داستان دربی دیدنی

پرسپولیس چه کرد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکی از ایده‌های اصلی پرسپولیس، استفاده از سرعت و توان انفجاری علی علیپور و تیوی بیفوما بود؛ بازیکنانی که قرار بود با حمله به فضای پشت مدافعان استقلال، ساختار دفاعی این تیم را به عقب ببرند. علیپور در همان نیمه اول صاحب موقعیتی شد که می‌توانست مسیر بازی را تغییر دهد، اما از دست رفتن این فرصت، در ادامه مسابقه به یک فشار ذهنی برای مهاجم پرسپولیس تبدیل شد. از آن لحظه به بعد، به نظر می‌رسید سایه آن موقعیت از روی بازی علیپور کنار نمی‌رود؛ فشاری که با دبل شدن او بیشتر هم شد. بیفوما اما فقط یک بازیکن برای حمله به فضای پشت دفاع نبود. یکی از نکات مهم در عملکرد او، آزادی عملش هنگام بازپس‌گیری توپ بود. بیفوما در لحظاتی که پرسپولیس توپ را از استقلال پس می‌گرفت، آزادتر حرکت می‌کرد و همین موضوع در سازمان دفاعی استقلال اختلال ایجاد می‌کرد. حمایت ‌هافبک‌هایی مثل پورعلی و خدابنده‌لو هم باعث می‌شد این آزادی عمل بیفوما اثرگذاری بیشتری داشته باشد. یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاکتیکی مسابقه، تلاش پرسپولیس برای از بین بردن بازی عمودی استقلال بود. استقلال برای رسیدن سریع به یک‌سوم هجومی، علاقه زیادی داشت توپ را از میانه میدان به خطوط جلو منتقل کند اما ‌هافبک‌های پرسپولیس تلاش کردند ارتباط این خطوط را قطع کنند و اجازه ندهند استقلال با پاس‌های عمودی، سریع از خط میانی عبور کند. در همین راستا، محبی هم نسبت به بیفوما جمع‌تر بازی می‌کرد تا پرسپولیس در جنگ میانه میدان نفر کم نداشته باشد. این موضوع اهمیت زیادی داشت؛ چرا که استقلال با حضور بازیکنانی مثل رزاقی‌نیا و قلی‌زاده، در مرکز زمین به دنبال برتری عددی و ایجاد مسیر برای انتقال سریع توپ بود. در واقع، پرسپولیس فقط به دنبال دفاع کردن نبود؛ هدفش این بود که استقلال را از مسیر اصلی حمله‌اش خارج کند.

استقلال چه کرد؟

استقلال هم با ایده‌های مشخص خودش وارد زمین شد. یکی از مهم‌ترین آنها استفاده از آسانی به عنوان وینگر با دامنه فعالیت گسترده بود؛ بازیکنی که از کناره‌ها به داخل می‌زد و با قرار گرفتن در مناطق مرکزی، هم به گردش توپ کمک می‌کرد و هم می‌توانست خودش را به منطقه خطر برساند. گل آسانی نیز نشان داد این ایده تا چه اندازه می‌تواند برای استقلال کارآمد باشد.شاید مهم‌تر از این، سلاح پنهان استقلال بود؛ سعید سحرخیزان. به نظر می‌رسید کادر فنی پرسپولیس به خوبی این موضوع را شناسایی کرده بود و برای مهار او برنامه داشت. بسیاری از حرکات استقلال در فاز هجومی از حرکت بدون توپ سحرخیزان در خط حمله شکل می‌گرفت؛ او با جابه‌جایی‌هایش مدافعان را از موقعیت خارج می‌کرد و برای بازیکنان پشت سر خود فضا می‌ساخت. استقلال همچنان بخش مهمی از حملات خود را از سمت راست دنبال می‌کرد. روند حرکتی در این جناح، بازی عمودی و اضافه شدن قلی‌زاده، یکی از راه‌هایی بود که استقلال برای شکستن خطوط پرسپولیس در نظر داشت. این مدل حمله زمانی خطرناک‌تر می‌شد که استقلال می‌توانست توپ را سریع از عقب به کناره برساند و سپس با اضافه شدن بازیکنان، مدافعان پرسپولیس را مجبور به تصمیم‌گیری کند. با این حال، پرسپولیس در بسیاری از دقایق توانست این مسیر را محدود کند و اجازه ندهد استقلال به شکل مداوم از همان کانال به موقعیت برسد.

پرسپولیس copy

غفلت بزرگ سرخ‌ها

یکی از عجیب‌ترین بخش‌های مسابقه، دقایق بعد از گل پرسپولیس بود. پرسپولیس ناگهان از تیمی که قصد کنترل بازی را داشت، به تیمی منفعل تبدیل شد. انگار تصمیم گرفته بود بازی را به استقلال واگذار و فقط از دروازه‌اش دفاع کند. مشکل اینجا بود که دفاع کردن صرفا با دور کردن توپ، دفاع واقعی نیست. وقتی یک تیم دائما توپ را زیر فشار دور می‌کند، بدون اینکه بعد از دفع توپ بتواند دوباره مالکیت را به دست بیاورد، عملا خودش را وارد یک چرخه فرسایشی می‌کند؛ دفاع، دفع توپ، بازگشت دوباره حریف و دفاع مجدد. در آن حدود 10 دقیقه، دقیقا همین اتفاق برای پرسپولیس رخ داد. استقلال توپ را دوباره به دست می‌آورد، حمله را از سر می‌گرفت و پرسپولیس دوباره مجبور به عقب‌نشینی می‌شد. برخورد توپ به تیر دروازه هم نشان داد که این رویکرد تا چه اندازه برای پرسپولیس خطرناک بوده است. اگر قرار باشد یک تیم فقط توپ را دور کند، دیر یا زود باید دوباره برای پس گرفتن آن بدود؛ و وقتی توپ دائما در اختیار حریف است، فشار روی ساختار دفاعی بیشتر و بیشتر می‌شود.در نهایت، استقلال از همین فشار استفاده کرد و به گل رسید. به این ترتیب، بازی در حالی با تساوی یک بر یک پایان یافت که می‌توان از جهات زیادی به عملکرد هر دو تیم نمره قبولی داد.