مفهوم نوین هویت ملی

شماره روزنامه: ۳۵۵۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۶۴۳۳۴ ویژه-نامه

<b>رامتین رضایی</b><br> <b>دانشجوی دکترا روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی<br></b> مفهومی به نام هویت ملی پدیده‌ای نسبتا جدید در علوم اجتماعی و سیاسی است که سابقه آن به تشکیل دولت - ملت مدرن در معاهده وستفالی ۱۶۴۸ بازمی‌گردد. تا پیش از این حوادث تاریخی هویت‌های سیاسی عمدتا در قالب‌های محلی‌گرایی، قبیله‌گرایی و فرقه و مذهب یا در سطحی کلان مانند امپراتوری و امت تعریف و تبیین می‌شد.<br> <br> هویت ملی را می‌توان یک مفهوم و حد میانه محلی‌گرایی و امپراتوری دانست که برخلاف دو نمونه تاریخی پیشین از یک جایگاه حقوقی و قراردادی قدرتمند برخوردار است.

مفهوم نوین هویت ملی
رامتین رضایی
دانشجوی دکترا روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی

مفهومی به نام هویت ملی پدیده‌ای نسبتا جدید در علوم اجتماعی و سیاسی است که سابقه آن به تشکیل دولت - ملت مدرن در معاهده وستفالی ۱۶۴۸ بازمی‌گردد. تا پیش از این حوادث تاریخی هویت‌های سیاسی عمدتا در قالب‌های محلی‌گرایی، قبیله‌گرایی و فرقه و مذهب یا در سطحی کلان مانند امپراتوری و امت تعریف و تبیین می‌شد.

هویت ملی را می‌توان یک مفهوم و حد میانه محلی‌گرایی و امپراتوری دانست که برخلاف دو نمونه تاریخی پیشین از یک جایگاه حقوقی و قراردادی قدرتمند برخوردار است. اما نکته مهمی که در مورد تاسیس دولت- ملت باید مورد توجه خاص و دقیق قرار گیرد، این است که هویت ملی همواره ملازم و همراستای پدیده و مفهومی به نام تعلق سرزمینی بوده و به‌طور کلی بدون آن اساسا فاقد معنا و رسمیت خواهد بود. دولت -ملت مدرن در یک محدوده سرزمینی معین قابل تعریف و موجودیت است و بدون آن قابل شناسایی نبوده و رسمیت ندارد، بنابراین هویت ملی در یک دولت - ملت به صورتی اجتناب‌ناپذیر به یک قلمرو سرزمینی و تعلق خاطر به آن بستگی تام دارد.

از آنچه گفته شد می‌توان دریافت که هویت ملی فراتر و به عبارت بهتر مترقی‌تر از تعلقات صرفا محلی، قبیله‌ای یا فرقه‌ای است که امروزه بسیاری از کشورهای در حال توسعه را به آشوب کشانده یا در آستانه فروپاشی و تجزیه قرار داده است.
یک مقایسه کلی و اجمالی میان جوامع یا کشورهایی که گام در مسیر موفقیت، پیشرفت و توسعه اقتصادی، صنعتی و سیاسی - اجتماعی گذاشته‌اند با کشورهای ناکام در روند توسعه که گرفتار بی‌ثباتی، جنگ داخلی و فروپاشی سیاسی - اجتماعی شده‌اند می‌تواند یک مساله را به خوبی آشکار سازد و آن اینکه در گروه نخست هویت ملی قوی و ملازم آن تعلق سرزمینی آگاهانه در نتیجه یک دولت - ملت‌سازی مدرن و موفق، ثبات سیاسی، پیوستگی و همبستگی اجتماعی، مدیریت یا مهار تعارضات، رشد سرمایه‌گذاری و توسعه همه‌جانبه را به ارمغان آورده است. اما در گروه دیگر تاکید و تقویت بیش از حد هویت‌های محلی، قومی و فرقه‌ای به جای هویت ملی و نیز قوام و اولویت تعلقات درون سرزمینی در مقابل احساس علقه آگاهانه به سرزمین ملی موجبات بی‌ثباتی سیاسی، منازعات خونین داخلی، گسست جدی اجتماعی و فرهنگی، جدایی‌طلبی فزاینده، بحران مداوم و در نتیجه فرار سرمایه و توسعه نیافتگی را به‌بار آورده است.

مثال بارز برای گروه اول به غیر از کشورهای غربی، ژاپن، چین، کره‌جنوبی، سنگاپور و مالزی و برخی از کشورهای آمریکای لاتین است که هویت ملی قدرتمند و علاقه به سرزمین ملی نتایج بسیار مثبتی به‌بار آورد. عراق، سوریه و یمن شاید مثال قابل‌توجهی برای گروه دوم از کشورها به‌شمار می‌آیند.

مراد از هویت ملی شناخت آگاهانه فرد انسانی از خود به‌عنوان عضوی از یک ملت و آگاهی از خود به‌عنوان یک شهروند دولت - ملت است، برخوردار از تکالیف و مسوولیت و نیز حقوق قانونی ، معین و نهادینه شده. هویت ملی برخلاف هویت‌های پیشینی مانند قومیت و نژاد که از بدو تولد ملازم انسان است عمدتا جنبه‌ای تاسیسی و قراردادی دارد، بنابراین میزان قابل‌قبولی از آگاهی نهادینه شده نسبت به حقوق و تکالیف شهروندی در دولت - ملت تضمین‌کننده شکل‌گیری و تقویت این هویت خواهد بود.

تعلق سرزمینی که هویت ملی بدون آن عقیم و بی‌معنا خواهد ماند احساس توام با آگاهی فرد نسبت به قلمرو سرزمینی مشخص و معینی است که حقوق و تکالیف او در آن محدوده و نسبت به آن محرز و محقق می‌گردد. هویت ملی در قلمرو مشخصی شکل گرفته و بروز می‌یابد و تعلق به سرزمین ملی نیز بدون هویت ملی شکل نخواهد گرفت. به‌عنوان مثال اگر در کشورهایی که دولت- ملت‌سازی مدرن را با موفقیت طی کرده‌اند، شهروندان خود را موظف به پرداخت به‌موقع و دقیق مالیات، هشت ساعت کار مفید روزانه و رعایت قوانین می‌دانند، یا به‌عنوان مثال اگر مردم ژاپن خود را موظف به تلاش و کوشش مضاعف برای موفقیت کشور در رقابت با دیگر قدرت‌های اقتصادی می‌دانند یا اگر مردم چین در روز عید بزرگ خود برای تداوم رشد اقتصادی و گسترش تجارت خارجی کشورشان دعا می‌کنند؛ جملگی نشان از وجود یک هویت ملی قوی در کنار تعلق سرزمینی آگاهانه و چارچوب‌مند دارد که فراتراز تعلقات و هویت‌های خرد و درون ملی تعریف و تاسیس می‌گردد.

بنابراین هویت ملی و تعلق سرزمینی دو روی یک سکه‌اند که از قومیت‌گرایی و فرقه‌گرایی صرف فراتر رفته اما از چارچوب‌های حقوقی و قراردادی نیز برخوردار می‌گردد. هویت ملی و تعلق سرزمینی موجب می‌شود یک شهروند خود را نسبت به ملت و دولت مسوول و موظف دانسته و در راستای تحقق اهداف آن تلاش کند و همزمان از سوی دیگر خود را صاحب حقوقی مشخص دانسته و در راستای احقاق آن گام برمی‌دارد.

مشاهده اخبار بیشتر در آخر هفته

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن