اعطای جایزه صلح اقدامی سیاسی است
دنیای اقتصاد : توماس مان، نویسنده مشهور آلمانی با اینکه بارها خود را بهعنوان فردی غیرسیاسی معرفی کرده بود و بر این نکته تاکید داشت اما برخی اعمال او نشاندهنده این دیدگاه است که هرگاه پای وجدان اخلاقی در میان باشد، مرزی بین رفتار سیاسی و غیرسیاسی وجود ندارد. نامه این نویسنده به کمیته اعطای جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۳۵ و حمایت او از «کارل فون اوسیتسکی» نویسنده مغضوب حکومت هیتلر نشاندهنده دیدگاه آزادمنشانه اوست؛ نامهای که احتمالا در اعطای جایزه صلح نوبل به اوسیتسکی بیتاثیر نبود. بخشهایی از نامه «مان» را با ترجمه ماشاالله مقدسی میخوانید.
به کمیته اعطای جایزه صلح نوبل
«در مجله سوئیسی خواندم که ماساریک، رئیسجمهور چکسلواکی و کارل فون اوسیتسکی، نویسنده آلمانی بهعنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل امسال بیش از دیگران مطرح شدهاند. دشوار بتوان مشخص کرد که این خبر تا چه حد حاصل نظرات اعضا و اهداف واقعی کمیته صلح نوبل است اما خواهش میکنم اگر ممکن باشد شوق و اشتیاق (شاید بیمناسبت) مرا در این زمینه در نظر بگیرید و اجازه دهید نکات زیر را مطرح کنم. بدون تردید همه دوستداران صلح از انتخاب رئیسجمهور محترم چکسلواکی صمیمانه استقبال خواهند کرد و این انتخاب بیشک همان گونه که انتظار میرود، انتخاب کاملا درستی است اما چه موجی از شادی و رضایت جامعه فرهنگی را فراخواهد گرفت اگر این کمیته به تصمیمی گرچه نه چندان دقیق و شفاف اما مهم از نظر اخلاقی برسد و این جایزه را به یک جانباخته راه آزادی چون اوسیتسکی اعطا کند که سه سال است در اردوگاههای کار اجباری نازیها رنج میبرد. بیان این موضوع ساده نیست، اما برای من مهم است که توجه شما را به این مهم جلب کنم؛ انتخاب اول اقدامی کاملا خوب، جالب و بیعیب و نقص است که هیچکس از آن نخواهد رنجید و شگفتزده نخواهد شد، اما انتخاب دوم کاری بزرگ، آزادمنشانه و کاملا اخلاقی و بینظیر است. این انتخاب اقدامی موثر و به دور از هر شائبهای است که آرامش، قدرت و ایمان به خوبیها را دوباره نه فقط در دل انسانی که لایق آن است، بلکه در دل میلیونها انسان رنجدیده در دنیای پر از تباهی و تیرگی امروز فراهم میکند و این کار پسندیده به معنای واقعی کلمه باعث بیداری آنانی خواهد شد که از سر بیتفاوتی، سستی و ضعف اخلاقی دست به اقدامی نمیزنند. همین نکته را میخواستم بگویم. گرچه میدانم کمیته چه تفکر و ملاحظات واقعبینانهای را در نظر خواهد گرفت تا راه حلی پسندیدهتر و بیطرفانهتر را در پیش گیرد. منظورم آن است که میدانم جایزه صلح نباید رنگ و بوی سیاسی داشته باشد و با اعطای آن به دولتی رسمی یا مردم یک کشور اهانتی شود اما اعطای این جایزه بیشک و در هر شرایطی اقدامی سیاسی است. حتی بنیان آن از ابتدا هم سیاسی بوده است. هدف ایجاد صلح بین ملتها و قدردانی از پیشگامان رنجدیده این قلمرو است. نمیشود همیشه این جایزه را به دولتمردان و سیاستمداران اعطا کرد. صلحجویی گاهی در سرشت خود مخالفت با حکومتها را هم دارد و در چنین مواردی جایزه به آنانی تعلق میگیرد که در هر حال با دولتی به مخالفت برخاستهاند. اما دولت مورد نظر ما، همانگونه که میدانید صلحجویی را به سبک و سیاق خود تعبیر میکند. همه مردم سخنان پیشوای آلمان را به یاد دارند که وعده داده بود تا با صلحجویی ارتش آلمان را (هم از جنبه مادی و هم معنوی) تجهیز کند و مردم را به شادمانی و رفاه برساند. در روزنامه رسمی دولت آلمان مینویسند که شعلهافکنها و سلاحی دارند که میتوانند با آنها تمامی مردم اروپا را در صحنههای جنگ به خاک و خون بکشند. از نظر سیاسی، فرهنگی و انسانی تفاوت بسیاری بین پیشوای آلمان و نویسنده مورد نظر ما در نگرش و تنفر از جنگ وجود دارد. همین تفاوت است که اوسیتسکی و بسیاری از طرفداران صلح در آلمان را به زندان و شکنجه محکوم کرده است و در عین حال نشانهای بارز از اندیشه غیر منطقی نازیهاست که به آن مباهات هم میکنند... اعطای این جایزه به اوسیتسکی نشانه هوشیاریبرانگیز برای میلیونها انسان بیمزده و هراسناک است و آنان در خواهند یافت که جایزه صلح به صبر و شکیبایی ملت آلمان اهدا خواهد شد. از صمیم قلب خواهش میکنم به خاطر همین میلیونها انسان بار دیگر این نشانه هوشیاریبرانگیز را به جهانیان نشان دهید.
توماس مان