آهنگ شجریان با صدای بیلی آیلیش
دنیای اقتصاد : با ظهور هوش مصنوعی و استفاده از آن در موسیقی شاهد موارد عجیب و البته جدید هستیم، مثلا شاید گمان نمیکردیم روزی آهنگ شجریان را با صدای بیلی آیلیش بشنویم. این موارد، ابتدا بیشتر شبیه به یک شوخی بود که البته خارج از ایران به یک جنجال تبدیل و باعث شد قوانین کپیرایت، موارد جدیدی وضع کرده و مانع این نوع استفاده در موسیقی شود.به گزارش ایسنا، رفتهرفته شاهد فراگیر شدن استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی ایران هستیم، تا جایی که امروز بسیاری از مردم آهنگهایی را که با استفاده از این تکنولوژی ساخته شده است گوش میدهند. بررسیها نیز نشان میدهد بخشی از شنوندگان، بیش از هویت سازنده، به خود موسیقی و تاثیر آن بر احساساتشان اهمیت میدهند.
به گزارش ایسنا، مدلهای هوش مصنوعی مولد به مرحلهای رسیدهاند که میتوانند آثاری تولید کنند که تشخیص آنها از ساختههای انسانی دشوار است. این مدلها با استفاده از مجموعههای گستردهای از دادههای موجود در اینترنت و پلتفرمهای موسیقی آموزش میبینند؛ دادههایی که در بسیاری از موارد، بدون دریافت مجوز از صاحبان آثار گردآوری شدهاند. این مساله نگرانیهایی را درباره نقض حقوق مالکیت فکریمیلیونها هنرمند به وجود آورده است. با این حال، هنوز درباره مسوولیت حقوقی شرکتهای توسعهدهنده این فناوری و نحوه رسیدگی به اختلافات مربوط به آثار تولیدشده با هوش مصنوعی، ابهامهای زیادی وجود دارد.
قوانین فعلی حق کپیرایت نیز برای مواجهه با تمام ابعاد این مساله آمادگی ندارند. زمانی که یک مدل هوش مصنوعی با استفاده از الگوها و اطلاعات برگرفته از هزاران اثر موسیقایی، قطعهای جدید تولید میکند، تعیین حدود مالکیت اثر و تشخیص موارد نقض حقوق پدیدآورندگان به مسالهای پیچیده تبدیل میشود.
این ابهامهای حقوقی میتوانند پیامدهای اقتصادی قابلتوجهی برای فعالان موسیقی داشته باشند. پلتفرمهای پخش موسیقی نیز ممکن است به استفاده از آثار تولیدشده با هوش مصنوعی، بهعنوان راهی برای کاهش هزینهها، تمایل بیشتری نشان دهند. در چنین شرایطی، درآمد هنرمندان از محل حق امتیاز پخش آثارشان ممکن است بیش از پیش کاهش پیدا کند. به بیان دیگر، وقتی امکان تولید موسیقی با هزینه کمتر و بدون نیاز به دریافت مجوز از صاحبان آثار وجود داشته باشد، این نگرانی مطرح میشود که شرکتها بهجای خرید حق استفاده از آثار هنرمندان، تولیدات هوش مصنوعی را جایگزین آنها کنند.
گسترش محتوای تولیدشده
پلتفرمهایی مانند اسپاتیفای و یوتیوب با گسترش فناوری هوش مصنوعی با پرسشهای تازهای درباره نحوه انتخاب، پیشنهاد و انتشار موسیقی روبهرو شدهاند. یکی از نگرانیهای مطرحشده این است که با افزایش تولید آثار موسیقایی به کمک هوش مصنوعی، حجم قابلتوجهی از این محتوا وارد فهرستهای پخش و پیشنهادهای این پلتفرمها شود؛ آثاری که ممکن است بدون اعلام صریح، بهعنوان موسیقی تولیدشده توسط انسان به مخاطبان عرضه شوند.
چنین وضعیتی میتواند اعتماد شنوندگان را تحت تاثیر قرار دهد و تشخیص آثار انسانی از تولیدات ماشینی را دشوارتر کند. از سوی دیگر، اگر پلتفرمهای پخش موسیقی برای کاهش هزینهها به استفاده از آثار تولیدشده با هوش مصنوعی روی بیاورند، احتمال کاهش تقاضا برای خرید مجوز پخش آثار هنرمندان انسانی نیز وجود دارد. در این صورت، بخشی از درآمدی که پیشتر از محل پخش موسیقی به صاحبان آثار اختصاص مییافت، ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد.
در این میان، شفافیت درباره منشأ آثار موسیقایی اهمیت ویژهای دارد. الزام پلتفرمها به مشخص کردن محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی میتواند به مخاطبان کمک کند تا با آگاهی بیشتری موسیقی مورد نظر خود را انتخاب کنند. همچنین، چنین اقدامی امکان ارزیابی دقیقتر تاثیر این فناوری بر بازار موسیقی و وضعیت اقتصادی هنرمندان را فراهم میکند. بدون وجود قواعد مشخص در این زمینه، نگرانیها درباره تقدم منافع اقتصادی شرکتها بر حقوق و خلاقیت هنرمندان همچنان پابرجا خواهد بود.
افزایش رقابت در بازار موسیقی
پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی و کاهش هزینههای توسعه و استفاده از آنها، امکان تولید موسیقی را برای طیف گستردهتری از افراد و شرکتها فراهم کرده است. این روند میتواند زمینه ورود استارتآپهای کوچک و توسعهدهندگان مستقل به حوزه تولید موسیقی با هوش مصنوعی را فراهم کند؛ حوزهای که پیشتر به امکانات فنی و منابع مالی بیشتری نیاز داشت. گسترش این ابزارها، در کنار فرصتهایی که برای تولیدکنندگان جدید ایجاد میکند، چالشهایی نیز برای هنرمندان انسانی به همراه دارد. افزایش حجم آثار تولیدشده با هوش مصنوعی در پلتفرمهای پخش موسیقی ممکن است رقابت برای جلب توجه مخاطبان را دشوارتر کند؛ بهویژه برای هنرمندان مستقل که معمولا از امکانات تبلیغاتی و مالی کمتری برخوردارند. در چنین شرایطی، اگر پلتفرمها به دلیل هزینه کمتر یا سهولت تولید، محتوای ساختهشده با هوش مصنوعی را در اولویت قرار دهند، احتمال کاهش دیدهشدن آثار انسانی افزایش مییابد. در نتیجه، گسترش این فناوری ممکن است نابرابری موجود در بازار موسیقی را تشدید کند و فرصتهای کسب درآمد را برای بخشی از هنرمندان محدود سازد.
آینده فعالیت حرفهای موسیقیدانها
گسترش این فناوری، بحثهایی را درباره احتمال استفاده از اجراکنندگان مجازی و هنرمندان تولیدشده با هوش مصنوعی در صنعت موسیقی مطرح کرده است. با این حال، ادعاها درباره آزمایش چنین پروژههایی از سوی شرکتهای بزرگ موسیقی و احتمال گسترش آنها در مقیاس وسیع، نیازمند بررسی و تایید مستقل است.
در صورت توسعه این روند، شرکتها ممکن است بتوانند از اجراکنندگان مجازی برای تولید مستمر محتوا استفاده کنند؛ اجراکنندگانی که برخلاف هنرمندان انسانی، هزینههای متعارف مربوط به دستمزد، زمان استراحت و برخی نیازهای حرفهای را ندارند. البته تولید چنین آثاری همچنان میتواند هزینههای فنی و حقوقی داشته باشد و استفاده از آنها نیز لزوما به معنای حذف هزینههای مربوط به حق امتیاز نیست.
با وجود این، گسترش اجراکنندگان مجازی میتواند رقابت در بازار موسیقی را وارد مرحله تازهای کند و بر فرصتهای شغلی و درآمدی خوانندگان، نوازندگان و دیگر فعالان این حوزه تاثیر بگذارد. در چنین شرایطی، یکی از پرسشهای اساسی این است که چگونه میتوان میان بهرهگیری از ظرفیتهای فناوری و حفظ جایگاه خلاقیت انسانی تعادل برقرار کرد؛ پرسشی که پاسخ به آن میتواند در تعیین مسیر آینده صنعت موسیقی نقشی تعیینکننده داشته باشد.
آیا مخاطبان علاقهمند میشوند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره آینده موسیقی این است که آیا برای مخاطبان تفاوتی دارد که هنرمند مورد علاقهشان یک انسان باشد یا الگوریتمی که با هوش مصنوعی کار میکند. این احتمال وجود دارد که بخشی از شنوندگان، بیش از هویت سازنده، به خود موسیقی و تاثیر آن بر احساساتشان اهمیت بدهند. اگر یک اثر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شاید منشأ تولید آن برای همه شنوندگان تعیینکننده نباشد.
پیشرفت فناوریهای هوش مصنوعی نیز میتواند این روند را تقویت کند. مدلهای پیشرفتهتر قادرند الگوهای موجود در موسیقی و بیان احساسات انسانی را تحلیل کنند و آثاری بسازند که از نظر عاطفی به تجربههای شنوندگان نزدیک باشند. با این حال، توانایی بازآفرینی الگوهای احساسی با تجربه و احساس واقعی انسان یکسان نیست و همچنان این پرسش مطرح است که آیا موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی میتواند همان تاثیر آثار برآمده از تجربههای انسانی را داشته باشد.
این موضوع بحثهای گستردهتری را درباره اصالت در هنر و جایگاه تجربههای شخصی در فرآیند خلاقیت مطرح میکند. در شرایطی که مرز میان موسیقی انسانی و ماشینی هر روز کمرنگتر میشود، تشخیص منشأ آثار و آگاهی مخاطبان از نحوه تولید آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
آینده صنعت موسیقی
تحولات پیش رو میتواند مسیرهای متفاوتی را برای آینده صنعت موسیقی رقم بزند. در یک سناریو، دولتها با هماهنگی بیشتر بر سر مقررات استفاده از آثار هنری برای آموزش هوش مصنوعی به توافق میرسند و پلتفرمها نیز با اتخاذ سیاستهای شفافتر، زمینه همزیستی فناوری و خلاقیت انسانی را فراهم میکنند. در چنین شرایطی، هنرمندان میتوانند از ابزارهای هوش مصنوعی برای توسعه ایدهها و بهبود فرآیند تولید آثار خود استفاده کنند، بیآنکه جایگاه حرفهای و حقوقشان نادیده گرفته شود.
در مقابل، نبود مقررات موثر و گسترش استفاده بدون مجوز از آثار هنری میتواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد. افزایش حجم موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی در پلتفرمهای پخش، در صورت همراه شدن با کاهش فرصتهای درآمدزایی و دیدهشدن آثار انسانی، ممکن است شرایط فعالیت را برای بسیاری از هنرمندان، بهویژه فعالان مستقل، دشوارتر کند. در چنین وضعیتی، احتمال دارد دسترسی به مخاطبان و کسب درآمد پایدار بیش از گذشته به امکانات مالی و تبلیغاتی وابسته شود.
با این حال، میزان تحقق هر یک از این سناریوها به عوامل مختلفی بستگی دارد و نمیتوان درباره آینده صنعت موسیقی با قطعیت پیشبینی کرد. آنچه روشن به نظر میرسد، ضرورت توجه همزمان به پیشرفت فناوری، حقوق بشر مالکیت فکری و وضعیت اقتصادی هنرمندان است.