سر رشته را دریابید!

شماره روزنامه: ۲۸۷۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۵۰۷۰ پرونده

گویا عمده تلاش طرفداران حذف شکل فعلی کنکور، نه پاسخ به مساله عدالت ارزشیابی، بلکه حذف نتایج ناخواسته‌ای است که در کنار نظام ارزشیابی کنکور ایجاد شده است. اما آیا واقعا بدیل بهتری وجود دارد؟

سر رشته را دریابید!

یاسر میرزایی * «آیا بدیل کنکور عادلانه‌تر است؟» در این سوال چند جنبه مهم وجود دارد که پیش از پاسخ به خود سوال، باید آن جنبه‌ها روشن شود: اول اینکه در سوالات عملی، یعنی سوالاتی که نمی‌توان به آن پاسخ خنثی داد، همیشه باید هر دو گزینه‌ای که مورد قیاس قرار می‌گیرد به واقع قابل دسترسی باشند. بنابراین وقتی می‌پرسیم «آیا بدیل شکل فعلی کنکور عادلانه‌تر است؟» فرض گرفته‌ایم که بدیل کنکور اولا وجود دارد و دوما به جهت عملی قابل دسترس است به‌این معنا که اگر پاسخ به این سوال بله بود، بشود در زمانی مشخص کنکور را تعطیل کرد و بدیل آن را اجرا کرد. دوم اینکه در سوالات با پس‌زمینه عدالت، عموما پرسش از وضعیت ایده‌آل عادلانه وجهی ندارد. ما وضعیت مطلقا عادلانه در دنیای واقعی نداریم. تنها در قیاس‌های جزئی می‌توان این مصداق را نسبت به آن مصداق دیگر عادلانه‌تر دانست یا ندانست. بنابراین پرسش از اینکه «آیا کنکور عادلانه است یا نیست؟» پرسشی بی‌وجه است. کنکور تنها در مقایسه با بدیل آن می‌تواند عادلانه باشد یا نباشد. سوم اینکه عادلانه‌تر یعنی چه؟ اگر بخواهیم از منظر اقتصادی به مساله نگاه کنیم، عدالت یعنی برابری فرصت‌ها. عادلانه‌تر در سوال فوق یعنی وضعیتی که در آن فرصت‌های دانشگاهی به نحو برابرتری میان دانش‌آموزان توزیع شود. با توضیحات بالا سوال «آیا بدیل کنکور عادلانه‌تر است؟» یعنی «آیا بدیل کنکور فرصت‌های دانشگاهی را به صورت برابرتری میان دانش‌آموزان توزیع می‌کند؟» و به عبارت بهتر «آیا بدیل کنکور دانش‌آموز شایسته‌تر را به فرصت بهتر دانشگاهی وصل می‌کند؟» ضعف‌های شکل فعلی کنکور مهم‌ترین ویژگی شکل فعلی برگزاری کنکور، واحد بودن شیوه ارزشیابی برای تمام دانش‌آموزان کشور است. همه دانش‌آموزان در روزی واحد در برابر سوالاتی واحد قرار می‌گیرند که توسط دستگاهی واحد تصحیح می‌شود. گویا اگر عدم وجود فساد در این نظام ارزشیابی را بپذیریم، در عادلانه بودن این شیوه طبق توضیحی که از عدالت دادیم، نمی‌‌توان شک کرد. پس مساله مخالفان با کنکور چیست؟ آنها مدعی‌اند که کنکور شاخص‌هایی محدود را برای ارزشیابی در نظر گرفته است. در ‌واقع کنکور اگرچه در ارزشیابی شاخص‌هایش خوب عمل می‌کند، اما خود شاخص‌های مورد ارزشیابی‌اش، جامع توانایی دانش‌آموزان نیست. تنها دانش‌آموزانی در کنکور خوب ظاهر می‌شوند که از برخی توانایی‌های اندک به خوبی برخوردارند. علاوه بر این، این شیوه ارزشیابی کلان و واحد منجر به ایجاد اثرات جانبی منفی فراوانی در نظام آموزشی کشور شده است که همه غده‌هایی بدخیم و تغذیه‌کننده از این نظام ارزشیابی خاص هستند. همچنین این نظام ارزشیابی، فرهنگ خاصی از تربیت را در نهاد خانواده‌های ایرانی جا انداخته است که عموما فرزندان را تک‌بعدی، گرفتار استرس و منفعل بار می‌آورد. همه انتقادات بالا به‌جا است، اما سوال این است که در کنار همه اینها، آیا روش‌های بدیل مورد نظر مخالفان، مساله اصلی ما یعنی عدالت آموزشی را پاسخ می‌دهد و همچنین آیا این بدیل، نتایج ناخواسته‌‌ای که کنکور دارد و در بالا برشمردیم را ندارد؟ گویا عمده تلاش طرفداران حذف شکل فعلی کنکور، نه پاسخ به مساله عدالت ارزشیابی بلکه حذف نتایج ناخواسته‌ای است که در کنار نظام ارزشیابی کنکور ایجاد شده است. پیش از توضیح بیشتر این ادعا، توصیفی از بدیل مورد نظر ارائه می‌دهیم. ضعف‌های مضاعف طرح بدیل کنکور در نظام ارزشیابی بدیل کنکور، دانش‌آموزان در طول دوره دبیرستان در مراحل مختلفی ارزشیابی منطقه‌ای می‌شوند و یکسان بودن نتیجه این ارزشیابی‌ها بر اساس استانداردسازی امتحانات و نحوه تصحیح آنها تضمین می‌شود. من فکر می‌کنم این تضمین کافی نیست و دلیلم برای این عدم تضمین تفاوتی با دلایل دیگران دارد. عمده شک‌هایی که به این بدیل وارد می‌شود، سلامت افراد درگیر در کل این نظام بدیل ارزشیابی را زیر سوال می‌برند. نه امتحان‌های مناطق مختلف کشور می‌تواند به اندازه کافی شبیه به هم باشد و نه معلم‌های ارزشیاب توان کافی رفتاری برای رعایت عدالت را دارند. اینها شک‌هایی است که تنها با تحقیقات آماری و بررسی میزان مطابقت نتایج با آموزنی معیار، قابل رفع است و چون من دسترسی به چنین تحقیقاتی ندارم در موردشان موضعی موافق یا مخالف ندارم، اما موضوع از منظری دیگر نیز قابل بررسی است. نظام بدیل ارزشیابی، به دلایلی ساختاری، همیشه استعداد شدیدی به انحراف از مسیر عدالت آموزشی دارد و این دقیقا آن تفاوتی است که میان نظام آموزشی در کشور ما و دیگر کشورهایی که کنکور ندارند هست. مساله نظام ارزشیابی ما برای ورود به کنکور کاملا تحت تاثیر کارکرد نظام دانشگاهی ما است. در‌ واقع تا وقتی که کارکرد نظام دانشگاهی ایران تغییری اساسی نکند، تغییر در نظام ارزشیابی برای ورود به آن، منجر به حذف نتایج ناخواسته زاییده در کنار نظام ارزشیابی کنونی نمی‌شود. مشکل نظام دانشگاهی ما چیست؟ شکل فعلی کنکور؛ متناسب با اوضاع فعلی دانشگاه‌ها دانشگاه در ایران بیش از آنکه توانایی‌های لازم برای حضور در عرصه‌ کار را فراهم کند، یک نظام تولید مدرک است. در‌ واقع نظام اشتغال در ایران، به خاطر دخالت‌های بیجای دولت، نه مبتنی بر شایستگی و فایده‌مندی برای کارفرما که بر مبانی دیگری از جمله حجم مدارک است. دانشگاه دستگاه تولیدکننده این معیار ارزشیابی برای اشتغال یعنی مدرک است. بنابراین کسی که به دانشگاه وارد می‌شود، اساسا به دنبال افزایش توانایی‌های خود برای ورود به بازار کار نیست بلکه به دنبال کسب مدارکی است که ارزش بیشتری برای گرفتن موقعیت‌های بهتر کاری دارند. حال اگر این فرضیات را در مورد نظام دانشگاهی ایران بپذیریم، سوالی که پیش می‌آید این است که چرا باید نظام ارزش‌یابی برای ورود به دانشگاه، معیاری دیگر (یعنی سنجش توانایی‌های کاربردی و مفید) را محور فعالیت خود قرار دهد؟ به نظر دلیلی وجود ندارد. پس هر نظام ارزشیابی بدیلی استعداد فراوان برای دور شدن از معیارهای رتبه‌بندی بر اساس توانایی‌های آموزشی خواهد داشت. علت عدم وجود تضمین برای عملکرد مناسب نظام ارزشیابی بدیل، این نیست که معلم‌ها تمایل به فساد دارند؛ بلکه علت این است که ساختار آموزش عالی کشور تمایل به پذیرش بر مبانی‌ای غیر از توانایی آموزشی دانش‌آموزان دارد؛ بنابراین وقتی تعداد عامل‌های درگیر ارزشیابی، منطقه‌ای و متکثر می‌شود، آن تمایل ساختاری، معلم‌ها را وادار می‌کند که به نحوی از معیارهای استاندارد شده تخطی کنند. کنکور این شانس را به صورت دستوری از بین می‌برد. نه اینکه همان تمایل غلط ساختاری در مورد کنکور هم برقرار نباشد، اما چون در کنکور، همه فرآیند ارزشیابی در یک مرکز مجتمع شده است هرگونه انحراف از اهداف ارزشیابی زیر ذره‌بین بوده و به سرعت قابل شناسایی است. عاملین برگزارکننده کنکور، استعداد کمتری به فساد نسبت به معلم‌ها ندارند، بلکه ساختار کنکور موانع بیشتری را بر سر راه عاملین برای دست زدن به فسادی گذاشته است که اتفاقا متناسب با ساختار غلط آموزش عالی ما است. خلاصه اینکه، مساله ارزشیابی ما در ایران کنکور نیست؛ نظام غلط بازار کار ما است. اگر با کم شدن حداکثری دخالت دولت در آن، ماجرای اشتغال بر روی ریل صحیح‌اش بیفتد به سرعت دانشگاه ما برای ادامه حیاتش خود را با آن تنظیم خواهد کرد و معلول بعدی، خود به خود اصلاح نظام ارزشیابی ما خواهد بود. اشتباه دیدن علت و معلول‌ها در این مساله تنها هزینه‌ای اضافی به هزینه‌های عمومی کشور بار می‌کند و تجربه‌ای ناخوشایند را به تجربه‌ چندین‌ ساله‌ اجرای کنکور می‌افزاید. کنکور اگرچه نظام ارزشیابی جامعی نیست و نتایج ناخواسته نامطلوب بسیاری را به همراه داشته است، اما لااقل در پی آزمون‌ و خطاهای بسیار به وضعیتی به جهت اداری بهینه رسیده است. دوباره «چرخ لق» دیگری را خلق نکنیم . . . * دبیر سرویس «اندیشه اقتصاد» (ysrmrz.sut@gmail.com)

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن