راز «رونالدو» شدن!

همان‌طور که انتظار می‌رفت، هفته پایانی مسابقات لیگ عربستان به طلسم جام نگرفتن کریستیانو رونالدو در شبه جزیره پایان داد. ستاره پرتغالی با وجود درخششی که از زمان پیوستن به النصر داشته، نتوانسته بود هیچ جامی ببرد. ناکامی در سیزده رقابت، چنان فشار روانی وحشتناکی علیه کریس ایجاد کرد که باعث شد او همین هفته گذشته پس از شکست برابر گامبااوزاکا در فینال لیگ دوی آسیا، قهر کند و حتی در مراسم اهدای مدال حاضر نشود! با این وجود برتری امتیازی النصر نسبت به الهلال، در گام آخر کار خودش را کرد و باعث شد زردپوشان پس از برتری ۴ بر یک برابر الضمک پایین جدولی، جام قهرمانی را بالای سر ببرند. خود رونالدو هم در این مسابقه دبل کرد تا لیگ عربستان به شکل خوشایندی برایش به پایان برسد.

نوع رفتارهای کریس در حین و پایان این مسابقه، حسابی زیر ذره‌بین بود و مورد توجه قرار گرفت. او در جریان بالا بردن جام قهرمانی، با دست حرکاتی انجام داد که بحث‌برانگیز شد. تحلیل‌ها در عربستان این بود که رونالدو می‌خواهد پیام بدهد: «ما در زمین قهرمان شدیم و حق‌مان را گرفتیم.» چطور می‌توان باور کرد بازیکنی که ۳۷ جام مختلف برده و از جمله ۵ بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده، ستاره‌ای که در دوران بازی‌اش ۹۵۰ گل رسمی زده، بیشترین دنبال‌کننده را در فضای مجازی دارد و پولش به معنای واقعی کلمه از پارو بالا می‌رود، روی استیج قهرمانی لیگ عربستان هم مشغول طعنه زدن به رقبا و دفاع از خودش و تیمش باشد؟

رونالدو اما دقیقا با همین فلسفه به اینجا رسیده. او خلق شده برای پیروز شدن و به جرات می‌توان گفت اگر یک روز در یک کوچه بن‌بست با یک پسربچه مشغول بازی گل کوچک شود هم باز به همین میزان دلش می‌خواهد برنده شود. در دوگانه مسی- رونالدو، یک تحلیل غالب این است که سوپراستار آرژانتینی بیش از هر چیزی سوار بر بال استعداد بی‌نظیرش جهان را فتح کرد. صادقانه باید گفت رونالدو آن حجم از استعداد را نداشت، بنابراین این فاصله را با تلاش و پشتکار پر کرد؛ شاید چیزی شبیه کارتون فوتبالیست‌ها و دوگانه سوباسا و کاکرو.

در فوتبال ایران، احتمالا نزدیک‌ترین الگوی شخصیتی به رونالدو، علی دایی بوده باشد؛ مردی که سال‌ها آقای گل فوتبال ملی جهان بود، اما مثلا به عنوان سرمربی راه‌آهن در بازی با سایپا، در یک استادیوم خالی از تماشاگر طوری برای گل تیمش و صعود به پله هشتم جدول خوشحالی می‌کرد که انگار همه دنیا را به او داده‌اند! 

در انیمه بسیار مشهور ژاپنی هم که گفته می‌شود الهام‌بخش ظهور ستاره‌های زیادی بوده و در پیشرفت فوتبال سامورایی‌ها نیز نقش مهمی بازی کرده، سوباسو یک چشمه استعداد درخشان بود که با امکانات معقول و مطلوب رشد کرد، اما کاکرو از دل روزگاری سخت قد کشید و با تلاش طاقت‌فرسا خودش را بالا برد. او اتفاقا درست مثل رونالدو، تا حدی اهل خودخواهی و پرخاش به نظر می‌رسید و روحیه رقابت‌جویش باعث می‌شد آن ستاره شسته و رفته و سر به زیر استاندارد نباشد، اما این بدقلقی، بیش از هر چیز دیگری ریشه در آن گذشته سخت و دراماتیک داشت. فراموش نکنیم کریس رونالدو از دل فقر مطلق بیرون آمد و حتی گفته می‌شود والدین او قبل از تولدش به فکر سقط این بچه بودند، اما او به دنیا آمد و جهان فوتبال را زیر و رو کرد؛ مردی که حالا با همین روحیه در پی حضور در جام‌جهانی ۲۰۲۶ است و آخرین خیزش را برای ثبت یک موفقیت بزرگ ملی برداشته. اگرچه او این سال‌ها در تیم ملی فروغ پیشین را نداشته، اما همین جاه‌طلبی رونالدو، مانع از آن شده است که بتوانند به آسانی از کنار نامش بگذرند.

در مورد حس برتری‌جویی دایی، گفته می‌شود هنگام بازی تفریحی والیبال با دوستانش، اگر در حال شکست بود، آنقدر جر می‌زد که آخرش طرف مقابل کوتاه می‌آمد و بازی در نهایت با نتیجه مساوی ۳ بر ۳ تمام می‌شد! بله؛ ستاره‌ها تصادفا به آن بالا نمی‌رسند و اگر هم برسند، تصادفا این همه وقت بالا نمی‌مانند. یک دنیا همت و پشتکار می‌خواهد و البته عطش و اشتیاق.