تعداد زنانی که در یک روز بیش از یک پاکت سیگار می‌کشند، سه برابر شده‌اند. در ایران نیز، براساس آمارهای غیررسمی تخمین زده می‌شود که ۵/۴ درصد زنان بزرگسال، سیگار می‌کشند که این رقم نسبت به شش سال قبل حدودا دو برابر شده است. در پاسخ به چرایی این امر، برخی مصرف مواد دخانی را یک خواست طبیعی در زنان می‌دانند و معتقدند در گذشته این امکان برای زنان محدودتر بود که بتوانند در مجامع عمومی سیگار بکشند و حال قبح این امر از بین رفته است. این گروه با غیرطبیعی تلقی کردن گسترش استفاده از دخانیات مخالفند و زنان را به اندازه مردان مشتاق به استفاده از دخانیات می‌دانند. در رویکردی متفاوت، سازمان بهداشت جهانی معتقد است زنان در جهان سوم سیگار را به مثابه آزادی و استقلال می‌نگرند. به مناسبت روز جهانی بدون دخانیات، در گفت و گو با دکتر سخاوت، مدرس بازنشسته دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، عضو انجمن جامعه‌شناسان ایران و نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی انحرافات»، از او درباره دلایل گسترش استفاده از مواد دخانی در زنان و به ویژه دختران و پسران جوان و نوجوان پرسیدیم. آنچه می‌خوانید، تقریر این گفت‌و‌گو است: برخی معتقدند میان بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان با افزایش مصرف سیگار نسبت مستقیمی وجود دارد. به این ترتیب در کشورهایی که زنان قدرت و وضعیت سیاسی بدتری دارند، نرخ گرایش به دخانیات کمتر است و در کشورهایی که زنان قدرتمندترند آنها به اندازه مردان سیگار می‌کشند. شما با این گفته موافقید؟ اصلا چرا ما در کشورمان در سال‌های اخیر شاهدیم که گرایش به مواد دخانی میان زنان و دختران و پسران جوان و نوجوان افزایش یافته است؟ در عصر ما یعنی در عصر تغییرهای اجتماعی سریع، «تنوع‌گرایی» در وضع زندگی و «کثرت‌گرایی» در شیوه زندگی در تمام بخش‌های جامعه در حال گسترش است. این دگرگونی‌ها سبب شده‌اند تا جوانان نتوانند به سیاق مرسوم و شناخته‌شده مانند گذشته زندگی کنند. به این ترتیب ما شاهد پیدایش ساختارهای نو و گسترش فردگرایی در بین جوانان هستیم و از نقش ارزش‌های سنتی به عنوان عوامل ثبات در جامعه کاسته شده است، در این حالت به تدریج اعتقاد به عقلانیت و خردمندی جایگزین باورهای سنتی شده‌اند. این در حالی است که نهادهای اجتماعی مسلط همچنان بر یکسان‌سازی نظام ارزشی در برابر تکثرگرایی اصرار می‌ورزند. مجموعه این عوامل سبب می‌شوند که میانگین سن مصرف مواد دخانی پایین آمده و میزان مصرف هم بالا برود. نهادهای اجتماعی مسلط در مقابل این رویه تلاش می‌کنند با جلوگیری از ورود این مواد به کشور، از افزایش استفاده آنها نزد افراد جامعه جلوگیری کنند، اما آمارها نشان می‌دهند که پیشگیری‌ها نتوانسته‌اند چندان موثر باشند و این هشدار را به ما می‌دهد که ما در مقابله با مواد دخانی به موضوعات اصلی نپرداخته‌ایم. چون رویکرد درمانی و پیشگیری فیزیکی را مورد توجه قرار داده و از بررسی ریشه‌های این امر غافل مانده‌ایم. اما اگر بخواهیم به طور خاص درباره زنان و افزایش گرایش آنها به مواد دخانی صحبت کنیم، باید بگوییم که در جامعه ما مشابه بسیاری از جوامع، بسیاری از زنان به دلیل تحصیلات و اشتغال وارد فضای عمومی شده و به این طریق از حقوق مدنی و اجتماعی خود آگاهی یافته‌اند. آنها در برابر این آگاهی انتظار دارند جامعه پاسخگوی نیازهای جدید آنها باشد. این نیازها در دو بخش مادی نظیر اشتغال و درآمد و نیازهای روحی نظیر استقلال و احترام و جایگاه مطلوب در نظام اجتماعی است. اما در این فضا و در جامعه‌ای که در حال گذار است، امکانات برای زنان و مردان برابر نیست و فضای فرهنگی به گونه‌ای است که بسیاری از مشاغل تخصصی حرفه‌ای به زنان واگذار نمی‌شود. در کنار آن نهادهای اجتماعی مانند خانواده (ازدواج، وراثت و..)، نهاد مالکیت (جریان ثروت و اتحادیه‌های صنفی)، نهاد دولت (گردش قدرت و قوانین حکومتی) و نهاد آموزش و پرورش (الگوهای آموزش عمدتا مردمحورانه) در مقابل این تغییرات مقاومت می‌کنند. در برابر سرکوب شدن خواسته‌های زنان توسط نهادهای اجتماعی، آنها نیز در برابر ارزش‌های موجود دست به مقاومت می‌زنند و تبدیل به مصرف کننده‌های غیررسمی ماهواره و... می‌شوند. گرایش به مصرف مواد دخانی نیز یکی از این واکنش‌ها است. بر اساس نظریه «فشار اجتماعی» بروز چنین رفتارهایی پاسخی است به ناتوانی فرد در به دست آوردن اهداف و نیازهایی که برای او بسیار باارزش است. این فشار زمانی بیشتر می‌شود که فرد حس کند وضعیت ناخوشایندی که در آن قرار دارد پایدار است و نمی‌تواند خود را بیرون بکشد؛ یا زمانی که فرد احساس می‌کند قربانی تبعیض و بی‌عدالتی قرار گرفته است و بازده تلاش خود را منصفانه تلقی نکند. عدم احساس حضور کسی که فرد بتواند به او تکیه کند و اعتماد داشته باشد از دیگر عواملی است که فشار را بر فرد افزایش می‌دهد و برخی از افراد را به سمت مصرف مواد دخانی می‌کشاند. خلاصه اینکه نمی‌توان صرف حضور اجتماعی زنان را دلیل گرایش به مواد دخانی برشمرد. شما در گفته‌های خود به نظریه «فشار اجتماعی» اشاره کردید و یکی از راهکارهای مقابله با فشار اجتماعی را روی آوردن به دخانیات برشمردید، اما واکنش‌های دیگر نسبت به فشار اجتماعی چه هستند و چه عواقبی برای جامعه دارند؟ براساس این نظریه، زمانی که فرد در جامعه در وضع ناخوشایندی قرار می‌گیرد، احساسات منفی در او رشد پیدا می‌کند و تلاش می‌کند که راه‌گریزی برای خود بیابد. نوجوانان در این شرایط به گروه‌های همسال پناه می‌برند که مشکلاتی شبیه به خودشان دارند. آنها برای مواجهه با این فشار از راه‌های مختلفی واکنش نشان می‌دهند. برخی از آنها بر اساس جمع‌بندی خود راه‌حل را در تخریب می‌بینند و به شکل گروه‌های مخرب فعالانه در تخریب محیط زیست، اموال و وسایل گران‌قیمتی که متعلق به حافظان نظم اجتماعی هستند، اموال عمومی نظیر صندلی‌های اتوبوس یا درخت‌های پارک، عمل می‌کنند. برخی از آنها که نمی‌توانند از رویکرد تخریبی بهره بگیرند ولی از مقاومت نهادهای اجتماعی رنج می‌برند، به اصرار برخی دوستان برای کاهش هیجانات درونی تسلیم مواد مخدر اعم از قلیان و سیگار و امثالهم می‌شوند. و گروهی که از اعتقادات محکمتری نسبت به سایرین برخوردارند برای مقابله با وضع موجود وارد جنبش‌های اجتماعی می‌شوند. اما در جوامع بسته که هزینه‌های جنبش‌های اجتماعی بسیار بالا است، عمده جوانان ناکام از رسیدن به هدف‌های خود به مواد دخانی برای رسیدن به آرامش بهره می‌گیرند. در سال‌های اخیر ما شاهدیم که سازمان‌های مردم نهاد در بحث مواد دخانی وارد شده‌اند، به نظر شما این سازمان‌ها توانسته‌اند نقش موثری در این زمینه ایفا کنند؟ این سازمان‌ها عمدتا فعالیت‌های خود را به مجموعه کارهایی متمرکز کرده‌اند که به رهایی فرد بعد از ورود به جرگه مواد دخانی مربوط می‌شود. به عنوان مثال ما انجمن معتادان گمنام را داریم که در برنامه‌های آنان ترک اعتیاد از طریق شیوه‌های گفت‌وگویی مدنظر قرار می‌گیرد. اما نگاه من به این مساله‌ از نگاه یک کارشناس اجتماعی است و معتقدم باید این مساله‌ را ریشه‌یابی کرد و راه‌های ورود را پیش از گرفتار شدن آن هم به شیوه‌های غیرفیزیکی مسدود کرد. راه‌‌هایی که شما برای رفع این مساله‌ در جامعه ما پیشنهاد می‌کنید چیست؟ آیا این راهکارها به مسوولان نهادهای دولتی ارائه شده است و چه نتایجی دربرداشته است؟ همچنان‌که کارشناسان اظهار می‌کنند، همراه با مبارزه برای جلوگیری از عرضه مواد، ما باید با تقاضای مصرف مبارزه کنیم و در این راه نباید تنها به مجازات و تنبیه تکیه کرد. چرا‌که این رویکرد تنها مقابله با معلول و نه علت است. آنچه در این گفت‌و‌گو نیز مدنظر ماست، مقابله با علت گرایش افراد جامعه ما به سمت مواد دخانی است که راهکارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مشخصی را می‌طلبد. در این راستا ما باید احساس بی قدرتی و ناتوانی فرد در رسیدن به اهدافش را کاهش دهیم. زمانی که انرژی فرد در راه رشد و تعالی با مانع روبه‌رو‌ می‌شود، فرد احساس می‌کند هیچ کنترلی بر تعیین سرنوشت خود ندارد و بنا به گفته جامعه‌شناسان دچار آنومی می‌شود. برای مقابله با این وضعیت، داشتن برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت که متناسب با واقعیات جامعه باشد از ضرورت‌هایی است که ما باید به آنها توجه کنیم. در این راستا اقدامات زیر ضروری است: کاهش نابرابری اقتصادی و تنظیم برنامه‌های اقتصادی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت به گونه‌ای که طبقات محروم بتوانند از حداقل زندگی آبرومندانه برخوردار شوند، فراهم شدن امکانات تحصیلی و شغلی برای اشتغال جوانان، فراهم شدن حرکت به سوی مقابله با نابرابری جنسیتی میان زنان و مردان، پاسخگویی خانواده به نیازهای اعضا، نوسازی نهادهای اجتماعی جهت انطباق خود با تغییرات اجتماعی و نخبگان در رده‌های مختلف قدرت سیاسی و برداشتن تبعیض از گروه‌های مورد تبعیض. ما باید به این نکته توجه کنیم که افراد جامعه وقتی رشته پیوندشان با جامعه گسسته می‌شود و از حمایت و پشتیبانی‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه دور می‌افتند؛ به ناچار بحران‌هایی بر دوش‌شان سنگینی می‌کند که توانایی تحمل آن را ندارند. در این شرایط فرد دیگر به اینکه چه چیزی برایش خوب است و چه چیزی برایش زیان بخش است، توجه نمی‌کند و تنها به سمت راه‌حلی می‌رود که بتواند او را به آرامش رسانده و لحظه‌ای از مشکلات رهایش کند. یکی از راهکارهایی که از سوی دولت برای کاهش مصرف دخانیات مورد توجه قرار گرفته ممنوعیت استفاده از دخانیات در برخی قهوه‌خانه‌ها است، به نظر شما این راهکار چقدر می‌تواند موثر باشد؟ وقتی ما برای گروهی که اصرار بر مصرف قلیان و سیگار دارند، فضای بیرونی را می‌بندیم در حقیقت آنها را به سمت مکان‌هایی سوق می‌دهیم که امکان کنترل روی آنها نیست، به نظر من بهتر است برنامه‌ها به شکلی ارائه شوند که امکان نظارت روی آنها وجود داشته باشد، نه اینکه مصرف زیرزمینی را گسترش دهیم. یکی از عبارت‌های معروف در قهوه‌خانه‌هایی که سیگار و قلیان در آن آزاد است، عبارت «قلیان برای زنان و کودکان ممنوع است» می‌باشد. به نظر شما این گفته آیا برخلاف شأن و حرمت زنان نیست که شخصیت آنها را مساوی کودکان فرض می‌کنند یا اینکه پشت این عبارت استدلال دیگری نهفته است؟ در کشور ما زنان و کودکان را مقدس می‌شمارند، بنابراین استدلال کسانی که این عبارت را به کار می‌گیرند، این است که مصرف این مواد در حقیقت به تقدس آنها آسیب می‌رساند. به نظر من با چنین نگاهی است که این آگهی نصب می‌شود؛ حال آنکه زنان ما الان خود را یک فرد اجتماعی که باید در کار و اشتغال و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی از نقش پرده‌نشینی بیرون بیایند؛ می‌بینند. آنها در فکر و اندیشه خود را مستقل محسوب کرده و از اینکه آنها را از امری - که مردان مجاز به ورود آن باشند- منع می‌کنند، ناراحت شده و این کار را کسر احترام خود می‌دانند. اما نهاد سنتی اجتماعی ما هنوز تغییراتی که در فکر نسل جدید ما پیدا شده و ارزش‌های جدیدی که در متن نهادهای اجتماعی ما وارد شده را نمی‌پذیرد و نگاه آنان تغییر نکرده است؛ این در حالی است که ما نیازمند تغییر نگرش هستیم. زنان می‌گویند می‌خواهند با مردانی که این آزادی را دارند معادل باشند اما در نظام اجتماعی ما یک پیچیدگی وجود دارد و نهادها نتوانسته‌اند با تغییرات اجتماعی خود را تطبیق دهند. به نظر من این وظیفه نخبگان است که بخش‌های مثبت ارزش‌های سنتی را گرفته و بخش‌هایی که مغایر با توسعه پایدار جامعه ماست را مورد بحث قرار دهند یا نسبت به تغییر آنها بکوشند. در سال‌های اخیر پیشنهادها و راه‌حل‌هایی از سمت جامعه نخبگان ارائه شده اما مقاومت جامعه سنتی راه باز نمی‌کند و ما در این بن‌بست‌ها گرفتار شده‌ایم.

کاهش مصرف دخانیات در بن‌بست

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن