نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

راد افزود: گفت‌وگوی بیژن شکرریز برای تالیف کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» حدود یک سال طول کشید. همه لحظات این گفت‌وگوها برایم جذاب و جالب بود. زمانی که پیشنهاد این کار به من داده شد، حدود یک سال و نیم تا رسیدن من به هشتادسالگی باقی مانده بود. آقای شکرریز گفت که می‌خواهد رونمایی کتاب همزمان با تولد هشتادسالگی من برگزار شود. تقریبا یک ماه پیش از آن زمان، گفت‌وگوها و متن کتاب به پایان رسیده بود اما به دلایل مختلف، از جمله روند دریافت مجوز و چاپ، کار متوقف ماند و انتشار آن به تاخیر افتاد.

این بازیگر گفت: از آقای شکرریز خواهش کردم که متن را یک‌ بار دیگر در اختیارم بگذارد تا بخش‌هایی را که احساس می‌کردم تکراری است، اصلاح کنم. او متن را داد. من هم تلاش کردم تکرارها را برطرف کنم و نسخه را بازگرداندم اما پس از آن، فاصله‌ای طولانی ایجاد شد تا زمانی که دوباره متن برای اخذ مجوز و چاپ ارسال شد. در آن زمان باز هم درخواست کردم یک‌ بار دیگر کتاب را بخوانم اما متاسفانه این امکان تا پیش از چاپ فراهم نشد. کتاب حدود ۶ روز پیش به دست من رسید و آن زمان توانستم آن را بخوانم. اشکالات جزئی در کتاب وجود دارد که اگر فرصت بازخوانی نهایی فراهم می‌شد، می‌توانست اصلاح شود اما متاسفانه این فرصت پیش نیامد.

او گفت: آقای شکرریز با صراحت فراوان درباره مسائل مختلف حرف می‌زند. گاهی هم اظهارنظرهایش تند است اما در بسیاری موارد بجا و درست است. به طور معمول سعی می‌کنم از اظهارنظرهای تند پرهیز کنم اما او با صراحت کامل حرفش را می‌زند و اگر لازم بداند حتی نام افراد را هم می‌آورد؛ کاری که من معمولا انجام نمی‌دهم. به همین دلیل، کتاب بسیار صریح و روراست شده است. چیزی در آن پنهان نشده حتی در مواردی که به نقد خودمان مربوط می‌شود. در بخش‌های مختلف کتاب، از خودم انتقاد کرده‌ام و در برخی موارد نیز آقای شکرریز نکاتی انتقادی را مطرح کرده‌ که من هم پاسخ داده‌ام و تایید کرده‌ام که چنین مسائلی وجود داشته است.

بازیگر مجموعه تلویزیونی «در پناه تو» با اشاره به زندگی شخصی خود اظهار کرد: حدود پنج سال است که رفیق شفیقی دارم که همیشه همراه، یار و کمک‌کننده‌ام بوده است. بسیاری از دوستان می‌بینند که در تئاترها، جلسات و برنامه‌های مختلف، او همراه من است و شاید برای برخی این همراهی کمی تعجب‌برانگیز باشد؛ مریم همسرم لیسانس فرهنگ و هنر و فوق‌لیسانس مطالعات فرهنگی دارد. بنابراین من فقط یک همراه ندارم؛ یک رفیق و هم‌صحبت دارم. وقتی با هم به تئاتر می‌رویم، پس از اجرا درباره نمایش حرف می‌زنیم، بحث می‌کنیم، گفت‌وگو می‌کنیم و گاهی هم با هم اختلاف‌نظر پیدا می‌کنیم.

او گفت: مریم در این پنج سال باعث شده که من دیگر زندگی تنهایی نداشته باشم حتی در خانه، درباره کارهای ساده‌ای مثل جارو کشیدن هم گاهی نوعی مدیریت و تقسیم کار داریم؛ من هم جارو می‌کشم. این زندگی آرام و همراهی صمیمانه، در این سن برایم بسیار آرامش‌بخش است و موهبتی است که نصیبم شده؛ برای همین، از او نیز صمیمانه تشکر می‌کنم.