تحریم فولاد فراتر از کارخانهها
دنیای اقتصاد - مرضیه احقاقی : تحریم یکی از کارکردهای اصلی برای اعمال فشار بر اقتصاد ایران طی سالهای گذشته بوده است. در این میان برخی از بخشهای اقتصادی بیش از سایر صنایع، تحتتاثیر شرایط تحریمی قرار میگیرند. صنعت فولاد نیز در طول سالهای گذشته بارها در معرض تحریمها و محدودیتهای خارجی قرار گرفته است؛ صنعتی که بهدلیل پیوند گسترده با بخش معدن، صنایع پاییندستی، تولید ماشینآلات و زنجیرههای مختلف صنعتی، نقشی فراتر از تولید یک محصول فلزی دارد.
محصولات فولادی کاربرد گستردهای دارند و همزمان اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم بالایی دارند. این صنعت همچنین با هدف صادرات و ارزآوری توسعه یافته و در طول سالهای گذشته در اجرای این نقش، به خوبی عمل کرده است. در این میان تکرار تحریمها و آسیبهای ناشی از تنشهای نظامی، ضرورت توجه به نقاط آسیبپذیر این صنعت را افزایش داده است. توجه به این نکته ضروری به نظر میرسد که کاربردهای گسترده و خاص و حتی در صنایع نظامی فولاد نیز میتواند یکی از دلایلی باشد که این صنعت در طول سالهای گذشته مورد هجمه قرار گرفته است.
هدفگیری شبکه مالی و فروش فولاد
در نخستین روز از اکتبر۲۰۲۶، وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد که در راستای عملیات «طرد اقتصادی»، تحریمهای جدیدی علیه بخشهایی از صنایع خودروسازی، راهآهن، تولید تجهیزات و صنایع فلزی ایران اعمال کرده است. هدف این اقدام، به گفته این وزارتخانه، محدود کردن منابع درآمدی ایران و شبکههای بینالمللی تامین مواد اولیه، فروش محصولات و انتقال پول است. در بخش تحریمهای مرتبط با فولاد و صنایع فلزی ایران، چند شرکت و شبکه مرتبط با صنعت فولاد ایران معرفی شدهاند.
با وجود این، باید تاکید کرد که این نخستین باری نیست که صنعت فولاد کشور مورد تحریم قرار گرفته است. در سال۲۰۱۸، یکی از شرکتهای بزرگ فولادی کشور برای نخستینبار در لیست شرکتهای تحریمی ایالات متحده قرار گرفت. این دست اقدامات محدودکننده در سالهای بعد نیز برای مجموعههای مختلف فولادی کشور ادامه یافت. هرچند باید تاکید کرد که در این سالها سایر صنایع فلزی ازجمله در حوزه آلومینیوم و مس نیز در لیست تحریمها قرار گرفتند؛ با وجود این محدودیتهای تحمیلشده به صنعت فولاد کشور به مراتب گستردهتر بوده است. عملکرد تحریمی ایالات متحده در سالهای گذشته برای تحریم صنعت فولاد ایران، حکایت از آن دارد که عموما شرکتهای بزرگ که بخش اصلی تولید و تجارت این فلز صنعتی را بر عهده داشتهاند در نوک پیکان اعمال محدودیت بودهاند.
در تحریم اخیر که ذیل عملیات «طرد اقتصادی» ایران اجرایی شده نیز، جریانهای صنعتی باقیمانده کشور هدف قرار گرفتهاند. در جریان این تحریم، یک شرکت ایرانی فعال در شبکه تجارت فولاد، دو شرکت مستقر در چین، یک شرکت آلمانی که بنا بر ادعای آمریکا، چند محموله مواد اولیه مورد نیاز برای تولید فولاد را به فولاد مبارکه فروخته است، یک شرکت مستقر در امارات که به گفته وزارت خزانهداری، محصولات فولادی ضدزنگ را به تولیدکنندگان فولاد ایران میفروشد و شرکت اماراتی که طبق این بیانیه، در پرداختهای مرتبط با فعالیتهای تجاری بینالمللی فولاد خوزستان نقش داشته است؛ مشمول تحریم شدهاند. بنابراین باید اینطور ادعا کرد که اقدام اول اکتبر۲۰۲۶ فقط تولیدکنندگان ایرانی را هدف نگرفته، بلکه تامینکنندگان خارجی مواد اولیه، شرکتهای فروش محصولات فولادی و واسطههای مالی را نیز دربرگرفته است؛ موضوعی که میتواند هزینه و پیچیدگی تجارت خارجی این صنعت را افزایش دهد.
از روند تحریمهای اعمالشده بر صنعت فولاد کشور میتوان اینطور نتیجه گرفت که تمرکز تحریمها بر صنعت فولاد ایران، به ترکیبی از اهمیت صادراتی فولاد، تمرکز تولید در شرکتهای بزرگ، قابلیت ردیابی شبکه تجاری و امکان هدفگرفتن زنجیره تامین و نقلوانتقال پول مربوط است. در همین حال فولاد بهدلیل وزن آن در صادرات غیرنفتی و گستردگی زنجیره تولید و فروش، جایگاه ویژهای در سیاستهای تحریمی دارد.
اهمیت راهبردی فولاد در اقتصاد ایران
رضا اشرفسمنانی، فعال بخش معدن و صنایع معدنی، در پاسخ به این پرسش که چرا صنعت فولاد در سالهای اخیر بارها هدف حمله و تحریمها قرار گرفته و چه ویژگیهایی آن را به صنعتی راهبردی تبدیل کرده است، اظهار کرد: فولاد در شمار صنایع مادر قرار دارد و بهدلیل تولید انواع محصولات فلزی در کیفیتها و شکلهای مختلف، کاربردهای گستردهای در بخشهای مختلف اقتصاد دارد. وی افزود: اهمیت این صنعت تنها به کارخانههای فولادسازی محدود نمیشود، بلکه فعالیت مجموعه بزرگی از معادن و صنایع تامینکننده مواد اولیه را نیز به دنبال دارد. از یکسو، برای تامین مواد اولیه مورد نیاز فولاد، بخشهای مختلف معدنی فعال میشوند و از سوی دیگر، محصولات فولادی بهعنوان نهاده تولید در صنایع پاییندستی مورد استفاده قرار میگیرند و به کالاهای متنوع تبدیل میشوند.
این فعال بخش معدن و صنایع معدنی گفت: تمرکز تحریمها بر صنعت فولاد ایران را میتوان در اهمیت درآمد ارزی این صنعت و امکان هدفگیری همزمان تولیدکنندگان، تامینکنندگان و شبکههای فروش جستوجو کرد. برهمین اساس نیز با توجه به رویکرد حاکم بر صنعت فولاد و اهمیت آن، محدودیتهای اعمال شده به این صنعت به کارخانههای فولادی ختم نمیشوند، بلکه به حلقههای تجاری و مالی پیرامون آنها نیز گسترش مییابند. در نتیجه، حتی شرکتهایی که مستقیما در فهرست تحریمها قرار ندارند، ممکن است برای تامین مواد اولیه، حمل محصول یا دریافت پول با هزینههای بالاتر و ریسک بیشتری روبهرو شوند.
اشرفسمنانی با اشاره به نقش فولاد در زنجیره تولید کشور افزود که بسیاری از ماشینآلات و تجهیزات صنعتی به محصولات فولادی وابستهاند. از این رو، هرگونه اختلال در این صنعت میتواند فراتر از واحدهای فولادسازی، بخشهای دیگری از اقتصاد را نیز تحتتاثیر منفی قرار دهد. این پیوند گسترده با فعالیتهای معدنی و صنعتی، فولاد را به یکی از حلقههای مهم زنجیره تولید تبدیل کرده است؛ حلقهای که عملکرد آن بر تامین مواد اولیه، فعالیت صنایع پاییندستی و تداوم تولید در بخشهای مختلف اثر میگذارد. اشرفسمنانی در پاسخ به این پرسش که چرا فولاد در مقایسه با سایر صنایع معدنی برجستهتر است، گفت: در درجه نخست اثرگذاری زنجیره فولاد بر اقتصاد ما بهمراتب جدیتر از سایر صنایع معدنی است. این صنعت همچنین درآمدهای صادراتی قابلتوجهی را به همراه دارد. وی افزود: صنایع بزرگ فولادی کشور، نقش جدی در تولید و تامین این زنجیره بر عهده داشتهاند. بنابراین این صنایع چه در دوره جنگ و چه در اعمال تحریمها، در نوک پیکان اعمال محدودیت بودهاند. اشرفسمنانی در ادامه ضمن اشاره به کاربرد گسترده فولاد در صنایع مختلف گفت: این گستردگی کاربرد حتی در صنایع خاص، یکی دیگر از دلایلی است که بر اهمیت این صنعت میافزاید. بر همین اساس نیز نقش و اثرگذاری آن برای کشور بیش از پیش مهم خواهد شد.
صادرات فولاد؛ ظرفیتی برای حفظ جایگاه صنعتی
اشرفسمنانی در ادامه به ظرفیت صادراتی صنعت فولاد ایران اشاره کرد و گفت: محصولات مختلف فولادی کشور، از مواد اولیه و محصولات میانی تا برخی محصولات نهایی و فولادهای خاص، در بازارهای صادراتی حضور داشتهاند. صنعت فولاد در برخی محصولات توانسته است ظرفیتهای قابلتوجهی ایجاد کند و در بازارهای خارجی نیز عملکرد مناسبی داشته باشد. این موضوع نشاندهنده آن است که ظرفیتهای این صنعت به تامین نیازهای داخلی محدود نیست و صادرات نیز بخشی از فعالیت آن را تشکیل میدهد. وی افزود: با این حال، حفظ و توسعه این ظرفیت صادراتی به مجموعهای از عوامل وابسته است. دسترسی به انرژی، تامین تجهیزات و قطعات، زیرساختهای حملونقل و امکان انتقال محصولات به بازارهای هدف، از جمله مولفههایی هستند که بر عملکرد صادراتی فولاد اثر میگذارند.
این کارشناس بخش معدن و صنایع معدنی گفت: در مجموع، صنعت فولاد ایران بهدلیل نقش آن در زنجیره معدن و صنایع پاییندستی، گستردگی کاربرد محصولات، اشتغالزایی و توان فنی شکلگرفته در داخل کشور، جایگاهی راهبردی در اقتصاد دارد. تقویت حفاظت از بخشهای حساس، پشتیبانی از زیرساختهای انرژی و حملونقل و استفاده از ظرفیتهای فنی داخلی، میتواند به کاهش آسیبپذیری این صنعت کمک کند. در عین حال، توان بازیابی پس از بحران، هرچند یکی از مزیتهای شکلگرفته در این صنعت است، به معنای حذف هزینهها و وقفههای ناشی از اختلال نیست و تقویت تابآوری همچنان به برنامهریزی و حمایت مستمر نیاز دارد.
توان فنی داخلی؛ ظرفیتی برای جبران آسیبها
یکی از محورهای مورد تاکید این فعال بخش معدن و صنایع معدنی، ظرفیت فنی و مهندسی شکلگرفته در صنعت فولاد ایران است. اشرفسمنانی معتقد است این صنعت در طول سالهای فعالیت خود، توانمندیهای قابلتوجهی در حوزههای مختلف به دست آورده است و بخشی از نیازهای فنی و تجهیزاتی خود را در داخل کشور تامین میکند. وی افزود: نیروهای متخصص و مجموعههای فنی فعال در این صنعت، در بسیاری از موارد توانستهاند بخشی از تجهیزات و قطعات مورد نیاز را تعمیر کنند یا نمونههایی از تجهیزات را در داخل کشور بسازند. این توانمندی، حاصل تجربه انباشتهشده در بخشهای کارگری، مهندسی، طراحی و مدیریت صنعت فولاد است. وی با اشاره به مسیر توسعه این صنعت توضیح داد: نیروی انسانی و مجموعههای فنی در طول سالها تجربه کسب کردهاند و توانمندیهای خود را ارتقا دادهاند. از این منظر، صنعت فولاد ایران صرفا به تجهیزات و فناوریهای وارداتی متکی نیست و در بخشهایی از زنجیره تولید، قابلیت اتکا به دانش و توان داخلی را دارد. با این حال جبران آسیبها و بازگشت به شرایط عادی ممکن است به زمان نیاز داشته باشد. برخورداری از توان ساخت و تعمیر داخلی، به معنای بینیازی از تجهیزات و نهادههای خارجی نیست؛ اما میتواند امکان بازیابی فعالیتها را در برخی بخشها فراهم کند.
اشرفسمنانی یکی دیگر از ظرفیتهای صنعت فولاد ایران را استقرار کارخانهها در نقاط مختلف کشور دانست و گفت: وجود واحدهای فولادی در مناطق مختلف جغرافیایی میتواند در شرایط بروز اختلال، امکان جبران بخشی از ظرفیت ازدسترفته را فراهم کند. وی توضیح داد: اگر در یک منطقه اختلالی در فعالیت کارخانهها ایجاد شود، سایر واحدهای فعال در نقاط دیگر کشور ممکن است بتوانند بخشی از نیاز بازار را تامین کنند. البته این جایگزینی لزوما بلافاصله انجام نمیشود و ممکن است با وقفه زمانی همراه باشد. این ویژگی از آن جهت اهمیت دارد که تمرکز بیش از حد ظرفیت تولید در یک منطقه، میتواند در زمان بروز بحران، ریسک اختلال در عرضه محصولات را افزایش دهد. در مقابل، پراکندگی جغرافیایی واحدها، در صورت برخورداری از زیرساختهای مناسب و امکان انتقال مواد اولیه و محصولات، میتواند انعطافپذیری شبکه تولید را افزایش دهد. با این حال، بهرهگیری از این ظرفیت به معنای بیاثر بودن آسیبهای منطقهای نیست. جبران کمبود تولید یک واحد از طریق سایر کارخانهها، به ظرفیت خالی، دسترسی به مواد اولیه، امکانات حملونقل و امکان انتقال سریع محصولات وابسته است.
این فعال بخش معدن و صنایع معدنی در ادامه، بر ضرورت شناسایی و تقویت بخشهای حساس صنعت فولاد تاکید کرد و گفت: برای کاهش آسیبپذیری این صنعت، باید نقاطی که حساسیت و ریسک بیشتری دارند، شناسایی شوند و اقدامات حفاظتی و پشتیبانی متناسب با شرایط آنها در نظر گرفته شود. توجه به نقاط آسیبپذیر و تقویت حفاظت از آنها میتواند در کاهش آثار اختلالها موثر باشد. در کنار این موضوع، پراکندگی کارخانهها و توان فنی داخلی نیز از ظرفیتهایی هستند که امکان بازیابی فعالیت صنعت را افزایش میدهند. وی همچنین حمایت در حوزه انرژی و حملونقل را ضروری دانست و یادآور شد که این دو بخش از جمله حوزههایی هستند که عملکرد صنعت فولاد به آنها وابستگی دارد؛ اما مدیریت تمام عوامل موثر بر آنها در اختیار خود کارخانههای فولادی نیست. در واقع، حتی برخورداری از نیروی انسانی متخصص و توانایی تعمیر یا ساخت بخشی از تجهیزات، بدون دسترسی پایدار به انرژی و امکان جابهجایی مواد اولیه و محصولات، نمیتواند تداوم تولید را تضمین کند. از این رو، پایداری صنعت فولاد به هماهنگی میان ظرفیتهای داخلی کارخانهها و عملکرد زیرساختهای عمومی اقتصاد وابسته است.