سرمایهگذار پیدا نمیشود
دنیای اقتصاد: جشنواره فیلم کوتاه تهران هفته گذشته برگزار شد و با اکران آثار فیلمسازان جوان، تصویر روشنی از سینمای آینده ایران را در معرض تماشا قرار داد. نکته مهم جشنواره امسال حضور فیلمهایی در ژانرهای مختلف بود. یکی از آثاری که در این جشنواره به اکران درآمد و مورد توجه قرار گرفت، فیلم «ایتای» ساخته نیما تابنده بود. او در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» از مهمترین چالشهای فیلمسازان جوان حرف زد.
انگیزهات برای حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران چه بود؟
یکی از مهمترین انگیزههای من برای حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران، دیده شدن فیلمی بود که تازه ساختم. حضور یک فیلم در جشنواره به این معناست که آن فیلم از میان هزاران فیلم ارسالشده به جشنواره انتخاب شده است. امسال بیش از ۲۸۰۰ فیلم از سراسر ایران به بخش ملی جشنواره ارسال شد و از این تعداد، تنها شمار اندکی از فیلمها توانستند مجوز حضور در بخش نهایی جشنواره را بگیرند. انگیزه من این بود که فیلمم را برای مخاطبان زیادی که به این جشنواره میآیند، به نمایش بگذارم.
این جشنواره چه تاثیری بر روند حرفهای سینماگران جوان دارد؟
جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران بهدلیل قدمت و سابقهای که دارد، قطعا در مسیر حرفهای یک فیلمساز فیلم کوتاه نقش مهمی ایفا میکند. فیلمسازی که اثرش در جشنواره انتخاب میشود، با طیف گستردهای از مخاطبان، منتقدان و داوران سینما روبهرو میشود. بازخوردهایی که درباره فیلمش دریافت میکند، از جمله نقدهای مثبت و منفی، در مسیر کاریاش بسیار به او کمک میکند. فیلمسازان زیادی داشتهایم که در این مسیر یک یا دو بار در جشنواره شرکت کردهاند، اما به دلایلی پیشرفت نکردهاند. بااینحال، برای بسیاری از فیلمسازان، این جشنواره پله یا سکوی پرتابی بوده تا بتوانند فیلمهای حرفهایتری بسازند. در این جشنواره یک فیلمساز، دوستان، همکاران و همصنفانی پیدا میکند که در آینده میتواند از حضورشان در آثار خود بهره ببرد.
درواقع، این جشنواره باعث میشود فیلمهای فیلمسازان بهتر دیده شوند؛ هم از سوی مخاطبان و هم از این جهت که ممکن است احتمالا سرمایهگذاران و تهیهکنندگان نیز در این جشنواره فیلمهای فیلمسازان جوان را ببینند و برای تولید فیلمی تمایل نشان بدهند.
سرمایهگذاری برای فیلم کوتاه چگونه است؟ آیا حمایتی صورت میگیرد؟
پیدا کردن سرمایهگذار برای فیلم کوتاه بسیار دشوار است. بسیاری از فیلمسازان با این چالش روبهرو هستند که نمیتوانند سرمایهگذار پیدا کنند. بعضیها به سراغ سرمایهگذاران بخش خصوصی میروند، اما تعداد کمی موفق میشوند سرمایهگذار خصوصی پیدا کنند. در کشور، چند برنامه پیچینگ داریم؛ برای مثال، انجمن سینمای جوانان ایران، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و همچنین برخی پیچینگهای خصوصی، دولتی یا نیمهدولتی و نیمهخصوصی. یکی از اصلیترین محلهایی هستند که فیلمسازان میتوانند از آنها حمایت دریافت کنند. البته این حمایتها در مقایسه با تعداد فیلمسازان فیلم کوتاه بسیار محدود است. تا آنجا که میدانم، حمایت بهصورت قاعدهمند و فراگیر انجام نمیشود. تنها مرکزی که مسوولیت این کار را بر عهده دارد و تمام تلاشش را میکند تا بتواند حمایت کند، انجمن سینمای جوانان ایران و دفاتر آن در استانها و شهرستانهایی است که دفتر و نمایندگی دارد. من فیلم «ایتای» را در پیچینگ انجمن سینمای جوان لاهیجان مصوب کردم.
تو با فیلم قبلیات جوایز زیادی در جشنوارههای خارجی گرفتی. آیا این موضوع هم در پیدا کردن تهیهکننده تاثیری نداشت؟
من با دو فیلم قبلیام یعنی «وسمار» و «کشتن»، در جشنوارههای بینالمللی و ملی نسبتا زیادی شرکت کردم و در برخی از این جشنوارهها نیز در بخشهایی جایزه گرفتم؛ برای مثال، جایزه فیلمبرداری، فیلمنامه یا بازیگری. این جشنوارهها در کشورهای مختلف و با کیفیتهای متفاوت برگزار میشدند؛ برخی از آنها سینمایی باسابقه داشتند و برخی نوپا بودند. حضور این فیلمها در جشنوارهها و گاهی دریافت جایزه باعث میشود فیلم بیشتر دیده شود و در نتیجه به بخشی از جامعه معرفی شود و در این موضوع شکی نیست. اما اگر منظورمان از پیدا کردن تهیهکننده برای فیلم کوتاه، کسی باشد که سرمایهگذاری کند نه، این اتفاق نیفتاده است. دلیلش هم روشن است، چون بازگشت سرمایه در فیلم کوتاه بسیار دشوار است و در بیش از ۹۰درصد مواقع عملا این موضوع امکانپذیر نیست. فیلم کوتاه معمولا محلی برای نمایش عمومی و بلیتفروشی ندارد و اگر هم داشته باشد، طیف مخاطبان آنقدر گسترده نیست که بتواند بازگشت سرمایه را تضمین کند. بنابراین، فیلم کوتاه اصولا به حمایت نهادهای دولتی یا نیمهدولتی نیاز دارد؛ در همه جای جهان نیز همینطور است، یا دستکم شرکتهای سینمایی باید بتوانند امکانات حرفهای را در اختیار فیلمساز قرار دهند. من نتوانستهام بهراحتی به چنین امکاناتی دسترسی پیدا کنم، اما پس از ساخت این چند فیلم، کارم برای گفتوگو با برخی تهیهکنندگان و سرمایهگذاران نسبت به قبل آسانتر شده است. البته پیش از این هم نیز حدود هفت یا هشت فیلم کوتاه دیگر ساخته بودم، اما آنها را به جشنوارهها ارائه نکرده بودم. از فیلمهای «وسمار» و «کشتن» بود که تلاش کردم آثارم را بهطور جدی به جشنوارههای مختلف ارسال کنم و در بخش ملی و داستانی جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران و بخش کوتاه جشنواره فجر حضور پیدا کردم.
چرا بیشتر فیلمسازان پیشکسوت و شناختهشده، پس از رسیدن به شهرت و جایگاه، این ژانر را فراموش میکنند؟
نکته مهم این است که فیلم کوتاه از نظر گردش اقتصادی و مالی و شرایط ساخت، تفاوت زیادی با فیلم بلند دارد. بیشتر کسانی که فیلم کوتاه میسازند، با این امید وارد سینمای کوتاه میشوند که بتوانند به جایگاهی برسند که در آن امکان ساخت فیلم بلند را داشته باشند. بنابراین، وقتی به آن جایگاه میرسند، قاعدتا به فضای فیلم کوتاه بازنمیگردند. نکته دوم این است که در فیلم بلند، مسائل اقتصادی و شهرت اهمیت زیادی دارند. فیلمسازی که به آن جایگاه میرسد، دیگر چندان به فیلم کوتاه علاقهمند نیست؛ مگر اینکه از ابتدا دغدغه فیلم کوتاه را داشته باشد. اصولا بخش بزرگی از فیلمسازانی که دغدغه فیلم کوتاه دارند، وارد حوزه فیلم بلند نمیشوند. البته حدود ۱۰ درصد نیز داریم که فیلم بلند ساختهاند و سپس دوباره در کنار فیلمهای بلند خود، فیلم کوتاه ساختهاند.