متن صفر، حاشیه هزار
دنياي اقتصاد : بازی بزرگ هفته دوم لیگ برتر را پرسپولیس و فولاد برگزار کردند و به تساوی بدون گل دست یافتند. دوست نداریم از این تعبیر استفاده کنیم، اما واقعا به نظر میرسد بتوان از این مسابقه به عنوان نمایی عریان از شرایط فعلی فوتبال باشگاهی ایران یاد کرد؛ آنجا که خبر چندانی از متن نیست و آنچه میبینیم، فقط حاشیه است و حاشیه و حاشیه. اوضاع به معنی واقعی کلمه خستهکننده شده است. بیش از ۴۰ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادی و میلیونها بیننده تلویزیونی، درون زمین چیز زیادی ندیدند. کل بازی خلاصه میشد در تک موقعیتی که مهدی ترابی داشت و توپ را به تیر زد و البته تک به تک نصفهونیمهای که علیرضا بیرانوند از بازیکن فولاد گرفت. بقیه بازی بهشدت آزاردهنده بود. خوش به سعادت آنهایی که ندیدند!
تا امروز هم گل نمیزدند!
جمعهشب فولاد در اکثر دقایق بازی با بیشترین نفرات ممکن دفاع میکرد و به تساوی راضی بود، پرسپولیس هم زور حمله کردن و بردن نداشت. تیم یحیی گلمحمدی درست مثل فصل قبل بازی میکند؛ با تاکید بیش از حد روی پاسهای کمفایده و پرشمار، بدون برخورداری از «پلن بی» برابر تیمهایی که با دفاع فشرده، سعی در متوقف کردن سرخپوشان را دارند. پرسپولیس بهشدت پرمهره شده و وضعیت چنان است که بازیکنی مثل سیامک نعمتی در این دو بازی حتی به عنوان نفر ذخیره هم فرصت حضور در زمین را پیدا نکرده است. این یعنی توقعات از تیم یحیی بالاست، اما تیم او ۱۸۰ دقیقه بدون گل را پشت سر گذاشته؛ رکوردی منفی که در تاریخ لیگ برتر برای این تیم بیسابقه بوده است. بازیکنان و مربیان هم طبق معمول میآیند بیرون از زمین و از سر کلیشه و تعارف میگویند: «بازی خوبی بود.» کدام بازی خوب؟ بازی خوب، فوتبالی است که اروپاییها انجام میدهند و همین مردم شبها از تلویزیون تماشا میکنند. دو تیم گردنکلفت مملکت با کلی بازیکن اسمورسمدار که صدها میلیارد تومان خرج جذبشان شده، جمعا سه ضربه در چارچوب زدند و دو موقعیت گل داشتند؛ چطور میتوان اسم این بازی را فوتبال خوب گذاشت؟ همه در ورزشگاه از دقیقه ۶۰ میدانستند که بازی گل نخواهد داشت و حتی اگر مسابقه تا همین الان ادامه داشت، شاید باز هم توپی از خط دروازهها نمیگذاشت. این متن فوتبال ماست؛ صفر. اما تا دلتان بخواهد حاشیه داریم.
پدری که گوشهای دخترش را گرفت
از حاشیه بازی پرسپولیس و فولاد دو عکس پرتکرار باقی ماند؛ یکی از حرکت عجیب مهدی هاشمینسب رو به هواداران پرسپولیس که قابل انتشار نیست و دیگری واکنش این هواداران که توام با خشم و توهین بوده و منجر شده به اینکه پدری، گوشهای دختربچه خردسالش را بگیرد. البته که قاب ناراحتکنندهای است، اما نو نیست و تا به حال بارها صحنههایی شبیه آن را دیدهایم. همیشه هم همین مرثیهها سروده شده و هیچوقت هم به نتیجه نرسیده است. در این دو سال هم که فضا کمی آرامتر بود، صرفا دلیلش آن بود که تماشاگران به خاطر کرونا راهی به ورزشگاه نداشتند، وگرنه تا یادمان هست آش و کاسه همین بوده. مهدی هاشمینسب که بعد از بازی بار دیگر مصاحبه تندی علیه فرهنگ و اصالت پرسپولیسیها انجام داد و خشم آنها را برانگیخت، ۲۲ سال پیش از پرسپولیس به استقلال پیوست، اما عجیب است که آتش کینه دو طرف سرد و خاموش نمیشود. انگار خود هاشمینسب هم که حالا مربی فولاد است، بدش نمیآید در کانون این حواشی باشد، وگرنه این همه مصاحبه تند و تحریکآمیز واقعا معنایی ندارد. ۲۲ سال است داریم در مورد یک انتقال جنجالی حرف میزنیم؛ بنابراین طبیعی است فوتبالی که ذهنیت آن اینقدر قدیمی و منسوخ باشد، مجالی برای پیشرفت فنی پیدا نمیکند. فوتبال ایران جایی است که در آن راجعبه همهچیز بحث میشود، الا خود فوتبال!