مبینا و خانواده محترم!
دنياي اقتصاد : نشان برنز مبینا نعمتزاده در المپیک پاریس خیلی چسبید، چرا که اولا در روزهای قحطی مدال کاروان ایران به دست میآمد و ثانیا بعد از کیمیا علیزاده، دختر دیگری را میدیدیم که در المپیک روی سکو میرود. همه اینها خیلی جذاب و دوستداشتنی بود و به سرعت هم با استقبال گرم و چشمگیر مردم در فضای مجازی مواجه شد. با این حال بدون تعارف باید گفت طی روزهای گذشته اتفاقاتی رخ داده که از حلاوت این مدال کاسته است. در متن این اتفاقات هم خود خانم مبینا نعمتزاده و خانواده محترمش قرار گرفتهاند.
در درجه اول مصاحبههای بیش از حد پدر او و بزرگنماییهایی که در مورد این مدال صورت گرفت کمی آزاردهنده بود. هیچ تردیدی وجود ندارد که اتفاق ارزشمندی رخ داده و خیلی سخت است که شما در المپیک مدال بگیرید، اما به هر حال بقیه ورزشکاران از کشورهای دیگر دنیا هم به چنین موفقیتهایی دست پیدا میکنند و بعد برمیگردند سر زندگی عادیشان؛ مثل تصاویر پربازتابی که از حضور ژو یاکین، ژیمناست نقرهای چین به عنوان پیشخدمت در رستوران خانوادگیشان، بلافاصله بعد از پایان مسابقات المپیک منتشر شد. حتما حق بچههای ماست که به آنها رسیدگی شود؛ کما اینکه برخی گزارشها حاکی از آن است از نظر پاداش، ایران یکی از صدرنشینان جدول جهانی در این بازیها بوده. با این حال باید حد این موفقیت را دانست و با اغراق و بزرگنمایی، ارزش آن را زیر سوال نبرد. بدترین فراز این داستان هم بدون تردید مطالبه مصرانه خانواده نعمتزاده برای پذیرفته شدن بدون کنکور مبینا در دانشگاه دولتی و در رشته پزشکی بود؛ نمادی آشکار از تبعیض و سهمیهخواهی که بازتاب منفی بسیار زیادی پیدا کرد. خانواده نعمتزاده در حالی عقیده دارند مبینا به خاطر ورزش نتوانسته درس بخواند که خیلیها هم به خاطر درس نتوانستند ورزش کنند؛ آیا الان باید به نفرات برتر کنکور و المپیادهای علمی، مدال المپیک هم داده شود؟!