پیشگویی بیضایی از سینمای ایران

اصغر نعیمی فیلمساز و مجری این برنامه درباره دلیل تاخیر چند ماهه در برگزاری بزرگداشت استاد بهرام بیضایی از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران گفت. شورای مرکزی کانون کارگردانان پیگیر برگزاری یک برنامه بزرگداشت برای این کارگردان یگانه و بی‌بدیل بود ولی متاسفانه با اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، به طور عملی امکان برگزاری این مراسم را از کانون کارگردانان سینمای ایران سلب کرد و همچنان امیدواریم بتوانیم در شرایط دیگری مجلسی باشکوه را به بزرگداشت این کارگردان اختصاص بدهیم.

او گفت: ارزش بیضایی در پیشگویی‌هایش بود.او هشدارهایی داد که به وقتش‌ جدی گرفته نشد و نمونه آن در فیلم «وقتی همه خوابیم» دیده می‌شود؛ جایی که تاثیر سرمایه و حضور سرمایه‌گذار بر فیلم‌ها نشان داده شده است. 

سعید قطبی زاده منتقد سینما نیز در این مراسم گفت: من دو بار تا به حال امکان مصاحبه را با بهرام بیضایی داشتم. یکبار با محوریت نمایش «شب هزار و یکم» و دیگری در زمان «سگ کشی». هنگامی که با فیلمساز مواجهه صورت می‌گیرد، احساس می‌کنید که این فیلم‌ها، چکیده‌ای از دانش، سواد و درک و فهم او از سینما و همین‌طور، از جهان است. در خلال این دو گفت‌وگو متوجه شدم که بهرام بیضایی چقدر سینما می‌شناسد و این واضح است که هر سینماگر صاحب سبکی، سینما را می‌شناسد و دو نوع شناخت وجود دارد. یکی خودانگیخته و ثبت گونه که هر کارگردانی را وارد دنیایی می‌کند که ما با دیدن فیلم‌ها، پا به آن دنیا می‌گذاریم. شناخت دوم، اینکه یک فیلمساز چقدر تاریخ سینما را می‌داند و به جریان‌ها مسلط است.

او توضیح داد: نگاه دیگری که در سینمای بیضایی وجود دارد نگاه ژانری او به زنان است. بیضایی تسلط قابل‌توجهی بر سینما دارد و عاشق فیلم دیدن بود به طوری که می‌توانستی ساعت‌ها با او راجع به فیلم‌سازان مختلف حرف زد. هر توضیح اش درباره هر گوشه تاریخ سینما یک درس بزرگ بود و مصداقش هم همان کتاب «هیچکاک در قاب» است. این کتاب برگرفته از یک سخنرانی بهرام بیضایی بود که به حالت مکتوب درآمده و می‌توان آن را در کنار بهترین منابع هیچکاک‌شناسی قرار داد. در «سگ کشی»، شخصیت زن همان شخصیت امیدوار، کوشا و غمگین فیلم نوآر است.

قطبی زاده درباره خشم نهفته در «سگ کشی» گفت: بین ساخت «مسافران» تا «سگ کشی»۱۰ سال فاصله می‌افتد. در آن۱۰ سال، بیضایی طرح‌های‌ زیادی به ارشاد ارائه کرد که با سنگ‌اندازی‌ها مواجه شد. این تلاش مکرر بیضایی برای ماندن در سینمای ایران، با سنگ‌اندازی‌های متعدد باعث خشمی شد که در «سگ کشی» فوران می‌کند.

این منتقد سینما با اشاره به تسلط بیضایی به شاهنامه و نمایش چین، ژاپن و حوزه شرق و نیز عشق به سینما و هیچکاک‌ که سبب بروز نگرش و رویکرد خاص او در سینما شده است، گفت: امروز منتقدان جوان‌تر و فعالان مجازی با فقدان استدلال، سینمای‌ بیضایی را بخاطر تکلفش نقد می‌کنند ولی کشف تکلف در سینمای او اصلا کشف بزرگی نیست چون خودش اعلام می‌کند.

او افزود: فیلمسازانی مثل بیضایی و تقوایی سبک خود را پایه‌گذاری کردند ولی فیلم‌های امروز مثل آسانسور هستند که بالا و پایین‌ جامعه را نشان‌می‌دهند، به همین دلیل فیلم‌های روستایی و فرهادی خیلی فرقی ندارند. متاسفانه سال‌هاست در سینمای ایران فیلمی ندیده‌ام‌ که بشود با هیجان از آن حرف زد درحالی‌که بیضایی فیلسوف، شرق‌شناس و عاشق سینما بود و وقتی «سگ‌کشی» را ساخت، چند مدیر را جابه‌جا کرد چون فیلمسازانی مثل او معترض و صاحب نگاه‌ بودند و وقتی می‌خواستند فیلم بسازند در راهروهای ارشاد پچ‌پچ راه می‌افتاد اما الان بزرگ‌ترین فیلمسازان ما فیلم می‌سازند و هیچ اتفاقی نمی‌افتد.