هزینه جایگزینی نفت ایران
ذنیای اقتصاد - فاطمه صالحی : کاهش دسترسی چین به نفت ایران، هزینه تامین خوراک برخی پالایشگاههای این کشور را افزایش داده و تعدادی از آنها را به کاهش فعالیت واداشته است. صنعت پتروشیمی چین نیز از کمبود مواد اولیه و اختلال در تجارت انرژی آسیب دیده، اما نمیتوان تمام این مشکلات را به کاهش صادرات نفت ایران نسبت داد. در اوایل سال ۱۴۰۴، بیش از ۸۵درصد نفت صادراتی ایران راهی چین میشد و این کشور مهمترین خریدار نفت ایران بود. بر اساس گزارشی که اساندپی گلوبال انرژی در آوریل ۲۰۲۵ منتشر کرد، واردات نفت ایران توسط پالایشگاههای مستقل چین در ماه مارس همان سال به روزانه یکمیلیون و ۹۱۰هزار بشکه رسیده بود. اکنون در آبان ۱۴۰۵، پس از وقوع دو جنگ علیه ایران، شرایط تجارت نفت منطقه تغییر کرده است. گزارشهای بینالمللی از کاهش دسترسی پالایشگاههای چینی به نفت ایران حکایت دارند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که کاهش عرضه نفت ایران چه تاثیری بر فعالیت صنایع چین گذاشته است؟ پاسخ را باید در تفاوت میان وابستگی فنی و اقتصادی جستوجو کرد. پالایشگاههای چینی الزاما به نفت ایران وابسته نیستند و میتوانند از منابع دیگری استفاده کنند، اما نفت جایگزین ممکن است گرانتر باشد.
افزایش هزینه خوراک پتروشیمی چین
محمدرضا شیری، تحلیلگر ارشد صنعت گاز و پتروشیمی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به پیامدهای کاهش دسترسی چین به نفت ایران و محدودیتهای ایجادشده در تجارت انرژی منطقه گفت: برای بررسی تاثیر این تحولات بر صنعت پتروشیمی چین، ابتدا باید میان خوراک نفتی و گازی مجتمعهای پتروشیمی تفاوت قائل شد. محصولات پتروشیمی در جهان از دو مسیر اصلی تولید میشوند که یکی بر پایه خوراک گازی و دیگری بر پایه خوراک مایع است. بنابراین نمیتوان کاهش واردات نفت خام را به معنای کاهش مستقیم خوراک تمام مجتمعهای پتروشیمی دانست.
او افزود: در مجتمعهایی که از خوراک گازی استفاده میکنند، گاز پس از ورود به واحدهای فرآورش و تفکیک، به اجزایی مانند متان و اتان تقسیم میشود و هر یک از این ترکیبات میتوانند خوراک واحدهای مشخصی از صنعت پتروشیمی باشند. در مقابل، مجتمعهای دارای خوراک مایع معمولا از نفتا و سایر فرآوردههای پالایشگاهی استفاده میکنند. به این ترتیب، نفت خام ابتدا در پالایشگاه فرآورش میشود و سپس بخشی از محصولات حاصل از آن بهعنوان ماده اولیه در اختیار مجتمعهای پتروشیمی قرار میگیرد. از این رو، ارتباط میان واردات نفت خام و تولید محصولات پتروشیمی، به ساختار پالایش و نوع خوراک مصرفی هر مجتمع بستگی دارد. شیری با اشاره به جایگاه نفت ایران در تامین نیاز چین بیان کرد: بر اساس گزارشهایی که پیشتر منتشر شده بود، حدود ۱۰ تا ۱۵درصد نفت موردنیاز چین از ایران تامین میشد. این محمولهها به دلیل شرایط تحریمی با تخفیف در اختیار خریداران چینی قرار میگرفتند و از نظر هزینه تامین خوراک برای آنها مزیت داشتند. اکنون با محدود شدن دسترسی به این منابع، بخشی از مزیت قیمتی پیشین از بین رفته است. در چنین شرایطی، حتی اگر خریداران بتوانند نفت موردنیاز خود را از کشورهای دیگر تامین کنند، هزینه جایگزینی خوراک میتواند افزایش پیدا کند. این تحلیلگر ارشد صنعت گاز و پتروشیمی درباره آثار اقتصادی کمبود خوراک توضیح داد: در شرایطی که عرضه یک ماده اولیه کاهش پیدا میکند، نخست فشار بر قیمت آن افزایش مییابد و در صورت تداوم محدودیتها، دسترسی به آن نیز دشوارتر میشود. این سازوکار در بازار محصولات پتروشیمی نیز قابل مشاهده است. به همین دلیل، با کاهش دسترسی تولیدکنندگان چینی به منابع ارزانقیمت انرژی، میتوان انتظار داشت هزینه تولید محصولات پایه پتروشیمی افزایش پیدا کند و این فشار به قیمت فروش آنها منتقل شود. او ادامه داد: محصولات پتروشیمی در گروههای مختلفی از جمله آروماتیکها، متانول، پلیمرها و کودهای شیمیایی قرار میگیرند و هر گروه بسته به فرآیند تولید، از خوراک متفاوتی استفاده میکند.
بنابراین افزایش هزینه خوراک بر تمام محصولات به یک اندازه اثر نخواهد گذاشت. با این حال، زمانی که قیمت مواد اولیه افزایش پیدا میکند، آثار آن میتواند بهتدریج در زنجیره تولید گسترش یابد؛ به این معنا که ابتدا محصولات پایه و سپس مواد میانی و محصولات نهایی با فشار افزایش قیمت مواجه شوند. شیری در پایان با اشاره به اینکه محدودیتهای کنونی تنها به نفت خام مربوط نمیشود، گفت: تامین خوراک گازی و گاز مایع نیز تحتتاثیر شرایط بازار انرژی قرار گرفته و قیمت آنها با نوسان مواجه شده است. در نتیجه، فشار هزینه تنها به مجتمعهای دارای خوراک مایع محدود نیست و واحدهایی که به منابع گازی وابستهاند نیز ممکن است تحتتاثیر قرار گیرند. همزمانی افزایش هزینه در این دو بخش میتواند زمینه رشد قیمت محصولات پایه و انتقال تدریجی آن به سایر حلقههای زنجیره پتروشیمی را فراهم کند.
کاهش حاشیه سود برخی پالایشگاهها
بخش مهمی از نفت ایران را پالایشگاههای مستقل چین خریداری میکردند که بیشتر در استان شاندونگ مستقر هستند. این واحدها در مقایسه با شرکتهای بزرگ دولتی، معمولا منابع مالی محدودتری دارند و افزایش هزینه خرید نفت میتواند بر سودآوری آنها اثر بیشتری بگذارد. نفت ایران نیز به دلیل شرایط تحریمی با تخفیف عرضه میشد و به همین دلیل، یکی از منابع تامین خوراک ارزان برای این پالایشگاهها بود.
با این حال، پالایشگاههای چین برای استفاده از نفت ایران طراحی نشدهاند. آنها میتوانند متناسب با تجهیزات خود، از نفت کشورهای دیگر نیز استفاده کنند. مساله اصلی این است که نفت جایگزین ممکن است گرانتر باشد یا فرآوری آن هزینه بیشتری داشته باشد. بنابراین کاهش دسترسی به نفت ایران الزاما به معنای توقف تولید نیست، اما میتواند حاشیه سود پالایشگاهها را کاهش دهد. نشانههای این تغییر در بازار نفت روسیه دیده شده است. بر اساس گزارشی که اساندپی گلوبال انرژی در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، قیمت پیشنهادی نفت ESPO روسیه برای تحویل به استان شاندونگ بهشدت افزایش یافت. در ابتدای سپتامبر، اضافهبهای این نفت نسبت به نفت برنت حدود چهار تا پنج دلار بود، اما این رقم به بیش از ۲۰ دلار در هر بشکه رسید. کاهش دسترسی به نفت ایران یکی از عواملی بود که تقاضای پالایشگاههای چینی برای نفت روسیه را افزایش داد. البته تمام این افزایش قیمت ناشی از کاهش صادرات نفت ایران نبود و محدودیت عرضه نفت روسیه نیز در آن نقش داشت. با این حال، نتیجه برای پالایشگاههای مستقل چین افزایش هزینه خرید خوراک بود. در شرایطی که قیمت فروش فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل الزاما متناسب با هزینه نفت خام افزایش پیدا نمیکند، چنین تغییری میتواند سودآوری پالایشگاه را کاهش دهد. اساندپی گلوبال انرژی در گزارش دیگری در اواخر سپتامبر اعلام کرد که برخی پالایشگاههای مستقل کوچک چین، همزمان با کاهش دسترسی به نفت ایران، فرآورش نفت خام خود را پایین آوردهاند. این مساله نشان میدهد که فشار ناشی از محدودیت عرضه، از افزایش هزینه خرید فراتر رفته و بر فعالیت تولیدی تعدادی از پالایشگاهها نیز اثر گذاشته است.
پیامدها برای صنعت پتروشیمی چین
کاهش فعالیت پالایشگاهها میتواند بر صنعت پتروشیمی چین نیز اثر بگذارد، زیرا بخشی از مواد اولیه موردنیاز این صنعت از فرآورش نفت خام به دست میآید. برای مثال، نفتا یکی از فرآوردههای پالایشگاهی است که در تولید اتیلن و پروپیلن کاربرد دارد. این مواد نیز در تولید انواع پلاستیک و سایر محصولات پتروشیمی استفاده میشوند. بنابراین کاهش عرضه نفتا یا افزایش قیمت آن میتواند هزینه تولید بخشی از مجتمعهای پتروشیمی را افزایش دهد.
با این حال، تمام صنعت پتروشیمی چین به نفت خام وابسته نیست. برخی مجتمعها از خوراک گازی و برخی دیگر از زغالسنگ استفاده میکنند. در نتیجه، کاهش واردات نفت ایران نمیتواند بر تمام واحدهای پتروشیمی این کشور اثر یکسانی داشته باشد. میزان آسیب هر واحد به نوع خوراک مصرفی و امکان تامین مواد اولیه از منابع جایگزین بستگی دارد. از سوی دیگر، محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز تنها صادرات نفت ایران را تحتتاثیر قرار نداده و تجارت نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز مایع سایر کشورهای منطقه را نیز با مشکل مواجه کرده است. آژانس بینالمللی انرژی در گزارشهای آوریل و مه ۲۰۲۶ اعلام کرد که اختلال در عبور محمولههای انرژی از این مسیر، تامین خوراک برخی مجتمعهای پتروشیمی آسیا را دشوار کرده و به کاهش فعالیت آنها منجر شده است. بنابراین نمیتوان تمام مشکلات صنعت پتروشیمی چین را به کاهش صادرات نفت ایران نسبت داد. در مجموع میتوان گفت، نفت ایران برای بخشی از پالایشگاههای چین منبع مهم تامین خوراک ارزان بود، اما جایگزینی آن از نظر فنی امکانپذیر است. مساله اصلی، افزایش هزینه خرید نفت جایگزین و کاهش سودآوری برخی واحدهاست. صنعت پتروشیمی چین نیز از اختلال در تامین مواد اولیه آسیب دیده، اما سهم دقیق کاهش عرضه نفت ایران از پیامدهای گستردهتر جنگ و محدودیتهای تجارت انرژی مشخص نیست.