فیلم «غذای نیمروز» برنده جایزه بزرگ جشنواره بوسان شد

نطق مجیدی درباره فشارهای اقتصادی

شماره روزنامه: ۶۶۸۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۱۸۷ فرهنگ و هنر

دنیای اقتصاد : فیلم «غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی جایزه بزرگ بهترین فیلم سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم بوسان را از آن خود کرد. مجیدی در مراسم اختتامیه این جشنواره، ضمن تقدیم جایزه خود به مردم ایران، از رنج مردم در جنگ و فشار تحریم‌های اقتصادی حرف زد و ابراز امیدواری کرد جهانی بدون جنگ شکل بگیرد.

نطق  مجیدی  درباره  فشارهای  اقتصادی

او هنگام دریافت جایزه از خانواده‌اش و فیلم‌سازانی که با عشق در ساخت این اثر مشارکت داشتند، قدردانی کرد و گفت: «قهرمان فیلم ما تماشاگران هستند؛ چون حضور شماست که به یک فیلم امکان می‌دهد به فضایی زنده تبدیل شود. من فیلم‌هایی سرشار از عشق می‌سازم.» او همچنین با اشاره به درگذشت مادرش چند ماه پیش از آغاز ساخت فیلم، گفت: «قهرمان فیلم من مادرم است، چون او در زندگی همه ما یک قهرمان است.» مجیدی افزود که مادرش در تمام طول زندگی از او حمایت کرده و باور دارد انرژی و دعاهای او بر فیلم‌هایش تاثیر گذاشته و نیروی بزرگی برایش بوده است.

این کارگردان در ادامه جایزه خود را به مردم شجاع ایران و شهروندانی تقدیم کرد که در برابر جنگ و فشارها ایستادگی کرده‌اند.او با اشاره به تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی گفت مردم ایران طی ۴۸ سال گذشته انواع فشارها را تحمل کرده‌اند، اما تسلیم نشده‌اند. این کارگردان همچنین با اشاره به حمله به مدرسه‌ای در نخستین روز جنگ و آسیب دیدن دانش‌آموزان، گفت که بیش از پنج هزار نفر در این جنگ جان باخته‌اند. او پرسید: «ملت ما چه جرمی مرتکب شده است؟ ملت ما فقط می‌خواست مستقل زندگی کند؛ ما بی‌گناهیم.» او تاکید کرد: «ما تا پایان برای بازپس‌گیری استقلال خود مبارزه خواهیم کرد و آرزو می‌کنم جهانی بدون جنگ داشته باشیم.»

در همین رابطه ‌هالیوود ریپورتر در گزارشی به انعکاس صحبت‌های مجیدی پرداخت. مجیدی گفته بود: این سفر برایم بسیار دشوار بود، چون احساس افسردگی و خستگی زیادی داشتم و واقعا نمی‌خواستم در شرایطی که اوضاع همچنان ادامه دارد، ایران را ترک کنم. اما بعد با خودم فکر کردم شاید من و فیلمم بتوانیم پیام کوچکی از سوی مردم کشورم به مردم کشورهای دیگر و نقاط دیگر جهان منتقل کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم به اینجا بیایم. این کارگردان از توضیح درباره چگونگی سفرش از تهران به کره‌جنوبی خودداری کرد. سفر او در شرایطی انجام شد که محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، که در ماه ژوئیه از سر گرفته شده بود، ادامه داشت و تحریم‌های گسترده‌ای نیز در ماه سپتامبر بخش هوانوردی ایران را هدف قرار داده بود. با این حال، مجیدی پس از رسیدن به بوسان، با صراحت از کشته‌شدن غیرنظامیان و دشواری‌های روزمره ناشی از کارزار نظامی آمریکا علیه کشورش انتقاد کرد.

 دیروز محمد باقر قالیباف رئیس مجلس در پیامی خطاب به مجید مجیدی نوشت: فراتر از افتخارآفرینی هنری، آنچه بیش از پیش ارزش این رویداد را دوچندان کرد، موضع‌گیری شجاعانه، هوشمندانه و برخاسته از تعهد ملی جنابعالی بر روی صحنه جهانی بود. یادآوری مقاومت ستودنی و ایستادگی تاریخی ملت بزرگ ایران در برابر فشارهای ظالمانه و بازتاب مظلومیت و در عین حال صلابت این سرزمین، بار دیگر نشان داد که هنرمند اصیل ایرانی، آینه‌دار حقیقت و زبان گویای آرمان‌های ملت خویش است.

داستان فیلم تازه مجیدی درباره معلمی قراردادی در مدرسه‌ای در روستای محروم گوران‌کش، واقع در مناطق دورافتاده و خشک است. سولان با بازی محمد رحیمی پس از سال‌ها تلاش و تعهد به دانش‌آموزانش، در آستانه دستیابی به زندگی بهتر و باثبات‌تری قرار دارد. او انتظار دارد با پایان سال تحصیلی، استخدام رسمی دولت شود؛ اتفاقی که امکان دریافت وام و خرید سرانجام یک آپارتمان مناسب را برایش فراهم می‌کند. او می‌خواهد در یک مجتمع مسکونی نزدیک، خانه‌ای با سرویس بهداشتی قابل استفاده برای خود و مادر سالخورده‌اش بخرد؛ خانه‌ای که حتی واحد موردنظرش را نیز از پیش انتخاب کرده است. اما مانند بسیاری از کسانی که در حاشیه‌های شدید فقر زندگی می‌کنند، امیدهای او به سازوکاری شکننده وابسته است. برای بسیاری از دانش‌آموزان مدرسه و کودکان روستاهای اطراف، وعده ناهار رایگان مهم‌ترین انگیزه حضور در کلاس درس است. هزینه این وعده‌های غذایی و باقی‌مانده غذاهایی که کودکان اغلب برای خانواده‌های گرسنه خود به خانه می‌برند، نه از سوی دولت، بلکه به کمک یک نیکوکار ثروتمند تامین می‌شود. در ابتدای فیلم، این مرد از دنیا می‌رود و وارثانش تصمیم می‌گیرند به کمک‌های خیریه او ادامه ندهند. در نتیجه، توزیع غذا متوقف می‌شود و کودکان یکی‌یکی از کلاس درس ناپدید می‌شوند. اگر شمار دانش‌آموزان کاهش پیدا کند، سولان ممکن است هم مدرسه‌اش را از دست بدهد و هم موقعیت استخدام رسمی‌ای را که سال‌ها برای دستیابی به آن تلاش کرده است.

از اینجا تلاش نفس‌گیر و بداهه او برای باز نگه‌داشتن مدرسه آغاز می‌شود؛ تلاشی که در هر مرحله با تناقض‌های اخلاقی همراه است و ممکن است به هر قیمتی تمام شود. سولان به همراه مادرش در مدرسه ساکن می‌شود و تصمیم می‌گیرد اندک پس‌اندازشان را صرف غذا دادن به کودکان کند و خودش وعده‌های غذایی را آماده کند. اما با تعطیلی مدارس روستاهای همسایه، شمار بیشتری از دانش‌آموزان گرسنه به کلاس او می‌آیند. آیا باید به آنها غذا بدهد یا برای حفظ شرایط شکننده‌ای که می‌تواند سرانجام آینده خودش را تضمین کند، آنها را از مدرسه براند؟

او برای تامین پول بیشتر جهت خرید غذا، به قاچاق سوخت از مرز روی می‌آورد؛ کاری غیرقانونی که با این حال، یکی از معدود راه‌های کسب درآمد سریع در آن منطقه است. دشواری‌های شدیدتر و تناقض‌های عمیق‌تری در ادامه پیش روی او قرار می‌گیرند؛ تا جایی که تمایلش به خدمت به کودکان، بیش از پیش با اراده‌اش برای نجات زندگی خودش درهم می‌آمیزد و تشخیص این دو انگیزه از یکدیگر دشوار می‌شود. مجیدی می‌گوید شیوه نامتعارف او در انتخاب بازیگران، احتمالا بیش از محل فیلم‌برداری در شکل‌گیری آثارش اهمیت دارد. به گفته او، تمام چهره‌هایی که در «غذای نیمروز» روی پرده دیده می‌شوند، متعلق به بازیگران غیرحرفه‌ای هستند؛ افرادی عادی که با جست‌وجوی دقیق در خیابان‌ها و مناطق محل وقوع داستان پیدا شده‌اند.

او توضیح داد: «برای بازیگران حرفه‌ای احترام زیادی قائلم، اما به نوعی این احساس را دارم که آنها در فیلم‌های مختلف مدام خودشان را تکرار می‌کنند و این روش من نیست. کاری که من انجام می‌دهم این است که به دنبال یک انسان واقعی می‌گردم که به شخصیت موردنظرم نزدیک باشد. گاهی ممکن است این جست‌وجو ماه‌ها طول بکشد، اما وقتی فرد مناسب را پیدا می‌کنم، ادامه کارم بسیار آسان پیش می‌رود.»

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن