آیا شهرها باید مصرف دخانیات در مکان‌های عمومی را قدغن کنند؟

تاملی در باب ممنوعیت استعمال سیگار

شماره روزنامه: ۲۹۳۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۷۲۴۰۵۹ پرونده

<p> ادوارد ال. گِلِیزر، استاد اقتصاد‌هاروارد مترجم: مجید اعزازی یکی از کارهای من، پژوهش درباره «دولت‌های محلی» است. در این حرفه، همواره از اینکه افراد شیفته و اسیر نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شوند و پیچ و خم‌های سیاست‌های محلی آنها را خسته می‌کند، کمی غمگین می‌شوم. بیشتر اموری که در زندگی ما مهم‌تر هستند - کیفیت مدرسه‌ها، امنیت خیابان‌ها و سرعت رفت و آمدهای ما- در سطح محلی تعیین می‌شوند. امروزه، در ایالات متحده آمریکا، دولت‌ها و مقامات محلی در خط مقدم قانون‌گذاری درباره مواد مخدر و دخانیات هستند. </p>

تاملی در باب ممنوعیت استعمال سیگار

ادوارد ال.گِلِیزر، استاد اقتصاد‌هاروارد مترجم: مجید اعزازی یکی از کارهای من، پژوهش درباره «دولت‌های محلی» است. در این حرفه، همواره از اینکه افراد شیفته و اسیر نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شوند و پیچ و خم‌های سیاست‌های محلی آنها را خسته می‌کند، کمی غمگین می‌شوم. بیشتر اموری که در زندگی ما مهم‌تر هستند - کیفیت مدرسه‌ها، امنیت خیابان‌ها و سرعت رفت و آمدهای ما- در سطح محلی تعیین می‌شوند. امروزه، در ایالات متحده آمریکا، دولت‌ها و مقامات محلی در خط مقدم قانون‌گذاری درباره مواد مخدر و دخانیات هستند. به طور مثال، به تازگی ایالت ماساچوست تصمیم گرفت که داشتن مقدار کمی از ماری‌جوانا را قانونی اعلام کند. همان‌طور که «ماری‌جوانا» به سوی قانونی شدن پیش می‌رود، به نظر می‌رسد که «دخانیات» و «سیگار» در مسیر مخالف حرکت می‌کند. برای مثال قرار است در ماه نوامبر ۲۰۱۳ (آبان ۱۳۹۲) کمیسیون سلامت عمومی ایالت بوستون، ممنوعیت شدیدی بر مصرف دخانیات اعمال کند. آیا برای مقام‌های محلی منع دخانیات و صدور مجوز ماری جوانا معنی دارد؟ هیچ دلیلی برای تصور اینکه «حداکثرسازی طول عمر» هدف طبیعی همه است یا باید هدف همه باشد، وجود ندارد. چشم‌انداز طرفداران آزادی فردی این است که افراد بهترین قاضی برای تصمیم‌گیری درباره پذیرش ریسک از جمله پذیرش ریسک مصرف ماری‌جوانا یا استعمال دخانیات هستند. برخی افراد فکر می‌کنند که دیدگاه طرفداران آزادی فردی، با پذیرش اینکه همه افراد عاقل نیستند، زیر سوال‌ می‌رود. اما من مخالفم. پذیرش محدودیت‌ها درباره عقلانیت انسان، من را نسبت به تصمیم‌سازی مقامات انتخابی یا انتصابی برای ما، بیشتر آزار می‌دهد؛ چرا که اثرات بی‌خردی فردی می‌تواند در زمانی که ما قدرت را به مقامات انتخابی واگذار می‌کنیم، به شدت افزایش یابد. به همین ترتیب است که در بوستون، مقامات دولتی می‌خواهند سیگار کشیدن را از تحت قاعده و قانون درآورند. در همین حال باید گفت، دلایل خوبی برای تنظیم مقررات سیگار کشیدن وجود دارند. دوستان، والدین و کودکان، همه از مرگ یکی از عزیزان خود رنج می‌برند؛ به این معنی که مداخلات پدرسالارانه که ریسک مرگ را کاهش می‌دهند، می‌توانند به عنوان ابزارهایی برای حمایت از کالبد اجتماعی تصور شوند. کاهش سیگار کشیدن بزرگسالان، ممکن است نقش مدل‌هایی که کودکان را به سیگار کشیدن هدایت می‌کنند، حذف کند. با این همه، افراد مختلف، وقتی می‌بینند که دوستان، همتایان و همسرانشان مصرف دخانیات را متوقف می‌کنند، خودشان هم کمتر سیگار می‌کشند. شاید بتوان ادعا کرد که «قوانین محدودکننده مصرف دخانیات در اماکن عمومی»، به میزان بسیار اندک، میزان سیگاری شدن کودکان را کاهش می‌دهد. ممنوعیت‌های استعمال دخانیات در شهرهایی مانند بوستون (و در نیویورک، جایی که سیگار کشیدن در همه رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها از سال ۲۰۰۳ به بعد قدغن بوده است) فرمان‌های محلی هستند، نه ممنوعیت‌های جهانی. هر کسی که این فرمان‌ها را دوست ندارد، می‌تواند به جایی دیگر نقل مکان کند. شهرها بسیاری از رفتارها در فضاهای عمومی را با استفاده از قانون‌گذاری تنظیم می‌کنند و این امر کاملا در چارچوب قدرت قانون‌گذاری دولت‌های شهری و شهرداری‌ها است. از آنجا که مایکل بلومبرگ (شهردار نیویورک) کشیدن سیگار را ممنوع کرده، بی‌گمان، این شهر در نظر بسیاری از مردم، خوشایندتر به نظر خواهد آمد. برخی شهرهای آسیایی مانند توکیو و هنگ‌کنگ، بسیار مسالمت‌آمیزتر کشیدن سیگار را در کافه‌ها و رستوران‌ها ممنوع کردند، اما بسیار خشونت‌آمیزتر مصرف دخانیات در خیابان‌ها و پارک‌ها را منع کردند. به نظر می‌رسد _ دست‌کم من این‌طور فکر می‌کنم _ که ممنوعیت استفاده از دخانیات در کافی‌شاپ‌ها معقول نیست؛ چرا که در این مکان‌ها، به طور کلی از ورود کودکان ممانعت می‌شود. وجود «دولت‌های محلی» و نیز «قوانین محلی» متفاوت در شهرها و ایالت‌های مختلف، به مردم اجازه می‌دهند تا برای سکونت خود، شهری را با قوانینی که می‌پسندند، انتخاب کنند. اگر والدین بخواهند، می‌توانند کودکان خود را به شهری ببرند که در آن سیگار کشیدن در همه‌جا آزاد است. همچنین آنها می‌توانند شهری که استعمال دخانیات را ممنوع کرده، انتخاب کنند. اگر هم افرادی بخواهند‌ جایی پیدا کنند که استعمال «ماری‌جوانا» در آنجا آزاد باشد، بسیار جالب است که چنین مکان‌هایی نیز وجود دارند. خلاصه آنکه، در «سطح محلی»، ما می‌توانیم قوانین بیشتری را تحمل کنیم تا در «سطح ملی»؛ چراکه مردم می‌توانند اهلیت خود را انتخاب کنند. و اینک، من سیگارم را خاموش می‌کنم و به کار برمی‌گردم!

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن