چرا نویسندگان ایرانی نمیتوانند به نوبل نزدیک شوند؟
گمانههای غریب
همین سایت اما بر اساس فهرست بنگاههای شرطبندی کان ژو نویسنده چینی، جرالد مورنین نویسنده استرالیایی، هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی، توماس پیتچن نویسنده آمریکایی و مارگارت آتوود نویسنده کانادایی را شانسهای اصلی دریافت این جایزه دانسته است.
واقعیت این است که گمانهزنیها درباره چنین فهرستهایی را نباید جدی گرفت. در سالهای گذشته بارها نامهای بسیاری برای دریافت این جایزه مطرح شدند اما آکادمی نوبل نشان داد که بر اساس متر و معیارهای خودش حرکت میکند و توجهی به گمانهزنیها و فهرست بنگاههای شرطبندی ندارد. نکته مهم این است که شاعران و نویسندگان ایرانی برای دریافت این جایزه با موانع ساختاری، زبانی و فرهنگی جدی روبهرو هستند. مشکل ترجمه و بازتاب جهانی آن یکی از مهم ترین موانع است که اجازه نمیدهد یک نویسنده ایرانی به نوبل نزدیک شود و آثار دولتآبادی ریشه در فرهنگ، اقلیم و زبان محلی خراسان دارد و ترجمه دقیق این آثار با تمام ظرافتهای زبانی دشوار است. از طرفی عدم پیوستن ایران به کپیرایت را هم باید یکی از مهمترین موانع رشد ادبیات ایران دانست. این مانع باعث شده ناشران جهانی انگیزهای برای سرمایهگذاری، انتشار گسترده و تبلیغ حرفهای آثار نویسندگان ایرانی در بازار جهانی نداشته باشند.
کمیته نوبل علاوه بر ارزشهای ادبی محض، فاکتورهایی نظیر شناخت جهانیِ مستمر، جریانسازی در ادبیات جهانی و لابیهای فرهنگی ناشران بزرگ را نیز در نظر میگیرد که ادبیات فارسی در این میان سهمی ندارد.
از این رو به نظر میرسد فاصله زیادی بین ادبیات ایران و جایزه نوبل وجود داشته باشد هرچند آکادمی در این سالها پیشبینیناپذیر عمل کرده است. خبرهایی از این دست در سالهای اخیر بارها منتشر شده اما در واقعیت اتفاق دیگری افتاده است. به عنوان مثال سال ۱۳۸۶ هم همین گمانهزنی مطرح شد و محمود دولتآبادی همان موقع در مصاحبهای گفت: «من قضاوت نمیکنم؛ ولی شخصا اطلاع دقیق دارم که در سال ۱۳۶۵-۱۳۶۴، محمود دولتآبادی از ایران کاندیداتوریاش روی آنتنها رفت؛ و از آن زمان هم، یکی دو سه بار من رفتم تا پای نوبل. ولی به هر حال، به دیگری تعلق گرفت. من شخصا مدعیام که من از بسیاری از نویسندگانی که نوبل گرفتند نویسندهتر هستم.»