از برتریجویی تا فرم
حافظ روحانی*
هنگام تماشای مجموعه آثار شبنم التجائی که با عنوان «وضعیت زیستی» در «با گالری» به نمایش درآمده، توجه بیننده نخست به قابهای مربعی و رابطه پیکرههایی جلب میشود که در پسزمینهای تخت و خنثی خودنمایی میکنند. احتراز نقاش از رنگهای تند و تاکیدش بر درجات مختلف رنگ خاکستری، نگاه را بر پیکرهها، بافت پوست و ترکیببندیهایی مترکز میکند که میتوان در قالب صفتی چون گرافیکی وصف کرد.
تا اینجا به نظر میرسد التجائی بیش از هر چیز به اندام انسانی فکر میکرده و آنها را با جزئیاتی قابل ملاحظه طوری روی بوم آورده که علنا تمامی نگاه و تمرکز بیننده را به خود جلب میکنند. همچنین دوری گزیدن از رنگ تا حد زیادی ماهیتی طراحانه به آثار او میدهد که همگی در کنار هم هویت بصری آثار این هنرمند جوان را میسازند. با نگاه به آثار پیشین هنرمند (آنهایی که در فضای مجازی در دسترس هستند) به نظر میآید که دلبستگی به پیکره انسانی از خصایص آثار اوست که پیشتر هم در آثارش ظاهر شده بودند. با این تفاوت که انگار او پیشتر بر اشکالی چون پرتره (و احتمالا خودنگاره) تمرکز داشته و اجرای رنگین آثار قدیمیتر این تصور را ایجاد میکند که میتوان (لااقل تا پیش از این مجموعه) او را نقاشی متمرکز بر پرتره در نظر گرفت.
در کارهای بزرگتر توجه به تمامیت پیکره و نسبتش با فضای منفیِ خنثای پسزمینه بیشتر است، اما در آثار کوچکتر نقاش به سراغ جزئیاتی از بدن نظیر انگشتان دست یا اجرای جزئی ژستهایی از مدلها میرود که گاه به شکلی از نقاشی انتزاعی هم نزدیک میشوند. از این نظر اینطور برمیآید که برخلاف آنچه او پیشتر تصویر میکرده، مجموعه کنونی یک تغییر را در روند کاریاش نشان میدهد؛ تغییری که میکوشد هم رابطه میان پیکره و محیط را به مدد حذف رنگها برقرار کند و هم تلاش دارد با تمرکز بر خطوط و زوایای میان آنها، ماهیتی گرافیکی و طراحانه را به آثارش بیفزاید. از سوی دیگر توجه بیشتربه جزئیات تا آنجا پیش میرود که میتوان در مواردی تمایل هنرمند برای رفتن به سمت نوعی از انتزاع را در آثارش مشاهده کرد. از این جنبه انگار دومین نمایشگاه انفرادی التجائی (بعد از نمایشگاه نخستش با عنوان «نسیان» در گالری هومهر شهر کرمان) یک تغییر مسیر در روند کاریاش را نشان میدهد؛ جاییکه میتوان شاهد جستوجویی جدید و البته تسلط بیشتر بر ابزارش بود.
نوشته نمایشگاه به قلم آیدین خانکشیپور میکوشد با بهکارگیری صفاتی چون «بقا»، «قدرت»، «شهوت»، «سلطه» و «برتریجویی»، نوعی نگاه به آثار را از جنبه بدبینی به خوی انسان تصویر کند و آنها را در قالب این نوع نگاه توضیح دهد. رگههایی از این نگاه را میتوان در بعضی از آثار جستوجو کرد، اما به نظر نمیآید آنچه را هنرمند در پیاش است بتوان با این صفات یا واژگان توصیف کرد یا اساسا لزومی برای این برداشت وجود داشته باشد. تماشای آثار بدون در نظر گرفتن نوشته نشاندهنده یک تلاش است؛ انگار هنرمند میکوشد از طریق این تلاش زبانی بصری را بسط دهد که هر چند یادآور آثار چند هنرمند دیگر ایرانی معاصر است، اما مسیری جذابتر از تلاش و جستوجو را برایمان ترسیم میکند که ورای مفاهیم در پی کشف و ادراک فرم و نسبت آن با پیکره انسانی است. و در نهایت آنچه تلاش شبنم التجائی را جذاب میکند مسیرهای مختلفی است که در کارنامه کاریاش طی میکند؛ مسیری که نه از معنی که بیشتر از مجرای تجربههای فرمالیستی میگذرد.
* نویسنده و منتقد