شیرمحمد اسپندار که بود و در موسیقی نواحی ایران چه کرد؟
غروب نوای بلوچ
روایت یک زندگی
شیر محمد اسپندار سال ۱۳۱۰ در بمپور متولد شد. او از نوجوانی علاقه خود به موسیقی را دنبال کرد و برای آموختن و کسب تجربه راهی کراچی پاکستان شد و در سال ۱۳۳۷ به ایران بازگشت و فعالیت حرفهای خود را با تمرکز بر موسیقی بومی بلوچستان ادامه داد.او تا سال ۱۳۶۲ علاوه بر دونَلی با ساز تکنی نیز به اجرای موسیقی میپرداخت. او شیوه نوازندگی دونَلی را بدون آموزش رسمی و تنها با مشاهده دستان یکی از نوازندگان این ساز فرا گرفت؛ استعدادی که بعدها او را به یکی از برجستهترین و اثرگذارترین نوازندگان دونَلی در ایران تبدیل کرد. اسپندار نه تنها در نوازندگی بلکه در ساخت ساز دونَلی نیز مهارت ویژهای داشت.
بسیاری از علاقهمندان موسیقی نواحی، وقتی نام دونلی را میشنوند ناخودآگاه به یاد صدای منحصربهفرد ساز او میافتند که نه فقط نوازنده این ساز، بلکه حافظ یک شیوه زندگی و یک میراث شفاهی بود.
صدای عجیب دونلی
دونلی یکی از خاصترین سازهای بادی موسیقی بلوچستان است؛سازی که برخلاف بسیاری از سازهای رایج، از دو نی مجزا تشکیل شده و نوازنده باید هر دو را به صورت همزمان به صدا درآورد. نام این ساز نیز از همین ویژگی گرفته شده است؛ «دو نی» که در گویش محلی به «دونلی» شهرت یافته است. این ساز معمولا از دو لوله نی ساخته میشود که کنار یکدیگر قرار میگیرند. یکی از نیها نقش اجرای ملودی اصلی را دارد و دیگری با ایجاد صداهای همراه، به موسیقی عمق و پیچیدگی بیشتری میبخشد اما آنچه دونلی را بهسازی بسیار دشوار تبدیل میکند، شیوه نواختن آن است. نوازنده باید بتواند بدون قطع شدن جریان صدا، نفس خود را مدیریت کند؛ تکنیکی که در موسیقی به «تنفس پیوسته» یا «تنفس دورانی» شناخته میشود. در این شیوه، نوازنده با استفاده از هوای ذخیرهشده در دهان، صدای ساز را حفظ میکند و همزمان از بینی نفس میگیرد تا اجرای او متوقف نشود. اجرای چنین تکنیکی نیازمند سالها تمرین، توانایی بدنی، کنترل دقیق تنفس و شناخت عمیق از ساز است؛ ویژگیهایی که استاد اسپندار را به یکی از برجستهترین نوازندگان دونلی در ایران و جهان تبدیل کرد.
فراتر از مرزها
اگرچه خاستگاه هنر استاد شیرمحمد اسپندار، روستاها و مناطق جنوبی سیستان و بلوچستان بود، اما آوازه نوای او محدود به مرزهای جغرافیایی نماند. او با همان ساز سادهای که ریشه در زندگی مردم بلوچ داشت، توانست توجه بسیاری از علاقهمندان موسیقی نواحی در ایران و جهان را به خود جلب کند و نام بلوچستان را در میان گنجینههای موسیقی قومی مطرح سازد.
در نگاه بسیاری از پژوهشگران موسیقی، استاد اسپندار تنها یک نوازنده ماهر نبود؛ او نماینده یک فرهنگ بود. هنر او نشان داد موسیقی اقوام ایرانی، برخلاف برخی تصورها، هنری محدود و محلی نیست، بلکه میتواند با حفظ اصالت خود، مخاطبان جهانی پیدا کند.او ثابت کرد یک ساز بومی، حتی اگر از منطقهای دور از مراکز فرهنگی کشور برخاسته باشد، میتواند حامل پیامی جهانی باشد؛ پیامی درباره انسان، طبیعت، زندگی و احساسات مشترک میان ملتها. همین ویژگی باعث شد نام او در میان چهرههای تاثیرگذار موسیقی نواحی ایران قرار گیرد و از او به عنوان یکی از مهمترین حافظان موسیقی بلوچ یاد شود.
حضور او در جشنوارههای مختلف داخلی و خارجی، فرصت مهمی برای معرفی موسیقی بلوچستان فراهم کرد. او در رویدادهای فرهنگی و هنری، نه با یک اجرای صرفا نمایشی، بلکه با ارائه بخشی از فرهنگ زنده مردم منطقه حضور پیدا میکرد.
اجرای او برای مخاطبان، تنها شنیدن صدای یک ساز نبود؛ بلکه آشنایی با بخشی از تاریخ و تمدن جنوب شرق ایران بود. بسیاری از مخاطبان که شاید شناخت محدودی از بلوچستان داشتند، از طریق هنر اسپندار با ظرفیتهای فرهنگی این منطقه آشنا شدند. او توانست تصویری متفاوت از بلوچستان ارائه کند؛ بلوچستانی که علاوه بر ظرفیتهای طبیعی و جغرافیایی، سرشار از میراث فرهنگی و هنری ارزشمند است.
چند سال پیش جشنواره شبهای فرهنگی سیستان و بلوچستان برگزار شد و شیر محمد هم در این جشنواره نواخت و مخاطبانش را به سرزمینِ سواحل زیبای ماسهای و آثار تاریخی شهر سوخته و قلعههای باستانی مهمان کرد و گفت: «هیچ. چه میکنم؟ در خانهام افتادهام. فقط مگر من هستم؟ خیلیها هستند که مردند. دستشان از دنیا کوتاه شد. خیلیها هم هستند که در همان فقر و بیپولی زندگی میکنند. این برنامه را که گذاشتند من حالم خوش شد.ای کاش حال همهی هنرمندانِ بلوچ خوش شود. مگر ما چه میخواهیم؟ من اگر پول میخواستم، اگر زندگی خوب میخواستم که حالا اینجا نبودم. زندگیام این طور نبود، گفتم که، فقط میخواهم مردم را از من دریغ نکنند. همین. هنر بلوچ، سرافرازی ماست؛ هر چه سرافرازتر باشد؛ حالمان خوشتر است. این هنر بمیرد، ما مردهایم. من وطن پرستم. کی را میشناسید که به اندازهی من این زمین را دوست داشته باشد؟»