جای شما را تنگ کرده است؟
جنجالهای بازی پیکان مقابل استقلال ادامه دارد. مجید جلالی به رفتار شفر در حین بازی واکنش نشان داد و این واکنشها حتی تا روزهای بعد از بازی هم ادامه داشت. تا آنجا که مطهری، دستیارش، شفر را «شومن» خطاب کرد و اینکه رفتارش در شأن باشگاه استقلال نیست؛ حرفهایی که باشگاه استقلال را هم به شکایت از او وا داشت. اما تفکر پشت این گلایهها مربوط به اتفاقات بازی نیست و باید ریشه آن را در جای دیگری جستوجو کرد. برای باز شدن موضوع بد نیست بار دیگر به مصاحبه مجید جلالی با سایت خبری ورزش ۳ بعد از بازی برگردیم. آنجا که او از منصوریان گلایه میکند که چرا حواسش را در استقلال جمع نکرد تا لابد حالا استقلال اینگونه دست شفر نیفتد: « استقلال یکی از پرمهرهترین تیمهای ایران است و من از منصوریان میخواهم یک گله کنم بهعنوان کسی که دوستش دارم و شاگردم بوده است. منصوریان تیم به این خوبی را جمع کرده ولی چرا تمرکزش را روی کارش نگذاشت؟ چرا میرفت به سمتی که با هوادار ارتباط برقرار کند و آنها را راضی نگه دارد؟ چرا دو دستیار با تجربه نیاورد درحالیکه میتوانست با این تیم کارهای بزرگ انجام بدهد؟ اگر منصوریان این کارها را میتوانست انجام بدهد الان استقلال برای او بود، البته اگر حواسش به کارش بود.»
مجید جلالی، عضو موثر کانون مربیان ایران است و سالها است به سبب القابی که عادل فردوسیپور به او داده از جمله مربیان علمگرای ایران محسوب میشود اما کیست که نداند پشت این ظاهر علمگرا کوهی از سنتگرایی خوابیده است. از منظر او منصوریان ناپخته که میرفت استقلال را به نابودی بکشاند محقتر از یک مربی خارجی کار کشته است چرا که درحین بازی رفتاری کرده که به مذاق جناب جلالی خوش نیامده است. این تفکر سالها است که در طیفی وسیع از مربیان ایرانی دیده میشود. آنجا که گویی حضور خارجیها جای ایشان را تنگ کرده باشد، چشم روی تمام قابلیتهای فنی شفر بسته و سیر تحول استقلال از تیمی خنثی و آشفته که در عصر منصوریان رو به قهقرا میرفت به تیمی شاداب و با برنامه که اتفاقا نتیجه گرفته است فراموش میشود.
مجید جلالی همان کسی است که بعد از جامجهانی درکانون مربیانش بیانیهای عجیب را منتشر کرد و تیم ایران را با تیم پکن علی پروین مقایسه کرد. تیمی که اساس کارش دفاع و استفاده از ضدحملات بود و به این ترتیب دانش کیروش و روش او را تا سطح علی پروین تنزل داد. در اینکه شفر، کیروش یا حتی برانکو ممکن است کاستیهای شخصیتی داشته باشند، شکی نیست. رفتارهای زننده در کنار زمین یا دیکتاتورمآبانه در بیرون از آن یا داشتن نگاه از بالا قابل نقد است، اما کسی میتواند دستاوردهای فنی آنها را منکر شود؟ آنچه از زبان جلالی خارج شده حاصل نگاهی از سر بغض است که تکثیر آن در جامعه فوتبال، مقاومتی را مقابل حضور مربیان سرشناس دنیا در ایران به وجود خواهد آورد. با نگاه او لابد باید از قلعهنویی و دایی هم گلایه کرد که چرا با تیمملی به جامجهانی نرفتند تا امروز مجبور به تحمل کارلوس کیروش باشیم. یا استیلی اگر دل بهکار میداد حالا پرسپولیس مال او بود!