پناه به زیرساختهای فرهنگی
مراسم بزرگداشت روز حافظ با حمایت بانک ملی در مجموعه «دنیای اقتصاد» برگزار شد
دنیای اقتصاد : مراسم بزرگداشت روز حافظ با حضور چهرههای سرشناس اقتصاد و فرهنگ و هنر و با حمایت بانک ملی در سالن همایشهای «دنیای اقتصاد» برگزار شد. در این مراسم استادان دانشگاه از جایگاه حافظ در جامعه ایرانی حرف زدند و برخی مهمانان مطرح نیز غزلهای این شاعر بزرگ را برای حاضران خواندند. استاد بهاءالدین خرمشاهی، حافظپژوه برجسته، نیز با ارسال فیلمی درباره مناسبخوانیهای حافظ سخن گفت.
این مراسم با حضور اقتصاددانانی همچون محمد طبیبیان، مسعود نیلی، موسی غنینژاد و... برگزار شد. در ابتدای برنامه سعید بیابانکی شاعر و مدیر روابط عمومی «دنیایاقتصاد» که اجرای برنامه را بر عهده داشت گفت: حافظ به تعبیر یکی از بزرگان حافظپژوهی، حافظه روزگار ماست و تاریخ تمام چیزهای دوستداشتنی را میتوان در حافظ پیدا کرد. کشور ما در شرایط دشوار جنگ و محاصره قرار دارد و در این وضعیت اگر معتقدیم فولاد مبارکه، ذوبآهن و پتروشیمی خلیج فارس زیرساختهای اقتصادی کشور هستند، باید بر این باور هم باشیم که حافظ و مولانا و سعدی نیز زیرساختهای فرهنگی ما به حساب میآیند. در ادامه مراسم دکتر علیرضا بختیاری، مدیرعامل گروه رسانهای «دنیای اقتصاد»، با خواندن این شعر از حافظ که «خوش آمد گُل وز آن خوشتر نباشد/که در دستت بهجز ساغر نباشد/ زمانِ خوشدلی دریاب و دُر یاب/که دائم در صدف گوهر نباشد» توضیح داد که چرا این مجموعه در چنین اوضاع و احوالی سراغ برگزاری جشن حافظ رفته است.
او گفت: «بزرگداشت حافظ، بهانه نمیخواهد؛ زیرا حافظ شاعر همه زمانهاست. چنانچه احوال آدمی خوش باشد ابیات بالا وصف آن وضع است و چنانچه ناخوش باشد، حافظ به همدردی با او میکوشد آنگاه که میگوید: شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل / کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟ اگر هم نومیدی بخواهد چیره شود، حافظ اینگونه به جنگ با او میرود: دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت / دائما یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور.
مدیرعامل موسسه «دنیای اقتصاد» توضیح داد: «بنابراین، حافظ با بهانه و بیبهانه پارهای از زندگی ایرانیان و فارسیزبانان است. اما غیر این بداهت، برای ما ایرانیان، ادبیات، بهویژه شعر، اهمیتی ویژه دارد و فراتر از امری زیباییشناختی یا احیانا تفننی است. بهتر از من میدانید که ادبیات ایران از ۱۱ قرن پیش تاکنون، یعنی از زمان رودکی، همواره یا مکمل معارف ما بوده است یا جانشین آن. ملتها در روزگاران نگونبختی و نامرادی، بیش از هر چیز به فلسفه و اندیشهای روشن نیاز دارند که راز ناکامی آنان را بگشاید و راه کامیابی ایشان را بنماید. فیلسوفان نامدار قرون سوم تا پنجم، از جمله فارابی و ابن سینا و زکریای رازی، چراغ فلسفه را روشن کردند و اندیشههایی بزرگ و خلاقانه آفریدند و اَسلاف آنها تا سدهها بعد، این میراث را حفظ کردند. اما پابهپای زوال سیاسی و اقتصادی در سراسر قلمرو خلافت اسلامی و بهتبع آن ایران، اندیشهها نیز ابتدا بیرمق شدند و در نهایت به مُحاق رفتند و بار اندیشهورزی را بر دوش شاعران نهادند.»
دکتر بختیاری گفت: «اندکی پیش از این دوران زوال، شاعران پا به میدان گذاشتند و خلأ فیلسوفان را پر کردند. رودکی، شعر را جان بخشید و موسیقی را زنده کرد؛ فردوسی، خرد را بر صدر نشاند و زبان فارسی را از پرتگاه زوال دور کرد؛ مولوی جانها را شیفته کرد؛ سعدی، سخن را پالود و در ادامه این خط پیشرفت، حافظ به میدان آمد و بر دل خستگان مرهم نهاد. مرهمی که حافظ بر دلها گذاشت معجونی از مروت و مدارا، ایهام و افسون، حلم و حکمت و در یک کلام، جام جم و آینه سکندری بود که پیش روی ایرانیان گذاشت تا به مدد آنها بفهمند بر«مُلک دارا» چه رفته است. آیینه سکندر جامِ می است بنگر / تا بر تو عرضه دارد، احوالِ مُلک دارا.»

او در پایان توضیح داد: «در روزگار ما بلایای زیادی بر مُلک و ملت عارض شده که مطالعه بخشی از آن به ما اهالی اقتصاد مربوط میشود. مصائب اقتصادی مزمن و فزاینده، جانها را خسته کرده و عجالتا مرهم موثری برای آن پیدا نمیشود. اما به مدد خواجه حافظ میخواهیم نومید نشویم و راهی برای خروج از این وضع پیدا کنیم. در این راه، علاوه بر چارهاندیشیهای اقتصادی، به حکمت و معرفت شاعرانه هم نیاز داریم. از نظر ما در گروه رسانهای «دنیای اقتصاد»، کار دانش اقتصادی یافتن راههایی برای کاهش آلام مادی است. از این حیث، حافظ مرجعی معتبر و بلکه یگانه برای شناخت زوایای روان آدمی و نیازهای اوست و ما باید این دانش شورانگیز را پاس بداریم. این کار، هنر و همت شما بزرگان و بزرگواران ادبشناس و حافظشناس است که به ما کمک کنید فهم خود را از انسانها بهعنوان مَبادی و مقاصد علم اقتصاد، دقیقتر و روشنتر کنیم تا بتوانیم گامهایی موثر به سوی بهبود حال هموطنان خود برداریم. رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند.»
در بخش بعدی برنامه، پیام تصویری استاد بهاءالدین خرمشاهی پخش شد که در آن خطاب به مهمانان گفت: «من حافظپژوه هستم که با حافظشناسی فرق دارد. حافظشناسی مرتبه بلندی است که بزرگانی همچون علامه طباطبایی به آن دست یافتهاند؛ ولی من در کار حافظ تحقیق میکنم و درباره شعر و زندگی اشکتابهایی نوشتهام.» او افزود: «حافظ حافظه ماست. حافظه قومی و جمعی ماست. در کنار او سعدی را داریم و فردوسی را که ملیت ما را به ثبت رسانده است. با این حال مضمون مناسبخوانی را انتخاب کردهام که در دانشنامه ۴جلدی حافظ و حافظپژوهی هم آمده و دربارهاش توضیح میدهم.»
استاد خرمشاهی گفت: «مناسبخوانی یکی از مهمترین ویژگیهای غزلهای حافظ است. یک بار با همسرم درباره تعداد کسانی که به من مراجعه میکنند حرف زدیم و من گفتم مردم عزیزان و هممسلک و همفرهنگ من هستند و علاقه دارم که بیش از این در خدمتشان باشم. همان موقع درباره قدرت نه گفتن به دعوتها و مراجعهها حرف زد و من همان موقع از حافظ کمک گرفتم که گفت غیرتم کُشت که محبوبِ جهانی، لیکن / روز و شب عربده با خلقِ خدا نتوان کرد.» این حافظ پژوه برجسته توضیح داد: «من درباره مناسبخوانیهای حافظ پژوهشی انجام دادهام و تعدادی از ابیات مهم او در این زمینه را تدوین کردهام که اگر عمری باقی باشد در دسترس مردم قرار میدهم. »
در بخش دیگری از این مراسم دکتر ایرج شهبازی نویسنده، پژوهشگر ادبیات عرفانی و مولویپژوه برجسته سخنرانی کرد و گفت: در تقویم ایرانی هر روزی از روزهای ماه نامی داشته و به آن روز اورمزد میگفتند. بنابراین وقتی میگفتند روز اورمزد اردیبهشت یعنی روز اول ماه اردیبهشت. یا وقتی میگفتند روز اورمزد ماه تیر یعنی اول تیر ماه و به این ترتیب ۳۰ روز ماه در واقع هر روز یک اسم داشت و وقتی که نام ماه و نام روز مطابقت پیدا میکرد در آن روز جشن برپا میکردند و معمولا جشن را آخر کلمه گان میگذاشتند. مثلا روز تیر در ماه تیر میشد جشن تیرگان و به این ترتیب ایرانیها از قدیم به شکل خیلی طبیعی در هر سال ۱۲ جشن داشتند و به خاطر توافق نام روز و نام ماه در بین این ۱۲ جشن بدون شک از همه مهمتر جشن مهرگان بود.»
این استاد دانشگاه گفت: «روز شانزدهم هر ماه در تقویم ایرانی اسمش روز مهر است. روز مهر در ماه مهر که شانزدهم مهرماه است به نام جشن مهرگان نامگذاری شد و در کنار جشن سده و جشن نوروز سه جشن بزرگ فرهنگ ایرانزمین به حساب میآمد. ایرانیها در مهرگان که از شانزدهم مهر آغاز میشد ۶روز پیدرپی جشن میگرفتند و محافل شادی و رقص و پایکوبی و شکرگزاری برپا بود و در واقع از زندگی بهره میبردند.»
دکتر شهبازی گفت: «فکر میکنم یکی از کارهایی که میتوانیم برای فرهنگ خودمان انجام دهیم این است که جشنهای باستانی را احیا کنیم. یعنی در هر ماه یک بهانه داشته باشیم. ماه مهر مصادف است با تولد استاد محمدرضا شجریان و تولد استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و در تقویم هشتم مهرماه بهعنوان روز بزرگداشت مولانا نامگذاری شده است. همچنین روز هفتم مهرماه به عنوان روز بزرگداشت شمس تبریزی نامگذاری شده است، از طرفی روز ۱۶ مهرماه مصادف با جشن مهرگان و روز بیستم مهرماه روز حافظ است. پیشنهاد من این است که هر سال یک دهه مثلا از هشتم مهرماه تا ۲۰ مهر به نام دهه مهر طراحی کنیم و مهر را پاس بداریم.»
این استاد دانشگاه افزود: «تاریخ چندهزارساله بشر نشان میدهد که بشر با جنگ سعی کرده به اهداف خودش برسد، اما حاصلش چیزی جز ویرانی و تباهی نبوده است. در یک کلام میتوان گفت تاریخ بشر ننگ بشر است چون اندیشه جنگ بر اذهان بشر غالب بوده و تنها پادزهر جنگ هیچ چیزی جز مهر نیست.»
او افزود: «اگر میخواهیم برای سرزمین بلکه برای دنیا کاری انجام دهیم باید گفتمان مهر را جایگزین گفتمان جنگ کنیم و تا این اتفاق در سرزمین ما نیفتد انتظار هیچ گشایشی نیست. امروز که اسلحهها و جنگافزارهای خیلی خطرناکی وجود دارد نباید گمان کنیم که تنها تفاوت انسان زمان قدیم و جدید در خطرناکتر شدن ابزارهای جنگی است. مصیبت بزرگ ذهنیتی است که به خودش اجازه میدهد جان انسانها را بگیرد و حق حیات آنها را سلب کند. مادامی که این طرز تفکر عوض نشود و مادامی که برای حیات بشری حرمت قائل نباشیم اتفاق خوشایندی در زندگی ما رخ نخواهد داد. به همین دلیل فکر میکنم باید بتوانیم بیشتر درباره مهر و مهر ورزیدن سخن بگوییم.» او در ادامه گفت: یک معنای مهر عشق است و یک معنایش خورشید. آرزو میکنم که گفتمان مهر جایگزین گفتمان قهر و جنگ شود و انسانها بتوانند با زیبایی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
دکتر شهبازی در بخش دیگر حرفهایش به موضوع زیبایی از نگاه حافظ پرداخت و گفت: «حافظ یکی از زیبادوستترین آدمهای دنیاست. او بهشدت دل در گرو زیبایی دارد و دیدن زیبایی را در عشق ورزیدن به زیبایی سپری کرده است. اما زیباییهای طبیعت مهمتر از زیبایی بشری است. او یکی از ستایندگان پرشور زیبایی بشری است و از ستودن این زیبایی مطلقا خسته نمیشود.» این استاد دانشگاه گفت: «سوالی که باید به آن بپردازیم این است که این زیبایی که حافظ دربارهاش صحبت میکند دقیقا چیست و آیا میشود آن را تحلیل کرد. من بیاغراق میگویم که بارها دیوان حافظ را کلمه به کلمه خواندهام و به سخنانش دقت کردهام. از کنار هم گذاشتن مجموعه حرفهایش به نظرم رسید که از نگاه او زیبایی چهار مولفه دارد.» این استاد دانشگاه مولفههای زیبایی از نگاه حافظ را برشمرد و درباره هر کدام آنها توضیح داد.
در ادامه این برنامه سعید عریان، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی، نیز درباره جایگاه حافظ در ایران سخنرانی کوتاهی کرد. در این مراسم صالحه زهرهوند، نوازنده چنگ باستانی و گروه موسیقی «بیداد» با حضور مجتبی و باربد محمدینیا و مجتبی نوازه موسیقی اجرا کردند و چهرههای سرشناسی همچون داریوش کاردان، رضا بنفشهخواه، امیرشهاب رضویان، مهوش وقاری، فاطمه آل عباس، سید امیرسادات موسوی، مصطفی صادق و حسامالدین سراج برای حاضران غزلهای حافظ را خواندند. جواد زهتاب، شروین سلیمانی و علیرضا نورعلیپور نیز در این مراسم شعر خواندند.